دوستان! همیشه اعتقاد داشته ام و در کتاب هایم به کرات نوشته ام که:
مأموريت ما مبارزه است تا بتوانيم جهان هستي را
در مسير تکاملي خود سريعتر به طرف جلو هدايت کنيم.
افراد زيادي را در موقعيت هاي اجتماعي و حرفه اي متفاوت
اعم از كارمند و مدير و دانشجو و خانهدار و دانش آموز......
مي بينيم كه افسرده اند و در کارهاي روزمره بي تفاوت و کم تحمل نشان مي دهند!
گويي حال و حوصلة کسي را ندارند و از «بودن» لذت نمي برند.
تجربه در زندگي به من آموخته است که بايد هميشه به استقبال مبارزه رفت.
همة ما افراد بسياري را مي شناسيم که نسبت به زندگي بدبين هستند
و هرگونه تلاشي را عبث و بيهوده فرض مي كنند.
اين افراد خود را بازيچة دست روزگار مي دانند
و هيچ گونه هدفي را براي خود قايل نيستند.
گويي کسي را در زندگي دوست ندارند
و خوشبختي و سعادت کسي را نمي خواهند.
هيچگاه به ديگران ياري نمي رسانند
و به جاي اينکه «دست» همنوعان خود را بگيرند،
«پاي» آن ها را مي گيرند!
گويي که مبارزة آن ها با عشق و محبت و نوعدوستي است!
نکبت و ناراحتي ديگران را پيشرفت و راحتي خود تفسير مي کنند
و به همه چيز با بغض و کينه مي نگرند!
راز موفقیت همراه با آرامش اينست:
مأموريت ما مبارزه، نوعدوستی و آرزوی خوشبختی برای دیگران است
تا بتوانيم جهان هستي را در مسير تکاملي خود سريعتر به طرف جلو هدايت کنيم.
نتيجة مبارزه مان هم اصلاً مهم نيست.
مهم اين است که در هر لحظه از زندگي
(در خانه و کنار خانواده، دانشگاه، محل کار، جامعه، ميدان نبرد و.....)،
بهترين نوع مبارزة خود را به معرض نمايش بگذاريم...
اگر دنیا را این گونه ببینیم و زندگی را این چنین تفسیر کنیم
به راستی زندگی موفقیت آمیز همراه با آرامشی خواهیم داشت....