تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - علت عقب نگه‏داشته شدن جامعه: بزرگ‏نمائی پیروزی‏ها و تقبیح شکست‏ها

 

پیام شمارة ۲۲۱

 

یاران همراه!

 

دیشب وقتی که تیم فوتبال پرتغال، سفیدپوشان انگلستان را شکست داد - که البته قبل از آن تیم‏های قدر و پرآوازه دیگری را نیز شکست داده بود- و به مرحله نیمه نهائی جام جهانی ۲۰۰۶ راه پیدا کرد، یاد بازی خوب تیم ملی فوتبال ایران با پرتغال در مرحلة مقدماتی افتادم که هرچند متحمل شکست شد، اما درحد توان بازی کرد ولی صدافسوس، که جامعه قدر ندانست و نفرات تیم ملی هنگام مراجعت به ایران، مخفیانه پا به خاک وطن گذاشتند، تا آسیبی به آن‏ها نرسد. شاید توقع جامعة ایرانی، علاوه بر راهیابی تیم فوتبال ایران به جام جهانی، شکست دو تیم قدرتمند مکزیک و پرتغال توسط تیم ملی ایران بود، یا به عبارتی دیگر، چشیدن طعم پیروزی که تنها به عرصة میادین ورزشی ختم نمی‏‏گردد، بلکه می‏خواهیم در تمامی عرصه‏های مختلف علمی، هنری، صنعتی و.... به بلندترین قله‏های افتخار صعود کنیم و نام خود را پرآوازه نمائیم. همیشه می‏پنداشته‏ایم که اگر قدم در هر مسیری بگذاریم، پیروزی مسلم برماست و انگار که چاره‏ای جز غلبه نداریم؛ اما وقتی به دستان خود می‏نگریم، آن‏ها را خالی می‏بینیم که کمترین توان و توشه‏ای ندارند، ولی تا بی‏نهایت از غروری القائی برخوردارند. یعنی همان غروری که همیشه اجداد نادیدة خود را برای فرزندانمان الگو قرار می‏دهیم که زمانی ابن‏سیناها و زکریای رازی‏ها و ابونصرفارابی‏ها و ابوریحان بیرونی‏ها و کسان و کسانی دیگر داشتیم، اما هیچ‏گاه به فرزندانمان نمی‏گوئیم که امروز خود چه داریم و در کجای قافله رشد و توسعه دنیا قرار گرفته‏ایم. پول نفت را در سفرة مردم قرار می‏دهیم تا امروزشان بگذرد و حافظ و مولوی را در گوششان می‏خوانیم تا به گذشته‏اشان مباهات کنند و فردایشان را هم با وعده و وعیدی که هر زمانه به‏صورتی، یا وعدة رسیدن به دروازه‏های تمدن بزرگ، یا ایجاد توقع قدرتی هسته‏ای و برخورداری از هرآن‏چه که حق مسلم ماست، ترسیم می‏نمائیم تا همة این‏ها تبدیل به فرهنگی غرورآفرین ولی تهی از تدبیر برای ساختن آینده‏ای واقع‏بینانه گردد. اگر شاخص‏های مختلف علمی، اقتصادی، توسعه‏ای، صنعتی و... بر وفق مرادمان حرکت نمی‏کنند، شنیده‏ایم که دلیلی خارج از مرزهای کشورمان داشته است ولی هیچ‏گاه خود را مقصر ندانسته‏ایم که مثلاً چرا از لحاظ رتبه علمی میان کشورهای جهان در سطحی پائین قرار داریم، یا چرا شاخص‏های توسعة انسانی، تصویری امیدوارکننده گزارش نمی‏کنند یا چرا یکی از بسته‏ترین اقتصادهای دنیا را در اختیار داریم یا چرا ......؟ جالب آنست که اکثر مردم جامعه، برای چراهای مختلف، ((جواب)) دارند و صدالبته، برآیند تمامی جواب‏ها به تدابیر و سیاست‏های حکومت منتهی می‏گردد، نه تنها در این رژیم، بلکه شاید طی تاریخ چند صد سالة گذشتة ایران زمین! یعنی همان مردمی که جیره‏خوار دولت در نظام کنترلی هستند، علت‏العلل ناکامی‏ها را دولت می‏دانند که این نکته‏ای بس ظریف است و قابل تأمل! شاید به زبانی می‏خواهند بگویند که نظام دولت‏سالار عامل شکست می‏باشد، که اگر مردم کار خود را برعهده می‏گرفتند، از جان مایه می‏گذاشتند، دل می‏سوزاندند و عاقبت؛ شکست و پیروزی را بر گردن می‏نهادند. اما وقتی دولت عهده‏دار امور باشد، همه باید پیروز شوند و شکست معنائی ندارد؛ چراکه ناکامی و شکستِ اقدامات دولت را تداعی می‏سازد. اما وقتی مردم عهده‏دار کار خود باشند، می‏دانند که شکست همچون پیروزی، از نتایج فعالیت است و هر شکستی را تجربه‏ای برای پیروزی در آینده می‏دانند. پس بزرگ‏نمائی پیروزی‏های کوچک و تقبیح و نادیده گرفتن شکست‏ها که از مظاهر نظام‏های کنترلی است، می‏تواند یکی از علٌل عقب نگه‏داشته شدن جامعه باشد، در این‏صورت تنها شکست در میادین ورزشی قابل رؤیت و ناامیدکننده نخواهد بود که فردا در صحنه‏های دیگر نیز میسور است. شاید جواب بسیاری از دانشجویانم را داده باشم که می‏پرسند: پس چرا با این‏همه منابع عظیم مادی و انسانی، هنوز اندرخم یک کوچه‏ایم؟ تا وقتی که اقتصاد متکی بر درآمدهای نفتی است و جیره‏خوار دولت هستیم و نظام کنترلی دولت‏سالار عهده‏دار مخارجمان باشد، شرایط همین است و لاغیر. پس نباید منتظر معجزه نشست، نه در میادین ورزشی و نه در میادین اقتصادی و سیاسی؛ محصول نظام دولت‏سالار حداکثر همین چیزی است که امروز برداشت می‏کنیم؛ تا وقتی‏که دولت می‏تواند سفره‏هامان را با درآمدهای نفتی رنگین سازد، خشنود باشیم و آنروزی که دیگر نتوانست، شاید به خود آئیم و ترفندی دیگر بیندیشیم، که اگر آنروز دیر نشده باشد!

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.

 

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS