پیام شمارة ۱۴۵
یاران همراه!
در خبرها آمده بود که چين در ماه جاری (اسفندماه)، با اعزام بالاترين مقامات برنامهريزي اقتصادي- سیاسی خود به ايران، درصدد انعقاد قراردادي به ارزش ۱۰۰ ميليارد دلار در توسعة يك ميدان نفتي عظيم، واقع در ميدان نفت و گاز يادآوران در جنوب غربي ايران که بالغ بر ۳ ميليارد بشكه ذخيره نفت در خود جای داده است، میباشد. سفر مقامات چيني به دنبال امضاي يادداشت تفاهم میان ايران و سينوپك در اكتبر ۲۰۰۴ صورت ميگيرد كه بر اين اساس، بزرگترين پالايشگر چين نسبت به خريد ۲۵۰ ميليون تن گاز مايع طبيعي LNG از ايران طي ۲۵ سال آينده اقدام خواهد كرد. لازم به ذکر است که حجم مبادلات تجاري میان دو كشور از ۲/۱ ميليارد دلار در سال ۱۹۹۸ ميلادي به مرز ۱۰ ميليارد دلار در سال گذشته رسيده است. در این رابطه نکات ذیل قابل ذکر است:
۱- باید انتظار داشت که پیشنویس قرارداد مزبور، هنوز نهائی نشده باشد و فعلاً آنچه خبرگزاریها گزارش نمودهاند، صورت مسئلهای است که جزئیات آن با توجه به ((منافع ملی)) کشور در حال و آینده، باید در تهران به کارشناسی گذارده شود. بهعبارت دیگر، نویسنده امیدوار است که مسائل پیشآمده در خصوص مسائل انرژی هستهای باعث نگردد که دوباره شرایط دوران پهلوی و قاجار که در مواقع بحرانی و ضرور، امتیازاتی را با هزینة آیندگان به خارجیها اعطاء میکردند و منابع ملی را که بخش اعظمی از آن متعلق به نسلهای آینده بود، با کمترین بها به آنها هدیه مینمودند، احیاء گردد.
۲- گفته شده است که طرف چینی میخواهد میزان مشخصی از گاز مایع طبیعی LNG را به ارزش ثابت ۱۰۰ میلیارد دلار از ایران خریداری نماید. بهعبارت دیگر قیمت فروش گاز، به ((ارزش امروز)) نه ((قیمتی متغیر و انعطافپذیر که نمایانگر شرایط آینده باشد))، تعیین شده است و صدالبته معلوم نیست که ارزش گاز در آینده که نیاز همة کشورها به منابع فسیلی تجدیدناپذیر درحال افزایش است، ثابت بماند. بنابراین مشخص نیست که براساس کدامین منطق اقتصادی میخواهیم با ارزشترین منبع انرژی را طی ۲۵ سال آینده، با ((قیمت امروز)) بهفروش برسانیم؟ آیا آیندگان ما را مورد خطاب و پرسش قرار نخواهند داد که بر اساس کدامین توجیه، ثروت ملی کشور را اینچنان مفت عرضه مینمائیم؟ اگر فرض مزبور صحت داشته باشد، آیا اعطای چنین امتیازی به طرف چینی، تفاوتی با امتیازات رژیمهای پهلوی و قاجار دارد؟ دولت جدیدی که با انعقاد قراردادهای زمان رئیس جمهور گذشته که به امضای طرفهای خارجی رسیده بود و بهمراتب از قرارداد مزبور، شرایط بهتری را داشتند، مخالفت میکرد و میخواست به جنگ ((مافیای نفتی)) برود و مدیرانی را بهجرم تخلف و اختلاس و حیفومیل اموال عمومی، مورد بازخواست و پیگرد قانونی قرار داده است، چرا میخواهد تن به چنین قراردادی دهد؟ پس چه شد آنهمه شعارهای دلنواز؟!
۳- جالب است که برخی از تحلیلهای جانبدارانة صورت پذیرفته در این خصوص که از سوی حامیان دولت کنونی صورت میگیرد، حکایت از آن دارد که فروش منابع گازی به کشور چین، برای خرید ((حق وتوی)) این کشور در شورای امنیت است! جائیکه از قول یکی از روزنامههای دستراستی نقل میکنند که: ((چين يكي از ۵ عضو باشگاه اتمي و صاحب «حق وتو» در شوراي امنيت سازمان ملل متحد است و در همان حال، از جمله كشورهايي است كه شكوفايي اقتصادي و مبادلات تجاري و صنعتي آن در فهرست اولويتهاي استراتژيك اين كشور، صدرنشين است. بنابراين بهآساني ميتوان نتيجه گرفت كه چين از آينده پيش روي ايران اسلامي، تصوير يك كشور با ثبات و قدرتمند را دارد كه با صلابت بر منافع ملي خود حاكم خواهد بود. اگر غير از اين بود، به يقين، كشور چين با ويژگيهايي كه برشمرديم، حاضر به ريسك يكصدميليارد دلاري با ايران نبود.)) امیدوارم که این گفتهها اصلاً صحت نداشته باشند که اگر داشته باشند، فکر میکنید نسلهای آینده، ما را چگونه ارزیابی خواهند نمود؟
۴- این مطلب را برای نسل امروز ننوشتم بلکه برای فرزندانم در آینده نگاشتم که بدانند قبل از انعقاد چنین قراردادهایی، افراد دلسوزی نگران آیندة کشور بودهاند و هیچگاه نسبت به تصمیمات سیاسیون، بیتفاوتی را پیشة کار نمیکردند و از سرِ خیرخواهی، دولتیان را بر عقوبت اعمال خود آگاه مینمودند. با این امید که گوش شنوائی پیدا شود و نسبت به آنچه میکنند تنها مصالح امروز را درنظر نگیرند، همانطور که پدران ما در دورههای گذشته با هزار و یک دلیل، اعمال خبط خود را احیاناً توجیه میکردند.
همیشه سبز و آفتابی باشید!
