پیام شماره ۲۱۹
یاران همراه!
درک واقعی ((عشق))، ((نوعدوستی))، ((حس همدردی)) و ((مبارزه)) چگونه امکانپذیر است؟ شاید برای تبیین و توضیح آن بتوان با زیباترین و مهیجترین کلمات و عبارات، صفحات زیادی را چراغانی و آذینبندی نمود و ذهن و قلب خواننده را جلا و صفا داد؛ اما خواندن مطالب شورانگیز، نه انسان را عاشق میسازد و نه از او یک مبارز تمام عیار تربیت میکند؛ شاید تنها به او آرامشی موقت دهد یا حداکثر انسان را به تأمل و تفکر وادار سازد. بهنظر من برای اینکه یک ((آزادة مبارز عاشق)) شویم، باید ابتدا ((تذهیب نفس)) نمود و با ((توکل)) به خالق هستیبخش، سپس در ((مسیر)) قرار گرفت و با ناملایمات فراوانی که در مقابل خودنمائی میکنند، آشنا شد، تحمل کرد و از آنها فرصتی برای درک صفات متعالی ساخت تا همة اینها مقدمهای باشد برای آزادگی. اجازه دهید موضوع را از زاویة دیگری مورد بررسی قرار دهم. چشمان ما به دلیل آنکه گیرندههای بسیار ضعیفی هستند، قادر به دریافت و ((دیدن)) بسیاری از ارتعاشات و امواجی که پیرامون ما وجود دارند، نیستند. تمامی جهان هستی اعم از جامد و غیر جامد دارای امواج و ارتعاش میباشند و ما روزانه تحت تأثیر این امواج هستیم و در واقع، بسیاری از خلقیٌات روزانة ما تحت تأثیر همین امواج قرار میگیرند. بعضی وقتها خبری کوچک میتواند تمامی افکارمان را به خود مشغول نماید و ما را به شدت تحت تأثیر قرار دهد؛ ولی چون قادر به ((دیدن)) حقایقی که پشت آن خبر قرار دارند نیستیم و بنابراین قادر به کشف علت نمیباشیم، از آن خبر یا واقعه، متأثر میگردیم. بیمناسبت نیست که در اینجا تجربهای شخصی را با شما درمیان بگذارم: بهطور اتفاقی آگاه شدم که یکی از سایتهای طرفدار رئیس جمهور، با واردنمودن تهمت و افترا، قصد بدنام کردن پنجاه اقتصاددانانی را دارد که با کنکاشی عالمانه، سیاستهای اقتصادی موجود را به چالش کشیدند. با مراجعه به آن سایت، دریافتم که خبر صحت دارد و ایضاً مرا هم مثل سایرین، از زیر تیغ شنیعترین تهمت بینصیب نساختهاند و اصطلاحاً ((تخریب شخصیت)) کردهاند؛ همان بهتانی که سالها تحمل نمودم و برای حفظ آبروی نظام جمهوری اسلامی، دم نزدم، از آبروی خود گذشتم که حتی حاضرم از جان نیز صرفنظر کنم تا نظام برقرار ماند و ایران و ایرانی سربلند باشد. اما امروز میبینم که عدهای میخواهند برای تثبیت قدرت سیاسی جناحی خاص در کشور، با آبروی اندیشمندان کشور بازی کنند تا بتوانند دو روز بیشتر بر مسند قدرت باقی بمانند که صد البته روزی هم نوبت آنها برای ترک قدرت خواهد رسید و آنروز چه جوابی به تهمتدیدگان دلشکسته خواهند داشت؟ البته چنین واقعهای، اصلاً تازگی ندارد و در تاریخ بارها و بارها اتفاق افتاده است؛ یعنی تمامی اینها همان ناملایماتی هستند که از آزادهای، یک ((عاشق مبارز)) میسازد و بدون چنین ناملایماتی درک عشق و مبارزه اصلاً امکانپذیر نخواهد بود. برای آنهائی که مسیر عشق را برگزیدهاند تا در آن به جستجوی حقیقت بپردازند، تحمل مصائب و ناملایمات دنیا آسانتر میشود و تمامی جریانات را به گونهای دیگر میبینند و امواج فکری خود را نه در جهت تخریب انسانها، بلکه در مسیر روشنگری و اصلاح امور، جهتدار میکنند. آیا هیچ میدانید امواج فکری تمامی انسانها بهدنبال گمشدهای و ارادة برتر است و امواج فکری ((آزادة مبارز عاشق)) متصل به حکمت الهی است؟ از طرفی، تمامی ذرات اجسام و پدیدهها در حال حرکتند و از خود ارتعاش ساطع میکنند. به عبارت دیگر، هر پدیده، مجموعة متراکم شدهای از امواج در حال حرکت است و ما تنها قادر به فهم آثار برخی از این امواج از طریق حواس پنجگانة خود، آنهم به صورت بسیار ضعیف، هستیم. آثار امواج، همان اجسامی هستند که ما آنها را میبینیم، میبوئیم، میشنویم، میچشیم و لمس میکنیم. بسیاری را هم قادر به فهم آنها نیستیم. مثلاً فهم سرعت نور برایمان بهطور عادی، امکان پذیر نیست. حرکت جوهری اجسام نیز به همین صورت. حال اگر با تذهیب نفس، ممارست و تمرینِ مداوم، قادر به ترک جسم مادی خود شویم، آنگاه قادر به ((دیدن)) تمامی امواج خواهیم شد و در همان ابتدا، امواج فکری خود را درک خواهیم کرد، به حکمت الهی متصل میگردیم و نه تنها در مقابل انواع ناملایمات زندگی مقاوم میشویم، بلکه به قول "دون خوان ماتیوس" از ناملایمات، "جبار حقیری" میسازیم که باعث رشد و تعالیمان خواهد شد."جبٌار حقیر باعث میشود که سالک، منیٌت و خودبزرگبینیاش را از دست بدهد..... سالکانی که بتوانند در مبارزه با جبٌار حقیر پیروز شوند، میتوانند در مقابل ناشناخته مصون و محفوظ بمانند." فهمِ واقعی ((عشق)) و ((مبارزه)) از این نقطه آغاز میشود. درکِ حکمت متعالی از این طریق امکانپذیر خواهد بود و ((نوعدوستی)) و ((حسِ همدردی)) و ((غمِ خود را نخوردن و غمِ دیگران را خوردن)) با ما عجین خواهد شد. از این طریق میتوانیم خودشناسی کنیم تا خالق هستی را بهتر بشناسیم. دقت نمائید که قرار نیست ناملایمات (یا جبٌاران حقیر) برای همه از جنسی واحد باشد، فقط باید تلاش کرد که از سختیهای زندگی، فرصتهای طلائی برای قرار گرفتن در مسیر تکاملی ایجاد نمود تا شرایط ((دیدن)) را برای خود فراهم نمائیم و از طریق قدرت بینهایتی که خالق هستیبخش در اختیار تکتک انسانها قرار داده است، برای رضایت او، ((عشق))، ((نوعدوستی))، ((حس همدردی)) و ((مبارزه)) را درک نمائیم.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
