تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - تهدیداتی که نظام را نشانه گرفته‏اند: قسمت پنجم

 

پیام شماره ۲۱۴

 

یاران همراه!

 

۵- یکی از آفات هر نظام سیاسی، تملق و چاپلوسی است که اطرافیان و نزدیکان قدرت و مکنت، برای رسیدن به جاه و منزلت یا باقی ماندن در قدرت و حفظ موقعیت، از خود بروز می‏دهند که باعث می‏گردد رهبران سیاسی نسبت به اوضاع واقعی جامعه، آگاهی درست پیدا نکنند و بنابراین، تدابیر صحیح برای اصلاح امور اتخاذ ننمایند. شواهد فراوانی وجود دارند که نشان می‏دهند، چنین رذیلتی در فرهنگ اسلامی و ایرانی ممدوح و نهی شده است. ازجمله: امام حسن مجتبی(ع) می‏فرماید: "بهترین نوع توانگری قناعت و پست ترین شکل فقر، چاپلوسی و سر سپردن می‏باشد." در فرهنگ ایران باستان نیز، تملق، چاپلوسی، ظاهرسازی، خودبینی و ریا به‏شدت نهی گردیده‏اند و چنین صفاتی را بالخصوص برای رهبران حکومت، زشت و ناپسند توصیف نموده‏اند. فی‏المثل، در "پرسش‌نامة خسروانی" که گفته می‏شود از نوشته‏های "بزرگ‌مهر" وزير دانشمند انوشيروان می‏باشد و "احمد ابن محمد مسكويه" آن‏ها را در كتاب "الحكمه الخالده" آورده است، می‏خوانیم:

پرسيدند: "خودبينی و ريا چيست؟" گفت: "خودبينی آن است كه آدمی در خود چيزی پندارد كه ندارد تا آن‌جا كه هميشه رأی خود را درست و رأی ديگران را نادرست پندارد. ريا آن است كه نزد مردم، خويشتن را جز آن‌چه هست بنماياند و دارای ويژه‌گی‌هايی نشان دهد كه ندارد."

گفتند: "كدام‌يك از اين‌ها برای او زيان‌مندتر است؟" گفت: "به خودش خودبينی و برای هم‌نشينانش ريا. زيرا چون رياكار است، هم‌نشينانش از او ايمن نباشند."

گفتند: "ريا چيست و ظاهرسازی چه؟" گفت: "ريا آن است كه كسی بد باشد و نيكی كند و خوبی نشان دهد. ظاهرسازی آن است كه خويش را به گونه‏‌يی نمايد كه نه در سرشت اوست."

پرسيدند: "از اين دو تا كدام بدتر است؟" گفت: "نزد خود ظاهرسازی، در كارها رياكاری!"

گفتند: "كدام دانش برای فرمان‌روا سودمندتر است؟" گفت: "آن‌كه بداند بستن دهان مردم از باز گفتن بدی‌ها و زشتی‌هايش در توانايی او نيست. در چنين حالی هرگز نخواهد كوشيد مردم را با بيم دادن خاموش سازد و بر آن شود كه به جز از راه زدودن زشتی‌های خودش، مردم را از باز گفتن آن زشتی‌ها بازدارد."

گفتند: "چاپلوسی و خودبينی چيست؟" گفت: "چاپلوسی آن است كه كسی را بستاييد به چيزی كه در او نيست. چاپلوس از پذيرفتن چيزهای اندك و دست يازيدن به آن‌ها ننگی ندارد. خودبين ستايش از كسی نمی‌پذيرد، زيرا دارندة خودبينی، خويش را تا آن‌جا برتر از ستودن‌ها می‌گيرد كه پاسخ گفتن به درود فرودستان را نيز به خود نمی‌پسندد."

بخش قابل توجهی از ادبیات اسلامی و ایرانی، از عباراتی این‏چنین در تقبیح صفات رذیله چاپلوسی، ظاهرسازی و ریا آکنده است. اما متأسفانه طی دوران، زورمداران و حاکمان بدون توجه به تعلیمات ارزشمند اسلامی- ایرانی، سعی در تغییر فرهنگ اصیل جامعه ایرانی نمودند، تا جائی‏که گفته می‏شود: آن‏جا که بخش عمدة شعر و ادب ملٌتی، پوشیده از مدح و ثنای حاکمان و زورمداران باشد، چاپلوسی و تملق را باید در رفتار اجتماعی و فرهنگی آن ملٌت جستجو نمود و در همین رابطه، مصادیق عدیده‏ای را در ادبیات فارسی مثال می‏زنند که بخشی از آن‏ها در قالب پند و اندرز آمده‏اند. فی‏المثل، "كيكاووس‏ابن اسكندر عنصر المعالی" در "قابوس نامه" می‏نویسد: "در حضور شاه، جز بر مراد خداوند سخن مگوی و با وی لجاج مکن که هر که با خداوند خویش لجاج کند پیش از اجل بمیرد. همیشه از خشم پادشاه ترسان باش! (چراکه) او فرمان‏ده است و مردم فرمانبردار!" و در خصوص وزیران و مأمورین دولت اضافه می‏کند: " گر بخوری، به دو انگشت خور تا در گلو بنماند... و همیشه از پادشاه ترسان باش!" و در نهایت، توصیه "قابوس نامه" به اندیشمندان و نویسندگان اینست: "بزرگترین هنری کاتب را زبان نگه داشتن است و سرٌ ولی نعمت پیدا ناکردن و فضولی نابودن!" چنین بود که همه می‏بایستی ثناگوی حاکم وقت باشند، شعرا و غزل سرایان و نویسندگان و تاریخ نویسان نیز، همه مدح و ثنا گویند و هرگز سخنی برخلاف نگویند که اگر غیر از آن باشد، باید منتظر باشند تا پیش از اجل بمیرند؛ و این چنین، بخشی از خلقیات جامعه ایرانی در طول تاریخ، شکل گرفت.

در دوران اخیر، تملق دوستی محمدرضا شاه پهلوی و ترویج فرهنگ چاپلوسی در آن دوران، زبانزد خاص و عام بود. "اسداله علم" در خاطراتش می‏نویسد: "روزی از شاه پرسیدم آیا اجازه می‌دهد که نخست‌وزیر و وزیر خارجه را رسماً توبیخ كنم، چرا که در محضر اعلیحضرت به هیچ وجه ادب و احترام لازم را به جا نمی‌آورند. اما محمدرضا شاه با خواسته‏ام مخالفت می‌كند و می‏‌گوید: ندیدی چطور وقتی با اردشیر دست می‌دهم جلوی من زانو می‌زند". علم  اضافه می‌کند: "....آخرین باری كه در پاریس بودیم، اردشیر همین كار را كرد و یكی از خبرنگاران فرانسوی از من پرسید شاه ایران به عنوان رهبری اصلاح‌طلب و دموكرات شناخته شده، آن وقت چگونه می‌تواند تحمل كند كه یكی از وزرایش در مقابل او این چنین زانو بزند و به خاك بیفتد. اما شاه اصلاً از این حرف خوشش نیآمد و به من گفت: حق بود به او می‌گفتی كه اردشیر رعایت سنتهای ملی مملكت را می‌كند." عطش سیری‌ناپذیر به شنیدن تملق و چاپلوسی محمدرضا شاه آن چنان بود که اکثر اطرافیان شاه در خاطراتشان، گوشه‏ای از آن‏را بیان نموده‏اند. از جمله "پرویز راجی" در کتاب "خدمتگزار تخت طاووس" می‏نویسد: "هارولد ویلسون“ نخست‌وزیر سابق انگلیس گفت: یكبار در ملاقات با محمدرضا، او را به عنوان یكی از بزرگترین رهبران دنیا توصیف كردم و شاه از این تملق من خیلی خوشش آمده بود." مورخان، برخورداری شاه ایران از چنین صفتی و متعاقباً بی‏خبری وی از اوضاع مملکت و اتخاذ تدابیر نابجا را یکی از دلائل سرنگونی رژیم شاهنشاهی به‏حساب آورده‏اند. بنابراین، باید از تاریخ درس آموخت و نباید رهبران نظام خود را با برخی از برداشت‏های ناصواب اطرافیان دلمشغول دارند و نسبت به واقعیت‏های داخلی و جهانی بیگانه بمانند؛ یعنی همان مصیبتی که اکثر رهبران سیاسی دنیا، منجمله محمدرضا شاه، هنگام سرنگونی از آن برخوردار بوده‏اند؛ چراکه دو خصیصه چاپلوسی و بی‏خبری که از سوی نزدیکان مترتب رهبران سیاسی می‏گردد، ضمن آن‏که فرصت سوزی‏های فراوانی را برای کشور به‏همراه خواهد داشت، زمینه سستی بنیان نظام را فراهم می‏سازد. آخرین تمجیدی که از طرف یکی از مدیران ارشد نظام از رئیس جمهور شده بود، از این قرار است: "من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود". اجازه ندهیم که تاریخ یک‏بار دیگر تکرار شود!

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS