تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - اجازه ندهیم ((بحران)) به ((اطاق فکری)) جامعه انتقال یابد!

 

پیام شماره ۲۰۲

 

یاران همراه!

 

یکی از خبرهای داغ محافل دانشگاهی و آکادمیک در این روزهای پرالتهاب و بحرانی کشورمان، درکنار تظاهرات پراکنده دانشجوئی، برکناری یا بازنشستگی زودهنگام تعدادی از اساتید دانشگاهی است. همزمان بیلبوردهائی در سطح شهر به چشم می‏خورند که مزمون آن اینست که انقلاب فرهنگی را باید از دانشگاه‏ها آغاز نمود یا عباراتی از این قبیل. نشریه "صبح صادق" که یکی از نشریات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به‏شمار می‏آید، پیدائی و ایجاد یک "انقلاب فرهنگي" گسترده در دانشگاه‏ها را به مسئولین امر توصیه می‏نماید. مطمئناً مباحثی از این دست در سایر محافل یک‏سونگر که دانشگاه و اساتید متفکر آن‏را سدی برای رسیدن به مقاصد خود می‏دانند، نیز در جریان هستند. باید دانست اساتیدی که امروز در دانشگاه‏ها به امر تدریس و پژوهش مشغول می‏باشند، از ده‏ها فیلتر گزینش علمی و عقیدتی عبور نموده‏اند و به ضرس قاطع می‏توان ادعا نمود که سرمایه‏های عظیم و گرانبهائی برای جامعه ایرانی محسوب می‏گردند که تمامی توسعه‏های علمی و پژوهشی در کشور، مدیون این قشر اندیشمند، زحمتکش و بی‏مدعاست. شاید سخن گفتن از اهمیت دانشگاه و اساتید دانشگاهی و نقشی که آن‏ها در رشد و توسعه و شکوفائی کشور به‏عهده دارند، به‏راستی زیره به کرمان بردن باشد، چراکه خوانندگان این صفحات را معمولاً قشر فهیم دانشگاهی تشکیل می‏دهند؛ اما آن‏چه امروز می‏خواهم بر آن تأکید نمایم اینست که اجازه ندهیم ((بحران)) به ((اطاق فکری)) جامعه انتقال یابد که عواقب بسیار سخت و ناگواری برای آینده ایران خواهد داشت. اساتید دانشگاه تنها در یک محیط امن و فارغ از تنش می‏توانند به تتبع و تحقیق بپردازند و محصولات فکری خود را ارائه نمایند. همیشه گفته‏ام و به آن اعتقاد دارم که جنس اساتید دانشگاه از ((بلور)) است؛ ضمن آن‏که بسیار شفاف و یکدست می‏باشد، ولی خیلی زود خط برمی‏دارد و در صورت مواجه شدن با بحران‏های فکری، شاید طراوت و زیبائی گذشته را از دست بدهد. البته اساتید و نخبگان جامعه ایرانی، به سختی‏های کار و ناهنجاری‏های موجود در کشور، عادت کرده‏اند ولی باید دانست که آن‏ها بحران‏های فکری و تحقیرهای شخصیتی را برنمی‏تابند؛ که اگر چنین امری به‏وقوع بپیوندد، جبران هزینه‏های آن در آینده از جبران اصابت یک بمب اتم به جامعه کمتر نیست! اگر برخی از اساتید دانشگاه، به ((خلق دنیاهای متفاوت فکری)) اهتمام می‏ورزند که ممکن است برای بعضی‏ها خوش‏آیند نباشد و آن‏را به دگراندیشی تعبیر و تفسیر نمایند، ولی در واقع باید به استقبال چنین تلاش و جهش ارزشمند فکری رفت که جامعه دانشگاهی معتقد است تنها از فرآیند ایجاد ((مناظر آراء)) جدید و بدیع است که می‏توان به توسعه علم امیدوار بود. ((یکدست کردن)) افکار اساتید دانشگاه به‏منزله سکون اندیشه است که نیستی و انجماد علم و افکار متعالی را به‏دنبال خواهد داشت؛ چراکه شور و نشاط علمی تنها در سایه ارائه افکار و آراء متفاوت و تقابل آن‏ها با یکدیگر امکان‏پذیر خواهد بود. وظیفه اندیشمند دانشگاهی تأئید و تکریم نظام حکومتی و دستآوردهای آن نیست که بالعکس، او همیشه وظیفه نقد و به چالش کشاندن آن‏را در اولویت‏های حرفه‏ای خود جای داده است. نباید اساتید دانشگاه را ثناگوی نظام حکومتی تربیت نمود که محصول آن؛ بی‏تدبیری فرهنگی، رخوت علمی، شیوع تاریکی در حوزه اندیشه و تفکر، پسرفت و انجماد نظریه‏های علمی، رواج فرهنگ چاپلوسی در تربیت شدگان و دانش پژوهان حوزه‏های علمی، سیاسی (حکومتی) کردن علم و اندیشه، سستی و ناتوانی اصحاب دانش، تسرٌی عدم کارآئی در جامعه و عقب‏افتادگی تمامی مظاهر توسعه در مناظر و ابعاد مختلف خواهد بود. نباید ثبات و پایداری دانشگاه و اصحاب آن‏را با تصمیمات نسنجیده‏ای که متأثر از ذهنی بسته و یک‏سو نگر است، دستخوش تنش و بحران نمود. جامعه توأم با آرامش و نشاط، محصول دانشگاه امن و با نشاط است، چراکه آرامش محیط‏های علمی می‏تواند به شیوع و ترویج آرامش در سطوح مختلف جامعه یاری رساند. چنان‏چه مجامع علمی با بحران روبه‏رو شوند، هیچ‏کس و قدرتی را یارای مقابله با آن نخواهد بود که ممکن است به اضمحلال و نابودی نظام فکری جامعه برای مدت‏های طولانی بیانجامد. باید رهبریت جامعه و دستگاه قضائی هوشیاری خود را حفظ نمایند و اجازه ندهند که عده‏ای تحت تأثیر القائات دشمنان، به جنگ تفکر دانشگاهی و اصحاب آن بروند که تجربه تاریخی نشان می‏دهد: نتیجه چنین تنازعی، ایجاد تنش و بحرانی فزاینده برای جامعه و در نهایت، شکست و نابودی نظام سیاسی خواهد بود.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید!         

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS