پیام شمارة ۱۴۳
یاران همراه!
دولت بوش با سیاستهای نابخردانه و مشوّشی که درپیش گرفته است، عامل اصلی محدودکنندة روندِ دموکراسی در ایران محسوب میشود. حمایت از گروههای معارض در خارج از کشور که از پایگاه مردمی برخوردار نیستند و بعضاً مورد تمسخر قاطبة ملّت ایران قرار میگیرند و اختصاص بودجة ۷۵ میلیون دلاری برای دفاع و حمایت از اوپوزیسیون که اکثراً خارج از ایران قرار دارند و با واقعیتهای جامعة ایران، بیگانهاند، باعث شده است که روشنفکران و دلسوزان واقعی در ایران، با خودسانسوری و عدم امنیت مواجه شوند و هرگونه تلاش آنها از طرف رقباء، منتسب به استکبار آمریکا جلوهگر شود. (گفته میشود که از بودجة ۷۵ میلیون دلاری تاكنون،۵۰ ميليون دلار به راديو و تلويزيون فارسي آمريكا، ۵ ميليون دلار براي گسترش اينترنت،۱۰ ميليون دلار براي تعمیق فعالیتهای سياسي علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و۱۰ ميليون دلار براي مخالفان سياسي جمهوري اسلامي ایران که قریب به اتفاق آنها در خارج از کشور سکنی گزیدهاند، در نظر گرفته شده است.) در این رابطه، نکات ذیل حائز اهمیت میباشند:
۱- ملّت ایران بهخوبی میداند که دولتهای متجاوز آمریکا طی دهههای گذشته، هرگز به فکر منافع ملّی ایران نبودهاند و اتفاقاً بعد از انگلیس، ملّت ایران بیشترین صدمات را از سیاستهای متجاوزانة آمریکا متحمل شده است. آنها همیشه بهدنبال تحقیر و عقبنگهداشتن ملّت و جامعة ایرانی بودهاند و در دوران پیشین، هیچ تلاشی را برای قراردادن ایران در مسیر استقلال و دموکراسی از خود نشان ندادهاند.
۲- ملّت ایران بهخوبی میداند که روند دموکراسی در ایران باید همچون دستیازی به فنآوری انرژی هستهای و سایر علوم پایه، بومی باشد و با ساختارهای دینی- فرهنگی- اقتصادی و اجتماعی کشور مطابقت نماید. ((دموکراسی وارداتی)) برای ایران، نتیجهای جز ظلّت و تحقیر نخواهد داشت و ملّت ایران که مسیر خود را پیدا کرده است، هرگز اجازه نخواهد داد چنین ننگی بر نظام سیاسی کشورش مستولی گردد.
۳- ملّت ایران با اقتداء بر رهبران لایق و با همتِ والای جوانان غیور خود، مسیر رشد و تعالی را طی خواهد نمود و با تعامل با کشورهای پیشرفته، در ساختنِ جهان روبه رشد، مشارکت مؤثری را از خود به نمایش خواهد گذاشت. ممکن است در این مسیر، بسیاری از اندیشمندانِ دگراندیش، صاحبان قلم در جراید و رسانهها، اساتید حوزه و دانشگاه و فعالان سیاسی مورد بیمهری نظام قرار گیرند، تبعیدیِ خودساخته شوند، به زندان و مشقّت بیافتند و نهایتاً آنها را کنار زنند، امّا برای استقرار نهادینة دموکراسی در ایران، باید از این مسیر هم با موفقیت عبور نمود و تمامی این محرومیتها را با جان و دل برای آزادگی و استقلال ملّت ایران تحمّل کرد.
۴- ملّت ایران و رهبران دینی- سیاسی آن، چه کسانیکه بر قدرت نشستهاند و چه افراد و گروههائی که خارج از قدرت سیاسی، به روشنگری اهتمام میورزند، ((تنی واحد)) از ملّت بزرگ ایران را تشکیل میدهند که همگی با روشها و سلیقههای خاص خود، درصددند مسیر پرچالش دموکراسی در ایران را هموار نمایند. البته رهبرانِ بر قدرت نشسته باید بدانند که آنها نیز، همچون پیشینیان از قدرت به زیر کشانده خواهند شد و عاقبت، گروهی دیگر بر صندلی آنها تکیه خواهند زد. امّا آنچه میماند بزرگی و عظمتِ نام ایران است و اینکه هر گروهی تا چه اندازه، روند دموکراسی در کشور را سرعت و تعمیق بخشیده است. پس، تحمّلِ شنیدن صدای مخالف را داشته باشند، آزادی بیان را ارج نهند، حقوقِ ایرانیها را بهخوبی رعایت کنند و سهم خود را در استقرار جامعة دموکراسی بهدرستی ایفاء نمایند.
۵- در پایان اضافه نمایم که ملّت ایران کاملاً هوشیار میباشد و رهبران دلسوز خود را میشناسد. روند دموکراسی را تشخیص داده است و دشمنیهای آمریکا و سایرین، خللی در ارادة مصمم آن ایجاد نخواهد کرد. جامعة امروز ایرانی شعار را از شعور تشخیص میدهد و دل به کسانی میسپارد که آزادی، استقلال، غرور، عظمت، بزرگی، پیشرفت، آرامش و رفاه را برای آنها با کمترین هزینه بههمراه میآورد. اینرا باید دشمنان ایران منجمله آمریکا بدانند که ((ایرانِ همیشه سرافراز))، بهزودی عظمت و جلال گذشتة خود را بازپس خواهد گرفت و الگوئی برای تمامی جهانیان و ملّتهای محروم خواهد شد. اعتقاد راسخ دارم که آنچه بیان نمودم، شعار یا تخیل نیستند و انشاءالله بهزودی ملّت بزرگ ایران ثمرات ارزشمند آنرا مشاهده خواهد نمود.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
