پیام شماره ۱۹۷
یاران همراه!
"استاد نادیده عزیز سلام- من بر آنم که بحث ورود غیر مجتهد ها به مجلس خبرگان، بحثی انحرافی است چون مشکل اصلی دور باطل و آزادی کش ساختار سیاسی در ایران است. زیاده عرضی نیست. موفق باشید. احمدرضا حائری"
مطلب فوق را یکی از خوانندگان محترم، در بخش پیامها نگاشته است. تا کنون رسم بر آن نداشتهام که مطالب روزانه را اینگونه آغاز نمایم، اما به دلیل اهمیت مطلبی که وی مطرح نموده است و مشابه چنین جملاتی که بهطور مکرر از زبان بسیاری از جوانان دانشجو و اهالی تفکر میشنویم؛ بر آن شدم تا مطالبی هرچند کوتاه به رشته تحریر درآورم تا انشاءالله فتح بابی برای مباحث دیگر در آینده باشد. همانطور که برای "احمدرضا" نوشتم: اعتقاد دارم برای نهادینه کردن آزادی در جامعه، باید به اصلاح ساختار نهادهائی پرداخت که میتوانند ما را در رسیدن به آزادی یاری رسانند. یعنی، نظام مردم سالاری در جامعه آنگاه محقق خواهد شد که ستونهای آن بر دوش دو نهاد جامعه مدنی که همانا سازمانهای دولتی و غیر دولتی میباشند، استوار شود. بهطور کلی نهادهای جامعه مدنی را دو دسته سازمانهای دولتی و غیردولتی تشکیل میدهند که هرکدام سهم شایانی را در استقرار نظام مردمسالاری در یک جامعه، ایفا مینمایند. شایان ذکر است که ایجاد جامعه مدنی و پیدائی نهادهای مرتبط با آن در تاریخ بشریت، نه شروع آن به زمان افلاطون و ارسطو برمیگردد و نه از دوران پس از رنسانس در مغرب زمین آغاز میگردد، بلکه از ۵۳۸ سال پیش از میلاد یا بهعبارتی از ۲۵۴۴ سال پیش و هم زمان با نگارش منشور حقوقبشر توسط کوروش کبیر یعنی مؤسس و سرسلسله هخامنشیان، شاهد تدوین تفکر و اصول جامعهمدنی بودهایم. با این اوصاف، بهراستی حیف است که جوانان ایران زمین تحت تأثیر اندیشههای غربی، نسبت به تحولات جامعه خود بیگانه باشند و مشارکتی درخور، در بنای جامعه مدنی در کشور بهعمل نیآورند. مشاهدات نشان میدهند اکثر کسانیکه از وضعیت موجود در جامعه ناراضی هستند، عمدتاً همان کسانی هستند که حضور مؤثری در هیچیک از نهادهای جامعه مدنی ندارند؛ عضویت در هیچ سازمان غیردولتی را پذیرا نشدهاند و همچنین بههنگام تعیین تکلیف برای چگونگی شکلگیری نهادهای دولتی، خود را عقب کشیدهاند و اصطلاحاً انتخابات را تحریم نمودهاند؛ چه بسا حضور مؤثر آنها میتوانست، سرنوشت آن نهاد را بهگونهای دیگر رقم زند. بنابراین باید تأکید نمود تمامی کسانیکه دل برای آزادی وطن میسوزانند، ضروری است نسبت به سرنوشت نهادهای جامعه مدنی نگران و هوشیار باشند. نهادهای دولتی را مجلس قانونگذاری، شورای نگهبان، ریاست جمهوری، خبرگان رهبری، و سایر نهادهائی که بهطور مستقیم با سرنوشت مردم در ارتباط هستند، تشکیل میدهند که بدیهی است نباید نسبت به وضعیت و چگونگی شکلگیری آنها بیتفاوت بود که چنین بیتفاوتیهائی میتواند هزینههای جبرانناپذیری را برای آینده کشور بههمراه داشته باشد. سازمانهای غیردولتی یا NGOها؛ نهادها و شوراهای شهر و روستا، احزاب، سندیکاهای کارگری، دانشجویی و...، بنیادها، مجامع، هیأتهای مذهبی، اتحادیهها، طیف وسیعی از سازمانهای مربوط به اشخاص، طرفداران محیط زیست و حیوانات، مخالفین جنگ و خشونت، جمعیت زنان، خیریهها، تعاونیها و سایر تشکلهای مردمی را شامل میگردد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، مردم نقش فعالی را در سازمانهای غیردولتی ایفا مینمایند و از این طریق سعی میکنند بهطور مستقیم مشارکت فعالی را در ترتیبات جامعه مدنی داشته باشند. متأسفانه هنوز بنیانهای بسیاری از شقوق سازمانهای غیردولتی – بهجز آن بخش سنتی و مذهبی- در ایران قوام نیافته است و از طرفی دولت نیز نسبت به فعالیت آنها دیدة شک و تردید دارد. باید توجه داشت که یک جامعه مدنی موفق و تأثیرگذار، دارای نهادهای غیردولتی فعال و مؤثر است و بدون پیدائی چنین نهادهائی نمیتوان حضور مردم را بهطور واقعی در صحنههای مختلف اجتماعی انتظار داشت؛ بهعبارت دیگر، بخشی از ستونهای نظام مردمسالاری بر دوش سازمانهای مزبور بایستی گذاشته شود تا نظام مردمسالاری شکل گیرد. از طرفی دیگر، مشارکت مستقیم مردم در شکلدهی نهادهای دولتی، نهتنها میتواند بر روند حرکت آنها که خارج از ارادة مردم نباشد، تأثیرگذار باشد، بلکه روح مردمسالاری را در تشکیل هرکدام جاری خواهد نمود. بنابراین، بر مردم جامعه لازم است که همواره توسط راهکارهای قانونی، بر دو شق نهادهای جامعه مدنی نظارت مستمر داشته باشند تا هم آنها را از هرگونه انحراف از مسیر مبری دارند و هم در برابر آسیب های احتمالی محافظت نمایند. بهعبارت دیگر ضروری است که تمامی ارکان و اجزاء جامعه مدنی از طرف شهروندان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، تشکیل، اداره و نظارت شود و قوانین باید تجلی خواست و نیاز شهروندان باشد، بهاضافه آنکه نظارت نیز از سوی نمانیدگان منتخب آنها صورت گیرد. البته ممکن است در یک جامعه مدنی، میان منافع مردم و دولت تعارض و تعرض بهوجود آید که همین امر باعث نادیدهگرفتن حقوق شهروندی و تحدید آزادیها در جامعه شود. در این وضعیت ضروری است که برای حفظ و حراست از دستآوردهای جامعه مدنی و همچنین نهادینه کردن آزادی در جامعه، به اصلاح ساختار نهادهائی پرداخت که میتوانند ما را در رسیدن به آزادی یاری رسانند. بیتفاوتی و معارضه با نظام راه به جائی نخواهد برد، بلکه منجر به پیدائی آنارشیسم، ناهنجاریها و آشوبهای اجتماعی وسیع و گسترده در جامعه خواهد شد.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
