تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - انتخابات مجلس خبرگان و مطالبات نسل اول انقلاب

 

پیام شماره ۱۹۴

 

یاران همراه!

 

یکی از مباحث بسیار داغ سیاسی در این ایام، انتخابات مجلس خبرگان و چگونگی ترکیب آن است. مسئله‏ای که درعین حائز اهمیت بودن، متأسفانه کمتر از طرف رسانه‏های جمعی دولتی به آن پرداخته می‏گردد که شاید عدم توجه به چنین مباحثاتی، این‏است که گفته نشود بخش‏هائی از رسانه‏های جمعی، من‏جمله رسانه تصویری، از گروه خاص سیاسی جانبداری می‏کند. ترکیب آتی مجلس خبرگان از آن جهت حائز اهمیت می‏باشد که نه‏تنها در خصوص آینده رهبری نظام تدٌبر می‏نماید، بلکه خط‏مشی نهائی تدوین راه‏کارهائی که مطالبات نسل امروز و نسل‏های آینده را برآورده خواهد ساخت، مشخص می‏کند. آن‏چه از اخبار و شایعات قریب به صحت، شنیده می‏شود این‏است که دو گروه فکری متمایز از هم، به رهبری آیت‏الله هاشمی رفسنجانی و آیت‏الله مصباح یزدی در انتخابات آتی مجلس خبرگان به رقابت خواهند پرداخت، تا شاید نوع حکومت و رهبریت نظام را به صورت کنونی یا متفاوت با وضعیت حاضر که خلاصه شده در دو تفکر "جمهوری اسلامی" و "حکومت اسلامی" است، رقم زنند. از آن‏جائی که بالاخره مردم و گروه‏های سیاسی تکلیف انتخابات را مشخص خواهند نمود، دو گروه نامبرده از طرفداران خاص خود برخوردارند، از آن جمله: حزب کارگزاران سازندگی، جمعیت خانه کارگر، جبهه مشارکت اسلامی، حزب اعتدال و توسعه، حزب اسلامی کار و طیف وسیعی از روشنفکران و تکنوکرات‏های جناح‏های مختلف از هاشمی رفسنجانی حمایت می‏کنند؛ مصباح یزدی نیز از حمایت گسترده شاگردان و طلبه‏های دانشگاهی که در قم تأسیس نموده است، برخوردار می‏باشد، به‏علاوه نفوذ فراوانی در بسیاری از گروه‏های مذهبی - که به صورت حزبی فراگیر ولی ناشناخته و نانبشته درآمده‏اند-  دارد. گروه‏های مزبور در بسیاری از نهادهای اجتماعی و سیاسی من‏جمله هیأت دولت، صدا و سیما و.... تجمع دارند. از طرفی هر دو نفر به شکلی کاملاً عجیب و حیرت انگیز از حمایت جامعه روحانیت مبارز برخوردار شده‏اند که بسیاری اعتقاد دارند چنین حمایتی نمایانگر اوضاع مبهم و آشفته‏ای است که از لحاظ سیاسی، جامعه روحانیت مبارز با آن روبه‏رو گردیده است. اما پیام امروز؛ تحلیلی پیرامون انتخابات مجلس خبرگان نیست، بلکه می‏خواهم مطالبات نسل اول انقلاب را که بر اساس آن‏ها، انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفت، به مردم و گروه‏های سیاسی که می‏خواهند آینده مجلس خبرگان را رقم بزنند، تذکار دهم.

((رمان نسل سوخته)) که لینک آن در وبلاگ آمده است، گروه‏ها و طبقاتی را که در انقلاب اسلامی ایران شرکت داشتند، مشخص می‏نماید که یاران همراهم را به مطالعه آن شدیداً ترغیب می‏کنم. آن افراد و گروه‏ها که بخش وسیعی از رهبران احزاب، جمعیت‏ها و گروه‏هائی را تشکیل می‏دهند که هم اکنون در کوران سیاسی – اجتماعی کشور حضور دارند و بخشی از آن‏ها می‏خواهند هاشمی رفسنجانی و طرفداران فکری وی به مجلس خبرگان راه یابند، به‏طور کلی دارای مطالبات ذیل بودند، که امیدوارم امروز به‏یاد آورند و همچنین تذکاری برای طرفداران گروه رقیب باشد:

۱- انقلاب اسلامی در وهلة نخست، مخالف رژیم شاهنشاهی با تمامی ظواهر و ملحقات آن بود. یعنی مردم دیگر ((شاه)) را به هر شکل و صورتی برای رهبریت نظام مطالبه نمی‏کردند و خواهان حذف تمامی اشکالی بودند که رژیم شاهنشاهی پهلوی در نهادهای سیاسی – اجتماعی کشور طی پنجاه سال، اجبار کرده بود.

۲- رهبریت نهضت امام خمینی (ره)، بسیاری از رهبران گروه‏های سیاسی و اکثریت نسل اول انقلاب، به‏دنبال پایه‏ریزی نظامی بودند که اساس آن‏را ((جمهوریت)) و اخلاق آن‏را ((اسلام)) تشکیل می‏داد؛ حتی رهبریت نهضت و نظام با تشکیل ((حکومت اسلامی)) به‏شدت مخالف بود و آن‏را برای آینده جامعه ایرانی لازم و مفید نمی‏دانست. با چنین تدبیری بود که نسل اول انقلاب به‏طور قاطع به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند.

۳- یکی از مطالبات اساسی مردم، گسترش آزادی‏های سیاسی- اجتماعی- فرهنگی و نگاهی تکثرگرایانه (پلورالیسم)) به موضوعاتی بود که با سرنوشت مردم گره می‏خوردند. هیچ‏گاه قرار نبود که مجلس قانون‏گذاری یا نهادهای امنیتی و قضائی، آزادی مردم را در اشکال مختلف سلب نمایند. مردم در تعیین سرنوشت خود، از نظام کنترلی برای باری دیگر نمی‏خواستند بهره گیرند، بالعکس قرار براین بود که سرنوشت مردم به‏دست خودشان تعیین گردد. اگر روزهای نخست انقلاب گفته می‏شد که فی‏المثل قرار است که مجلس شورا طرح‏های مختلفی برای چگونه دیدن، چگونه پوشیدن، چگونه مطالعه کردن، چگونه نوشتن، چگونه فکر کردن، چگونه..... جامعه طراحی نماید و مردم را ملزم به رعایت آن کند، به‏طور یقین مورد مخالفت قاطبه ملت قرار می‏گرفت. آزادزیستن مردم که روح اخلاق اسلامی در بدنه جامعه دمیده شده باشد، یکی از مطالبات اساسی مردم بود. قرار بر این بود که هیچ‏کس را به جرم اظهار عقیده مورد تعقیب و آزار قرار ندهند و هیچ اندیشمند، استاد دانشگاه، روزنامه‏نگار، نویسنده و روشنفکری را به جرم بیان تفکرات و اندیشه‏های خود، با تهمت‏های رنگارنگ به زندان محکوم ننمایند و از حقوق اجتماعی و سیاسی محرومشان نکنند. بسیاری از مظاهری که هم اکنون به جامعه القاء می‏گردد، به‏راستی جزو مطالبات اولیه انقلاب نبود ولی با کمال تعجب مشاهده می‏گردد که بعضاً کسانی به دنبال اعمال چنین محدودیت‏ها و خواسته‏های نوظهوری هستند که از همان ابتدا نقش و حضور مؤثری در پیدائی انقلاب اسلامی نداشتند.

۴- مردم خواهان استقلال سیاسی بودند و آرزو می‏کردند سیاست‏مداران با تدبیر و دوراندیشی که فاقد احساسات باشد، بهترین روابط سیاسی را با همه کشورها و نهادهای بین‏المللی، در جهت تأمین منافع ملی کشور، برقرار نمایند. البته قرار بر این بود که تدابیر سیاسی با نظر مستقیم مردم طراحی و تبیین گردند؛ یعنی رهبران سیاسی به‏نام مردم به دنبال رسیدن به اهداف سیاسی جدا از خواسته مردم نباشند؛ درحالی‏که از دین و اعتقادات آن‏ها خرج می‏کنند.

۵- مردم خواهان یک نظام اقتصادی مردمی بودند؛ یعنی کار مردم را به‏خود آن‏ها واگذار نمایند و دولت یا هر نهاد غیر مردمی دیگر، به امر تولید، تجارت و توزیع نپردازد. قرار بر این بود که دولت مسئول تنظیم و تبیین سیاست‏های اقتصادی با نظر مردم باشد. طراحان اولیه قانون اساسی سعی فراوانی در القای چنین تفکری در قانون اساسی داشتند. اقتصاد در حالی‏که بر سه پایه خصوصی، تعاونی و دولتی طراحی گردیده بود، اما هیچ‏گاه قرار نبود که اقتصاد دولتی شود و مردم جیره‏خوار دولت گردند.

۶- مطالبات نسل اول انقلاب فراوان بودند که در این مقال مختصر، فرصت بررسی تمامی آن‏ها نیست؛ اما تکرار مطالبات مزبور و بسیاری دیگر را که نگفتم، از این بابت بود تا تذکاری برای اولیای امور سیاسی و گروه‏هائی باشد که می‏خواهند آیندة مجلس خبرگان را شکل دهند، تا جدا از مطالبات اولیه انقلاب طرحی در سر نداشته باشند که نسل سوم انقلاب هرگز تحمل آن‏ها را نخواهد داشت.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.        

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS