تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - مطالبات نسل سوم انقلاب و نامه آفای رئیس جمهور

 

 پیام شماره ۱۹۳

 

یاران همراه!

 

امروز می‏خواهم نامه دکتر احمدی نژاد به رئیس جمهور آمریکا را از زاویة دیگری که به‏غایت خوش‏بینانه است، بنگرم. از یک منظر می‏توان به این نتیجه رسید که ایران درصدد گام نهادن در مسیر گفتگو و تعامل با دشمنان دیرینه است و واقعاً می‏خواهد با آمریکا گفتگو نماید. پیدائی چنین نیازی حاصل تحولات اجتماعی – اقتصادی نزدیک به سه دهه گذشته‏ای بوده است که در نگرش و نیاز نسل سوم انقلاب متجلی گردید و بنابراین نیاز رابطه با آمریکا را دامن زد که می‏توان چنین نیازی را از مشخصات دهه سوم انقلاب دانست. روش گفتمان به‏جای تخاصم و ایجاد تنش و رو در روئی به‏راستی می‏رود که به‏مثابه یکی از ارزش‏های غیرقابل تغییر دوران جدید، نهادینه گردد. در چنین فرآیندی است که نسل اول و دوم انقلاب، سعی وافر می‏نمایند تا خود را با شرایط عصر جدید که آن‏را عصر ((گفتمان و تعامل)) با تمامی کشورها در اقصی نقاط جهان نامگذاری می‏کنیم - وفق دهند و خارج از تمامی شعارهای سنتی و پوپولیستی از نوع ایرانی که نمادی از یک نظام کنترلی تمام عیار است ولی به‏ظاهر ((مردم)) تا حد مفهومی مقدس در روابط سیاسی- اجتماعی مورد تکریم قرار می‏گرفتند و این‏طور جلوه‏گر می‏شده است که تمامی اهداف سیاسی – اجتماعی در جامعه با خواست و نیروی ((مردم)) و جدا از خواسته‏های احزاب و نهادهای سیاسی پیش برده می‏شود، درحالی‏که تصمیمات سیاسی- اجتماعی- فرهنگی و.... بدون مشارکت مستقیم مردم در اطاق‏های فکر دولتی، تدوین می‏شده‏اند و به‏نام مردم به اجراء درمی‏آمده است؛ حال نسل اولیه انقلاب سعی فراوان دارد تا دنیای جدید را از زاویة دیگری بنگرد، با این امید که تفکر کنترلی – پوپولیستی یاد شده جای خود را به نگرش آزادیخواهی و پلورالیسم که در آن: خواست و علاقه افراد جامعه نباید تنها منحصر به پیوستگی سیاسی بدون چون و چرای وی با دولت تلقی گردد، بلکه کثرت گرائی و علائق مذهبی، هنری، اجتماعی، اقتصادی و... مردم نیز همزمان باید محترم شمرده شود. "برتراند راسل در کتاب "تاریخ فلسفه غرب" در سال ۱۹۴۵ اضافه می‏نماید که: "پلورالیسم شکل دادن به فلسفه‏ای است که قادر باشد حريف انسان‏هاي سرمست از امکان قدرت بي حد و حصر  از يکسو،  و پاسخگوی  بی‏علاقگی آنان‏که بی‏قدرتند، از سوي ديگر باشد." شاید هم بخشی از تلاش نسل سوم، تحقق چنین اندیشه‏ای است. در عصر گفتمان و تعامل، تقلید کورکورانه از سنت‏های گذشته، مدٌنظر نسل سوم انقلاب نیست که او می‏خواهد از طریق جهد علمی به آخرین یافته‏ها و فن‏آوری‏های موجود و تمامی نیازهای خود دست پیدا کند؛ نیازهائی که با دو نسل گذشته از تفاوت‏های ماهوی برخوردار است. نگاه نسل سوم انقلاب نه نشانه‏هائی از تقلیدی جاهلانه از لیبرالیسم غربی را دارد، هرچند ویژگی‏های مثبت آن‏را اخذ می‏نماید و در رفتار خود جاری می‏سازد و نه گرایشی حتی روشنفکرانه، به اندیشة شکست خورده سوسیالیسم و کمونیسم پیدا شده در شرق نشان می‏دهد. نسل سوم انقلاب، آزاداندیشی است که تجربیات پدران خود را در کیسه دارد و می‏خواهد از طریق گفتمان و تعامل با دنیا، زندگی مدرن و پیشرفته‏ای برای خود تدارک بیند. البته جای تأسف است که بسیاری از مراجع حوزه که علی‏الاصول بایستی در تمامی زمینه‏ها پیشقراول باشند و به‏مثابه رهبران فکری و معنوی جامعه، از مردم جلوتر اندیشه نمایند، هنوز به تمامیت نتوانسته‏اند، دید سنتی فقهی خود را با شرایط روز و عصر جدید، منطبق نمایند و اجتهادی فراگیر از خود بروز دهند. شاید صدای نسل سوم انقلاب و برخی از رهبران سیاسی آن‏ها که فریاد آزادیخواهی و پلورالیسم است و همزمان با تمامی وجود به شعائر اسلامی ارج می‏نهد و اخلاق مذهبی را در رفتار و گفتار و کردار خویش جاری می‏سازد، از گلوی آقای احمدی نژاد شنیده شود و تلاش‏های عملی او، حداقل از بعد سیاسی و اجرائی، تکانی در اطاق‏های فکر حوزه و دانشگاه ایجاد نماید تا جامعه یک‏صدا و هماهنگ، تحولات نوین بین‏المللی را وجدان نماید و جایگاه مناسبی برای خود در قافله رشد و توسعه جهانی تدارک بیند. اما در این‏جا بیان جمله‏ای معترضه خالی از لطف و فایده نیست که رهبران سیاسی – منجمله آقای رئیس جمهور- باید به‏جدٌ، از آلوده کردن دین به سیاست پرهیز نمایند و برای خود رسالت دینی و پیامبرگونه قائل نشوند که نسل سوم هرگز چنین اندیشه‏ای را برنمی‏تابد و قطعاً در صورت ادامه و تکرار چنین رفتاری از سوی رئیس جمهور، نتایج تلاش‏های مثبت وی نیز عقیم خواهند ماند. نسل سوم انقلاب، رئیس جمهور خود را رهبر دینی نمی‏خواهد، بلکه امیدوار است او را مسلمان آزادیخواه وطن‏پرستی ببیند که با تمامی توان، به ساختن ایرانی آباد و غرورآفرین که کمترین تنش با کشورهای دنیا را دارد، اهتمام می‏ورزد. شاید بیان سفارش مولی متقیان علی (ع) به مالک اشتر در این‏جا به کمک آید که فرمود: "ای مالک ترا سفارش می‏کنم ....... آنان را که پیوسته به نفع مملک و ملٌت کار می‏کنند نیک احترام گزار....اگر اوضاع مالی قوم، آشفته باشد، انتظار مصر را توقع مدار....تو "مبانی مالی" را محکم کن تا "رشته اقتصادی" مصریان استوار باشد." نسل سوم از دکتر احمدی نژاد تقاضای دریافت پیام از ملکوت را ندارد، بلکه می‏خواهد تا اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حقوق حقة ایرانی در کشور به‏سامان شود و صدای آزادیخواهی خود را طنین‏انداز نماید. به‏قول "رحمان" وزیر اسبق دارائی بنگلادش: ((یک انقلاب، آسان‏تر از انجام اصلاحات اقتصادی است.))؛ اگر آقای رئیس جمهور بتواند چنین امور مهمی را به سرانجام رساند، کاری کارستان کرده است. نامه دکتر احمدی نژاد به همتای آمریکائی خود، می‏تواند نمایانگر تهوٌر و شجاعت و مشی آزادمنشی باشد که نسل سوم با تمامی وجود آن‏را فریاد می‏زند و امروز صدای خفیف آن را از قلم رئیس جمهور می‏شنود. اگر نامة دکتر احمدی نژاد را از زاویه یک تلاش مبتنی بر حسن نیت یک رئیس جمهور آزادیخواه بررسی نمائیم که وی جرأت پیدا کرده است پس از ۲۷ سال دشمنی و کشاکش سیاسی، آن را به رشته تحریر در‏آورد - که البته چنین جسارت و شهامتی را حتی برای رئیس جمهور اصلاحات که از پشتوانه قوی و وسیع روشنفکری دینی برخوردار بود، هرگز سراغ نداشتیم – شاید به این باور برسیم که بلکه وی می‏خواسته است تا روابط سیاسی میان دو کشور را از وضعیت تخاصمی بلامنازع کنونی خارج نماید و باعث گردد که آن‏دسته از رهبران تندرو و محافظه‏کار آمریکائی که منافع خود را در تشدید تخاصم میان دو کشور جستجو می‏کنند، در اقلیت سیاسی در دستگاه دیپلماسی آمریکائی قرار گیرند و رهبران دوراندیش و عاقل آن کشور، ترفند سیاسی متفاوتی را در مقابل جمهوری اسلامی ایران اتخاذ نمایند. شاید رؤسای جمهور قبل هم می‏خواستند که چنین ابتکاری از خود نشان دهند، یا آن‏را در اطاق‏های دربسته و دور از چشم جامعه بروز دادند، اما امروز شاهد نگارش نامه‏ای علنی هستیم که هرچند با واکنش بسیار سرد و حتی توهین آمیز مقامات تندرو و بی‏نزاکت آمریکائی روبه‏رو گردید، اما این امر نشانگر درجه بالای فهم و شعور ایرانی است که می‏تواند در اوضاع بسیار حساس و سرنوشت‏ساز تاریخ، شگفتی‏های فراوانی از خود بروز دهد. به جرأت می‏توان ادعا نمود که جهان شاهد ترکيب عجيب هوش سرشار و هنر شرقی و لجاجت خودبینانه و تکبٌر غربی بود که تمامی رسانه‏ها و مجامع روشنفکری را در کشورهای مختلف، به تفکر واداشته است. البته ای‏کاش همه آن‏مواردی که در پیام شماره ۱۹۱ بازشمردم، در نامه رئیس جمهور لحاظ می‏شد و نامه از زاویه‏ دید دیگری که به‏راستی تمامی نشانه‏های تعامل و گفتمان را در خود با زبان دیپلماتیک به‏همراه می‏داشت، نگارش می‏گشت. شاید محدودیت‏هائی که رئیس جمهور را احاطه نموده است، باعث نگارش نامه با چنین سبکی شده است، اما درهرصورت، همین که چنین نامه‏ای پس از این‏همه سال دوری و جدائی به رشته تحریر درآمد، اگر در آینده با جهت‏گیری‏های اصولی وسنجیده و به‏دور از احساسات و شعار، که منطبق بر منافع ملی کشور باشد، توأمان گردد، یقیناً می‏تواند اثرات بسیار ارزشمندی را برای منافع ملی کشور دربر داشته باشد. نسل سوم انقلاب امیدوار است که با کمک رئیس جمهور، به طراحی دنیائی نوین و پرنشاط با فکر و ترفندی جدید که با تدبیر گذشتگان متفاوت باشد، اهتمام ورزد. شاید هم انتخاب دکتر احمدی نژاد به همین دلیل بود و حمایت نسل جوان از وی بواسطة درخواست چنین مطالباتی است که رهبران سیاسی گذشته نخواستند یا نتوانستند برای جامعه مهیا سازند. به‏قول "پال باران" ((مدافعان نظام گذشته نمی‏توانند سازندگان آینده باشند.)) چنین برداشت‏های خوشبینانه‏ای از نامه آقای رئیس جمهور، اگر خواست تمامی گروه‏های سیاسی نباشد، اما به‏طور قطع آرزوی اکثریت نسل سوم انقلاب است که در اندیشه ایجاد جامعه‏ای آزاد و کثرت‏گراست که طبیعتاً یکی از ویژگی‏های اندیشه پلورالیسم: اعتناء به اخلاق و فهم مذهبی می‏باشد که در جامعه ایرانی، در شریعت اسلامی شیعی متجلی گردیده است.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS