پیام شمارة ۱۴۲
یاران همراه!
تظاهرات گسترده، غیردولتی و خودجوشِ مسلمانان علیه اهانتِ جراید کشورهای اروپائی به ساحت نورانی پیامبر عظیمالشأن اسلام و عقبنشینی مستقیم و غیرمستقیم بسیاری از حکومتهای اروپائی و ارباب جراید در آن کشورها، حاوی نکات قابل تأملی است که بخشی از آنها را بهقرار زیر میتوان خلاصه نمود:
۱- مسلمانان نشان دادند که وقتی موضوع اعتقاداتشان بهمیان آید، آنها بر علیه تمامی کفر و الحاد، با یکدلی و وحدت و در صفوفی متحد، یکپارچه میشوند. بنابراین، این واقعه بهروشنی نشان داد که مسلمانان بر خلاف طرفداران سایر ادیان الهی و غیرالهی که اگر مورد تمسخر و بیمهری قرار گیرند، کمترین عکسالعملی از طرف پیروان آنها مشاهده نمیشود؛ اهانت بر اسلام را هرگز برنمیتابند و تا پای جان، آمادة حراست از آن میباشند. ملّتهای مسلمان نباید از کنار چنین تجربهای به آسانی عبور نمایند و از دستآوردهای آن برای اقتدار جوامع اسلامی بیشترین بهرهبرداری را بهعمل آورند. البته اگر رهبران سیاسی در کشورهای اسلامی اجازه دهند.
۲- دولتها و صاحبان رسانههای جمعیِ غربی باید آموخته باشند که در عصر نوین، دیگر نمیتوانند مثل سالیان دور، اسلام را مورد هتک قرار دهند و موجبات شادمانی عدهای را فراهم سازند. آنها باید بیاموزند که ملّتهای مسلمان روز بهروز بر آگاهی و شناختشان افزوده میشود و دیری نخواهد پائید که دوباره مجد و شکوه به کشورهای اسلامی رجعت پیدا خواهد کرد. آنچه در ایران اتفاق افتاد، و در عراق، افغانستان، فلسطین، لبنان و سایر کشورهای اسلامی شاهد آن هستیم، خبر از خیزش و رنسانس فکری مسلمانان در عصر نوین دارد. مسلماً اگر غربیها نتوانند با مسلمانان و شرایط جدید تعامل نمایند، باید انتظار رویاروئی جدی با آنها را داشته باشند، که اگر آنها آگاه باشند، باید بدانند چنین برخوردی، صدمات شدیدی را بر منافع و دستآوردهای چندین قرن گذشتة آنها وارد خواهد آورد و تکامل روبهجلوی بشریت را به تأخیر میاندازد.
۳- دولتهای کشورهای اسلامی نیز باید بیاموزند که آزادی و آزادی بیان یکطرفه نیستند. آنها باید تحمل شنیدن صدای مخالفین را داشته باشند، همانطور که انتظار دارند مخالفین، صدای مسلمانان را بشنوند و به آن احترام بگذارند. دنیای نوین، دنیای تک صدائی نیست. باید بتوان با دنیای چند صدائی تعامل داشت، که لازمة آن ایجاد چنین فضائی در داخل است. یعنی، اگر دولتها و مردم جوامع اسلامی نیاموزند که در کشورشان، با دیدگاههای مختلف تعامل نمایند و از سر منطق با آنها گفتگو کنند، چگونه میتوانند چنین رفتاری را با مردمانی داشته باشند که از فرهنگ و زبان آنها نیستند؟ در پایان باید اضافه کرد که ملّتهای کشورهای اسلامی دیگر نمیتوانند شرایط سیاسی-اجتماعی گذشته را تحمل نمایند و البته آنها ضمن پاسداری از تمامیت اعتقادات خود، خواهان شرایط اجتماعی دیگری هستند که اساس آنرا آزادی بیان تشکیل میدهد. باید دقّت نمود که در دنیای کنونی، آزادی بیان ابزار مؤثری برای حراست از اسلام تلقی میگردد. پس آنرا پاس بداریم.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
