تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - تبعات رنگ دینی پیداکردن شعارهای سیاسی

 

پیام شماره ۱۸۸

 

یاران همراه!

 

زمانی‏که شعارهای سیاسی رنگ دینی پیدا می‏کنند و بانیان شعارهای مزبور از این طریق می‏خواهند با استفاده از احساسات دینی مردم، به اهداف سیاسی خود دست پیدا کنند، آن‏گاه نه‏تنها شعائر دینی درخطر می‏افتند، بلکه مردم پس از مدتی دین‏زده می‏شوند و مسیر بی‏تفاوتی را درپیش خواهند گرفت. گروه کثیری که طیف دولت رئیس جمهوری را تشکیل می‏دهند به اضافه طرفداران قبل از انتخابات ریاست جمهوری، با استفاده از شعار ((اصول‏گرائی)) که شاید در مقابل طرفداران اصلاحات بیان می‏شد، سعی داشتند به قاطبة جامعه بفهمانند که آن‏ها می‏خواهند ارزش‏های اسلامی را در کشور نهادینه سازند، گوئی که دولت‏های قبلی چنین هدفی را درسر نمی‏پروراندند. اما پس از استقرار نودولتیان، بسیاری از طرفداران و اشخاصی که شعار اصول‏گرائی می‏دادند، راه خود را از دولت نهم جدا کردند و به نقد آن مشغول شدند. ظریفی می‏گفت، شاید به آن دلیل باشد که نتوانستند سهمی از دولت نهم را نصیب خود سازند! برخی طیف مزبور را گروه‏های رادیکالی می‏دانند که دستی نامرئی در جامعه از آن‏ها محافظت می‏نماید و همیشه و همه‏جا با نام دین و بلکه اصول‏گرائی حضور دارند و خود را محق ِدخالت در تمامی امور جامعه می‏دانند. بسیاری هم معتقدند که دولت نهم از دل همین گروه‏ها رشد کرد و شاید امروز می‏خواهد به‏نوعی راه خود را از آن‏ها جدا سازد. به‏هرحال واقعیت هرچه باشد، نگرانی در خصوص خطراتی است که سیاست می‏خواهد با نام دین، امور جاری خود را به‏پیش برد و البته در صورت موفقیت، تبعاتی به شرح زیر را می‏تواند به دنبال داشته باشد:

۱- بسیاری از گروه‏های سازمان‌يافتة سیاسی و دانشجوئی که سابقه‏ای طولانی در نهضت مقاومت ایران دارند، منجمله انجمن‏های اسلامي دانشجویان، از هم پاشيده می‏شوند و منفعلانه تحولات سیاسی کشور را پی می‏گیرند. این گروه‏ها که نمی‏توانند یا نمی‏خواهند در مقابل نظام و انقلاب و اسلام قرار گیرند، مجبور به اضمحلال و نشست در جامعه می‏شوند و بالطبع، اثرات مثبتی که می‏توانستند در تصحیح روند امور جامعه برجای بگذارند، به‏یکباره ناپدید می‏گردد.

۲- وقتی‏که سیاست رنگ دینی پیدا نماید، بي‌تفاوتي در بدنه جامعه دانشگاهي که اطاق فکر و مغز متفکر هر کشوری محسوب می‏گردد، از دانشجو تا استاد، فراگیر می‏گردد، و تنها انتقادات محفلی از آن‏ها به گوش می‏رسد درحالی‏که جنبه محافظه‏کارانه گفتار و اعمال آن‏ها کاملاً مشهود است. اگر افرادی بخواهند خلاف مسیر حرکت نمایند، ممکن است با واکنش‏های تندی که از همین بدنه ساطع می‏گردد، روبه‏رو شوند.

۳- بی‏تفاوتی را تنها در محیط‏های علمی و آکادمیک نمی‏توان جستجو کرد، بلکه بخش اعظمی از جامعه آلوده به آن خواهند شد و تنها گوش به زنگِ اوامر و بخش‏نامه‏های دولتی برای حضور در صحنه‏های اجتماعی و سیاسی می‏مانند تا بدین‏وسیله همگی و البته با تبلیغات رسانه‏های دولتی آن‏هم به صورت یکپارچه و میلیونی، حمایت بی‏چون و چرای خود را از منویات و تصمیمات حکومتی اعلام نمایند، هرچند که هنوز همین مردم، انتقادات محفلی خود را نسبت به عملکرد دولت به‏صورت آشکار و نهان ابراز می‏دارند.

۴- اصلاحات واقعی در جامعه که بتواند جهشی در رشد و توسعه ایجاد نماید و کشور را همسو با کشورهای پیشرفته دنیا به جلو براند، تعطیل می‏گردد و روزمرگی جانشین آن می‏شود و بسیاری از تحولات جاری شعارزده می‏گردد. منابع و ثروت‏های جامعه برای حفاظت از شعارهای سیاسی به‏کار بسته می‏شوند که نتیجه آن، عقب‏افتادگی جامعه از قافله توسعه جهانی خواهد بود.

۵- روشنفکران و عالمان واقعی دینی که همانا هويت ديني را هويت فرهنگي جامعه قلمداد می‏نمایند، تحت فشار استعمار خارجی و استبداد داخلی به عقب رانده می‏شوند و در مقابل، سنت‏گرایان و متحجرین جانشین آن‏ها می‏شوند، کسانی‏که در عمل باعث می‏شوند مسیر ورود استعمار خارجی در کشور هموار گردد و به بهانه مقابله با آن، استبداد داخلی در کشور را تقویت و نهادینه می‏نمایند و بالاخره تمامی حرکت‏های مردم‏سالارانه را منکوب خواهند نمود.

۶- نهادهای اصلی (از نهاد خانواده تا نهاد دولت) و به تبع آن سایر نهادهای فرعی جامعه، با تفکر و تدبیر ((کنترلی)) اداره خواهند شد و رویه‏ها و اصول نظام مردم‏سالارانه در سازوکارهای آن‏ها قدرت مانور نخواهند داشت که نهایتاً جامعه‏ای با تفکر کنترلی (دولت سالار، دیکتاتوری، استبدادی، متمرکز، برنامه‏ریزی شده یا هر اصطلاح دیگر) به‏وجود خواهد آمد.

۷- در چنین شرایطی حرکت‏های افراطی در جامعه نضج می‏گیرد و گروه‏های افراطی مختلفی به نام دین که در حقیقت همان رادیکالیسم منتسب به دین است، می‏کوشند تا خلاء به وجود آمده را پر نمایند و با هرگونه حرکت مردم‏سالارانه و اصلاح طلبانه‏ای به جدٌ و با تمامی نیرو مقابله می‏کنند. در این میان نه‏تنها گروهای سیاسی در امان نخواهند بود، بلکه بدنه روشنفکری و دانشگاهی نیز به شدت ضربه خواهد دید که اصلاح و ترمیم آن، هزینه‏های هنگفتی را برای آینده کشور دربر خواهد داشت.

با توجه به مباحثی که به‏طور اجمال بیان شد، آیا نباید یک بار دیگر، در روش‏های سیاسی و کشورداری تجدیدنظر به‏عمل آورد، تا هم ارزش‏ها و اهداف اولیه انقلاب حفظ گردند، و هم اسلام و شعائر آن مصون بمانند؟

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS