پیام شمارة ۱۴۱
یاران همراه!
اهانت به پیامبر عظیمالشأن اسلام که در شهریورماه سالجاری یعنی در اثنای شرکت ریاست جمهوری در اجلاس سالیانة سازمان ملل متحد و اعلان مواضع مشارالیه در خصوص چگونگی استفاده از انرژی هستهای و کشور اسرائیل از طریق چاپ کاريکاتورهايي در روزنامه دانمارکي "يولندس پستن"، صورت پذیرفت، بهتحقیق قلب تمامی مسلمانان را در اثناء نقاط عالم جریحهدار کرده است. همزمان با تصويب گزارش پروندة هستهاي جمهوري اسلامي ایران به شوراي امنيت سازمان ملل، ایران بهموازات سایر کشورهای اسلامی شاهد تظاهرات و حمله به سفارتخانههاي مختلف اروپائی از جمله: دانمارک، اتريش، نروژ، فرانسه، آلمان و انگلستان بود. در این رابطه نکات ذیل قابل ذکر میباشند:
۱- متأسفانه عدم شناخت صحیح بسیاری از کشورهای اسلامی از فرهنگ سکولار غربی، باعث شده است که مسلمانان، انتظار برخوردی مشابهِ فرهنگ اسلامی را از طرف اروپائیها داشته باشند که این امر بهواقع، غیرممکن است. جوامعی که از فرهنگ غربی برخوردارند، اظهارنظر در مورد همه چیز و همه کس را برخود مجاز میشمارند و آنرا مطابق آزادی بیان تفسیر میکنند. همانطور که مسلمانان نقد و احیاناً بهسخره گرفتن عالمان ملحد و سکولار و عقایدشان را اهانت تلقی نمیکنند و بلکه برای تنویر افکار عمومی جایز میشمارند، آنها نیز متقابلاً برداشت یکسانی را از موضوع فوق در ذهن میپرورانند. بنابراین، برای پرهیز از درگیرشدن به چنین منازعة بیسرانجامی، باید تنها به دامن قرآن پناه برد و از کلمات نورانی آن استعانت جست. تعلیمات اسلامی بهما میآموزد که نباید در مقابل دشنام دشمانان، پرخاشگری کرد و دین و آئین آنها را به خودشان واگذار نمود. مسلماً شارع مقدس اسلام، برای صدور چنین فرامینی، آیندهنگری ژرفی را برای زندگی مسالمتآمیز تمامی انسانها طراحی کرده است، ضمن آنکه میخواهد با اشاعة ((اخلاق اسلامی))، ملحدان را به یکتاپرستی و آئین نورانی اسلام دعوت نماید. بدیهی است که برخوردهای خشن و افراطی برخی از مسلمانان در واکنش به چنین مسائلی، چهرة واقعی اسلام را خدشهدار میسازد و فرهنگ عظیم اسلامی را نزد غیرمسلمانان بیاعتبار مینماید و تعابیر زننده و غیرواقعی را برای رفتار مسلمانان در ادبیات غربی بهوجود خواهد آورد. در پایان اشاره نمایم که نباید اجازه داد که مدل "ساموئل هانتيگتون" در حوزة ادیان و تنوع فرهنگها و تمدنها تحقق یابد، چراکه تمامی ادیان الهی بر یک کشتی سوارند و تنوع تمدن و فرهنگ ملل، بیانگر تکامل فکری بشر در طول تاریخ است و زیبائی رفتارهای انسانهای مختلف را متجلی میسازد. اگر ((تمدن اسلاو در روسیه)) و ((تمدن کنفوسيوس در چین)) توانستند زندگی مسالمتآمیزی با ((تمدن مسیحیت در اروپا و آمریکا)) ایجاد نمایند، چه دلیلی دارد که تمدن اسلامی و تمدن مسیحی در تنازع باشند؟ ایندو که درواقع ادامه دهنده و تکمیل کنندة یکدیگرند!
۲- متأسفانه رفتار سیاسی برخی از رهبران ممالک اسلامی، بهانة لازم را برای ملحدان، دگراندیشان و دشمنان اسلام برای اهانت به اسلام و بازی با احساسات پاک و رقیق مسلمانان فراهم نموده است. مشاهدات دهههای گذشته بر صحت چنین ادعائی مهر تأکید میزند. بهعبارت دیگر، اکثر رفتارهای توهینآمیز نسبت به آئین مسلمانان طی دهههای اخیر در کشورهای وابسته به فرهنگ غربی، آلوده به سیاست است و بهنوعی بیانگر رفتار سیاسی رهبران کشورهای اسلامی میباشد. هشیاری رهبران انقلابی در کشورهای اسلامی در چگونگی رفتار و گفتارشان در سطوح بینالمللی از یکطرف و برخورد صحیح و مدبّرانه با چنین جریاناتی در نهادها و سازمانهای جهانی از طرف دیگر، میتواند بخش اعظمی از توطئة بازی با احساسات مسلمانان را خنثی نماید.
همیشه سبز و آفتابی باشید!
