یاران همراه!
اصل براین است که دین، معضلات اجتماعی جوامع را حل مینماید و مبلغان دینی، بهترین گزینهها و گزارهها را برای نیازهای مردم که طی زمان درحال دگرگونی و تحول هستند، همسو با شریعت، تبیین و معرفی مینمایند. یکی از افتخارات مذهب تشیع در طول تاریخ، عنایت و اهتمام بیشائبة روحانیون در راستای عمل به چنین امر خطیری است که البته اندیشمندان و بزرگانی همچون ملاصدرا، با آبروی خویش در مقابل هملباسان و دستگاه متحجر قشری از روحانیت زمان خود، شگفتیها آفریدند و بانی تحولات فکری بزرگی شدند که از افتخارات مذهب تشیع بهشمار میروند. امروز هم بخشی از روحانیت که اکثریت آنها را جوانان و پیران خوشفکری – که در رأس آنها امام خمینی (ره) است- تشکیل میدهند که از یکطرف، ضمن آگاهی از خواستههای جدید زمان که در دل جوانان رخنه کرده است و از طرفی دیگر، دشمنی گستردة دشمنان معنویت و دین که از طریق امواج و رسانههای غیرقابل کنترل صورت میگیرد؛ دغدغة حفظ دین میان جوانان را درسر دارند که میبینند چگونه بهراحتی، فوج عظیمی از جوانان از بدنه دین جدا میشوند و اگر ضد دین نگردند، حداقل اندیشة سکولاریسم را در روابط اجتماعی – فرهنگی خود ساری میسازند. فیالمثل، اگر بانوان جوان میخواهند مسابقات ورزشی را در ورزشگاهها نظاره کنند، باید برای آن تدبیری اندیشید که هم خواسته منطقی آنها عملی گردد و هم احساسات دینی عدهای به نام عمل به منکرات، خدشهدار نگردد. اینکه گفته میشود نگاه به بدن مرد نامحرم اگر برای لذت هم نباشد از طرف بانوان حرام است، حتماً حکم دینی محکمی دارد که باید تمامی روحانیون به آن معتقد باشند ولی معلوم نیست که سیمای همگانی زیر نظر مستقیم ولی فقیه، با چه دستور شرعی هرروز مسابقات کشتی را آنهم با ((نمای نزدیک)) که تمامی زوایای لخت بدن کشتیگیران را نشان میدهد، برای بینندگان خود آنچنان به نمایش میگذارد که اگر آنها میخواستند از سکوی تماشاگران در ورزشگاه، صحنه مسابقات را نظاره نمایند، هرگز قادر به رؤیت صحنههائی که سیما به نمایش میگذارد، نمیشدند. همچنین است مابقی مسابقات ورزشی که حکم مشابهای دارند و رؤیت یکسانی. حال سئوال اینجاست که چه فرق است میان تماشی مسابقهای ورزشی از تلویزیون با نمای نزدیک؛ و دیدن مسابقهای از همان جنس، اما از فاصلهای بهمراتب دورتر در ورزشگاه؟ آیا فعل حرام، یعنی دیدن بدن مرد نامحرم، تنها در استادیومهای ورزشی قابل اثبات است و در منازل و حتی تلویزیونهای بزرگی که شهرداری تهران بهتازگی در چهارراههای شلوغ و پررفت و آمد عمومی برای استفاده مردم گذاشته است، قابل اثبات نیست؟ از همه اینها گذشته، دلیل ورود دین به چنین مقولاتی و استفاده ابزاری از آن، که بهراستی حساسیتهای اجتماعی- سیاسی فراوانی را در بردارند، چیست؟ آنهائی که ادعا میکردند دولت آقای خاتمی کمتر حساسیت دینی دارد، باید یکبار دیگر در اندیشه خود غور نمایند که طی هشت سال دولت قبلی با وجود تمامی فشارها و اصرارها، هرگز جرأت اجازة ورود بانوان به حریم ورزشگاههای عمومی داده نشد، درحالیکه هنوز اولین سال دولت اصولگرا و ارزشی آقای احمدی نژاد بهپایان نرسیده است که چنین مجوزی صادر میگردد و متأسفانه فتوای دینی، راه را برای حل چنین معضل اجتماعی که بیتردید در آینده درحال تزاید خواهد بود، احتمالاً مسدود کرده است. حداقل درایت دولت قبلی، ممانعت از چنین فتوائی بود و عملکرد دولت فعلی که بهدرستی فهم صحیح از زبان مردم را دربردارد، اما با رویهای شتابزده، میتواند یکبار دیگر به ایجاد افزایش تنشهای اجتماعی در داخل بیانجامد که مطمئناً چنین نتیجهای، هرگز مطمع نظر دولت نهم نبوده است. چنین محصولی از موضوع مزکور، اگر فایدهای برای جوانان نداشته است، میتواند تجربه مفیدی برای نودولتیان باشد، که برخورد با مسائل داخلی و ایضاً خارجی، به همین سادگیها که فکر میشود نیست و باید نسبت به مسائل مختلف داخلی و خارجی، دوراندیشی و درایت فراوانی داشت و سپس اقدام نمود. البته برایم کاملاً روشن است که گذشت زمان و تغییر نسل و نگرش در حوزة روحانیت، چنین فتوائی را بیتردید تغییر خواهد داد؛ فقط میماند محرومیت نسل حاضر از لذت مواهب و زیبائیهای شرعی و احیاناً دلزدگی عدهای از آنها از دین و شریعت.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
