تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - افزايش درآمدهای نفتی و عدم حضور ايران در جشنواره کن

 

پیام شماره ۱۷۹

 

یاران همراه!

در فرآیند سفر به برخی از کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و تعدادی از کشورهای اروپای شرقی منجمله بلغارستان، مشاهده کردم که مردم آن خطه از جهان بالخصوص مردم کشورهای بالکان، به شدت تحت تأثیر فیلم‏های منتخب ایرانی قرار گرفته بودند که طی چند سال متوالی در جشنواره‏های بین‏المللی از جمله جشنواره کن به نمایش گذاشته شده بودند. فارغ از تبلیغات سیاسی آمریکا و اسرائیل و رسانه‏های وابسته به آن‏ها که درصدد مخدوش نمودن عظمت فرهنگ و سنت‏های ایرانی- اسلامی هستند، حداقل چنین حضوری می‏توانست بخشی از تبلیغات مزبور را خنثی نماید و نگاه بسیاری از مردم جهان را نسبت به ایرانی‏ها تغییر دهد.

در سال‏های قبل از انقلاب اسلامی بالخصوص سال‏هائی که کشور با شوک افزایش درآمدهای نفتی در سال ۱۳۵۳ شمسی روبه‏رو گردید، شاه ایران که نتوانسته بود با صدور فرهنگ، سینما و هنر ایرانی به کشورهای خارجی حتی با حضور هنرمندان بزرگی چون داريوش مهرجوئي، مسعود کيميائي و بهرام بيضائي در دل ملت‏های دنیا نفوذ نماید و از طرفی، جشن‏های مسخره ۲۵۰۰ ساله و تاج‏گذاری ملوکانه که راه به جائی نبرده بودند و تنها مضحکه حکومت و ازبین رفتن درآمدهای نفتی را به‏دنبال داشت، درصدد برآمد که بخشی از افزایش آن درآمدها را به کشورهای فقیر و غنی از جمله فرانسه، انگلستان، پاکستان، مصر، آفریقای جنوبی، نامیبیا و... اعطاء کند تا بلکه نام ایران را بر سر زبان‏ها جاری سازد. در همان زمان شاهد بودیم که رهبران سیاسی بسیاری از کشورهای مزبور با تبلیغات فراوان در کشورهایشان که به مذاق شاه خوش می‏آمد، به استقبال منویات ملوکانه شاهنشاه می‏آمدند تا از سفرة پرآوازه درآمدهای نفتی بی‏نصیب نمانند. شاه ایران هم خوشحال و شادمان فکر می‏کرد که چنین بذل و بخشش‏هائی از کیسة ملت، می‏تواند او را برای همیشه بر مسند قدرت نگه دارد و محبوبیت ایرانی را در دل ملت‏های بیگانه نهادینه نماید، که وقوع انقلاب اسلامی ایران، خط بطلانی بر خیال باطل شاه در هر دو مورد کشید.

پس از انقلاب که مدت‏ها مصادف با کاهش شدید درآمدهای نفتی برای خزانه کشور بود، دیگر از آن دست‏ودلبازی‏ها نمی‏توانست اثری باشد و همین موضوع فرصت مغتنمی برای دانشمندان، هنرمندان، نویسندگان و دیگر اصحاب تفکر و اندیشه فراهم آورد تا با آثار و اندیشه‏های خود که نشأت گرفته از فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی بود، در دل ملتها نفوذ نمایند تا بلکه نام ایران و ایرانی را دوباره بر سر زبان‏ها اندازند. حضور در جشنواره‏ها، کنفرانس‏ها، المپیادها و.... بین‏المللی و درخشش اندیشمندان و هنرمندان ایرانی، ابزار و فرصت مناسبی فراهم کرد تا با دشمنی‏های دشمنان ایران و ایرانی مقابله نمایند. برای مثال در بخش سینما، حضور هنرمندان ایرانی در جشنوارهای سینمائی طی دو دهه گذشته و درخشش هنرمندانی از جمله  جعفر پناهي، مجید مجیدی، سمیرا مخملباف، محسن مخملباف، عباس کیارستمی، ابراهيم فروزش، داریوش مهرجوئی، بهمن قبادي، و ده‏ها نفر دیگر از هنرمندان و سینماگران ارزنده کشور که به‏نظر می‏رسید پای ثابت جشنواره‏های هنری شده‏اند و از این طریق توانستند جوایز ارزنده فراوانی را برای کشور به ارمغان آورند، تأثیر فرهنگی فراونی میان کشورهای دیگر به‏همراه داشت. طی چهار سال گذشته، فيلم هاى سفر قندهار، آب ث آفريقا، زير نور ماه، بيگانه و بومى و بهادر در سال ۲۰۰۱، فيلم‏های بمانى و آوازهاى سرزمين مادرى‏ام و "ده" اثر از عباس كيارستمى در سال ۲۰۰۲، فیلم‏های  ساعت ۵ عصر، روز فرشته، نفس عميق، و طلاى سرخ در سال ۲۰۰۳، فیلم‏های در اين سال پنج، ۱۰ روى ۱۰، گاوخونى و خواب تلخ در سال ۲۰۰۴ توانستند درخشش فراوانی را نصیب سینمای ایران سازند، ضمن آن‏که طی همین سال‏ها تعدادی از هنرمندان ایرانی از جمله عباس كيارستمى رياست هيأت داوران بخش دوربین طلایی و رئيس هيأت داوران فيلم هاى كوتاه و دانشجويى و بهمن قبادى عضو هيأت داوران بخش دوربين طلايى شدند. اما به یکباره با تغییر استراتژی فرهنگی و هنری دولت نهم از یک‏طرف و افزایش درآمدهای نفتی از طرف دیگر با کمال حیرت حضور سینماگران و هنرمندان ایرانی در جشنواره‏های هنری به‏پایان رسید و سینمای ایران پس از دو دهه موفقیت، از حضور در جشنواره‏های هنری من‏جمله جشنواره پرآوازه کن، ناکام ماند. اما در مقابل، کشور شاهد همان دست‏و دلبازی‏های گذشته تقسیم درآمدهای نفتی میان برخی از کشورهای دوست و برادر (مگر فرقی هم می‏کند که آن‏ها را با چه القابی خطاب نمائیم) و اعطای امتیازات اقتصادی به کشورهای صاحب نفوذ، گردید. اگر قرار باشد که موانع متعددی برای حضور هنرمندان ایرانی در صحنه‏های بین‏المللی فراهم گردد، چه باک که شاید افزایش درآمدهای نفتی، همچون سال‏های قبل از انقلاب، جبران نماید.

این مطلب را نوشتم تا تنها ((شاهد)) و ((نمونه‏ای)) برای رهبران امروز ایران باشد تا شاید از تاریخ پند گیرند و بلکه در ((روش برخورد و تعامل)) با کشورهای دیگر و کشورداری و اداره امور مملکت تجدیدنظر نمایند.

همیشه سبز و آفتابی باشید.


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS