پیام شماره ۱۷۷
یاران همراه!
با نزدیک شدن فصل گرما، یکبار دیگر مقولة پوشش بانوان در صدر اخبار اجتماعی کشور قرار گرفته است و اذهان بسیاری از جوانان را درگیر موضوعی کرده که واقعاً از لحاظ اولویت، نهتنها یکی از معضلات اساسی جامعه ایرانی محسوب نمیگردد، بلکه میتواند به موضوعی هیجانانگیز و احساسی برای دورکردن نسل جوان تحصیلکرده از ارزشهای اسلامی و انقلابی تبدیل گردد. ((حجاب)) اینگونه که برخی از اقشار خاص جامعه ایرانی از آن تلقی میکنند، به صراحت هیججا در قرآن و سنت رسول الله (ص) و ائمة معصومین (ع) مشاهده نمیگردد و اینگونه برخورد با آن را هرگز در شریعت اسلامی و حتی کشورهای اسلامی، نمیتوانیم جستجو نمائیم. کسانیکه توفیق سفر خانه خدا نصیبشان شده است، حتماً با اشکال بسیار متفاوت پوشش بانوان کشورهای متفاوت اسلامی روبهرو گردیدهاند که نهتنها هیچکدام شبیه بههم نیستند، بلکه هیچ محدودیت و استبعادی هم از طرف دولت متعصب سعودی برای یکنواخت کردن حجاب بانوان بهعمل نمیآید و همه آزادند آنگونه که مایل هستند با پوشش مخصوص بهخود، به زیارت پیامبر (ص) بروند و مناسک خانه خدا را بهجا آورند. آیا واقعاً کدامین کشور اسلامی وجود دارد که چگونگی پوشش بانوان را در مجلس قانونگذاری بررسی کند و نیروی انتظامی برای برخورد با مصادیق بدحجابی که مقولهای مبهم و بلکه سلیقهای است، جزای نقدی و زندان مقرر نماید؟ دیروز تعداد زیادی دانشجو به دفترم آمدند و نسبت به وضعیت پیشآمده اظهار نگرانی و ناراحتی میکردند. یکی از آنها از قول رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد میگفت که ایران رتبه اول فرار مغزها را میان کشورهای در حال توسعه دارد و بهگونهای سعی میکرد موضوع حجاب و عدم امنیت اجتماعی بانوان را با فرار مغزها ارتباط دهد. متأسفانه دیگران نیز به تأئید گفتههای وی میپرداختند و ((توجیهات)) من برای رد موضوع! کاملاً در اقلیت کلامی قرار داشت! دانشجوی دیگری برای تأئید گفتههای دوستش از قول یکی از روحانیون نماینده مجلس که بهطور مرتب در تلویزیون درس اخلاق میدهد، نقل میکرد که وی گفته است، کسانیکه نمیخواهند حجاب را رعایت کنند، از ایران بروند! و از من میپرسید آیا واقعاً مسئولین فرار مغزها را تشویق مینمایند؟ و آیا برخورد فرهنگی با مقوله حجاب که نسل جوان را بهطور مستقیم نشانه گرفته است، آنهم پس از گذشت ۲۷ سال از انقلاب اسلامی، از طرف علمای دینی باید اینچنین باشد؟ نمیدانستم چه بگویم، فقط در ناحیه سینه احساس درد شدیدی میکردم. دیگری از قول معاون دادستان تهران ادعا میکرد که وی گفته است مجازات افراد بدحجاب تا ١٠ روز حبس و پرداخت جزای نقدی از ٥٠ هزار ريال تا ٣ ميليون ريال تعیین شده است. واقعاً برایم حیرتانگیز بود که جوانانی را بهجرم ((پوشش)) محکوم به زندان نمایند و در آینده هم از او بخواهند که فعالانه در مناسبات اجتماعی کشور مشارکت نماید و او را سرمایه آتی مملکت محسوب نمایند و از او انتظار ساختن ایرانی آباد و مستقل را داشته باشند! امروز هم یکی از اساتید دانشکده نقل میکرد که برخی از افراد نیروی انتظامی جوانان را از خودروهای شخصی بهجرم بدحجابی پیاده میکردند و آنها را جریمه نقدی مینمودند و با ناراحتی سئوال میکرد که آیا این عمل نابههنجار، به فساد برخی از نیروهای خاطی پلیس نخواهد انجامید و باعث افزایش تنشهای اجتماعی در جامعه نخواهد شد؟ باید دانست که اینگونه برخوردهای قهرآمیز هیچگاه نمیتواند فرهنگ حجاب را در کشور نهادینه نماید و اتفاقاً نتایج کاملاً معکوس را بهدنبال خواهد داشت. بهعلاوه، نباید شایع شود کسانیکه نمیخواهند مانند دیگران پوشش خود را رعایت کنند، قصد هنجارشکنی دارند یا به مقابله با نظام برخواستهاند. شیوع چنین نگرشی میتواند معضلات جدیدتری را پیش روی حکومت قرار دهد که مقابله با آن، هزینههای زیادی را دربرخواهد داشت. اگر مقوله حجاب را به عرف دینی جامعه واگذار نمائیم، مردم خود بهترین هادیان همکیشان و مناسبترین ضابطین مناسبات فردی و اجتماعی منجمله پوشش مردان و زنان خواهند بود که در اینصورت، نه نیازی به دستگاه قانونگذاری دارد و نه نیازی به قوه قهریه دادستانی و نیروی انتظامی. مقوله حجاب را تبدیل به یک بحران اجتماعی برای کشور ننمائیم که مقابله با آن اصلاً امکانپذیر نخواهد بود و متضرر اصلی در آینده، نظام اسلامی ایران همیشه سرافراز میباشد.
همیشه سبز و آفتابی باشید.