تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - ماکیاولیسم، اگوئیسم و خلقیات مردم جوامع

 

پیام شماره ۱۷۶

 

یاران همراه!

 

بررسی خلقیات مردم هر جامعه‏ای کمک فراوانی به تدبیر و آراء سیاست‏مداران آن جوامع می‏کند، چراکه بالاخره رهبران سیاسی هر جامعه، برخواسته از مردم همان جوامع هستند. یکی از خلقیات بارز بسیاری از جوامع (و شاید جامعه ایرانی)، ((خویشتن پرستی یا اگوئیسم)) است. در این تفکر، هر کس به‏دنبال رسیدن به امیال و اهداف خویش است و برای رسیدن به آن، از هر وسیله‏ای بهره می‏جوید. "نیکولو ماکیاولی" فیلسوف ایتالیائی در کتاب ((شهریار)) بر اساس نظریه "اگوئیسم جهانی Universal Egoism"، به بررسی یک دیدگاه عمومی می‏پردازد که بعدها به‏عنوان سلاح مؤثری در دست اغلب سیاست‏مداران قرار می‏گیرد. به‏عبارت دیگر، تز ((هدف وسیله را توجیه می‏کند))، خلاصه و چکیده نظریات "ماکیاولیسم" است. "ماکیاولیسم" می‏آموزد که چگونه برای رسیدن به هدف، انسان می‏تواند از هر وسیله‏ای استفاده جوید. او می‏گوید: "یک امیر و حکمران باید بداند چگونه در یک‏زمان نقش انسان و حیوان را بازی کند. هم شیر باشد و هم روباه، نه باید و نه می‏تواند به قول و عهد خود در موقعی که این کار به ضررش تمام می‏شود، وفا کند.... باید گفت که شرافت و درستکاری همیشه زیان‏آور است. آن‏چه مفید است، اینستکه شخص به ظاهر، ))پرهیزکار)) و ((معتقد)) و ((انسان)) و ((فداکار)) جلوه کند. هیچ چیز به اندازه یک ظاهر متقی و نیکوکار مفید نیست." ماکیاولی سپس ادامه می‏دهد: "زمام‏دار برای رسیدن به قدرت و ازدیاد آن، می‏تواند به‏هر عملی از زور و حیله و تزویر و نقض قول و مقررات اخلاقی و پیمان شکنی متوسل گردد.... تنها دولت متکی به زور موفق است و بس. هیچ طراز و مقیاسی برای قضاوت زمام‏دار در دست نیست مگر موقعیت سیاسی و ازدیاد قدرت...." در واقع آن‏چه ماکیاولیسم می‏آموزد، تحلیل خلقیات مردم جوامعی است که خویشتن پرستی را وجهه همت خود قرار داده‏اند. او می‏گوید: " چون مردم بد هستند و به تو بی‏وفائی می‏کنند، تو نیز باید به‏همان شیوه تعهدات خود را نسبت به آنان محترم نداری." بنابراین برای نظم بخشیدن به چنین اجتماعی، وی ایجاد یک حکومت مطلقه و مقتدر را تجویز می‏نماید، حکومتی که می‏تواند بر احساسات مردم استوار باشد و از اعتقادات دینی مردم سود جوید. در همین رابطه، "جواهر لعل نهرو" معتقد است: "ماکیاولی به ما می‏گوید که مذهب برای یک دولت بسیار ضروریست؛ اما نه برای آن‏که مردم را متقی و پرهیزکار بار آورد، بلکه برای این‏که تسلط بر ایشان را آسان سازد. حتی ممکن است وظیفه یک حکمران باشد که به رواج مذهبی که خودش به آن عقیده ندارد و آن‏را نادرست می‏شمارد، کمک کند." ماکیاولیسم، یک‏سونگری و جزم‏گرائی به مذهب را تجویز می‏کند و آن‏را حربه مؤثری برای زمام‏داران می‏پندارد. او معتقد است که چنین شیوه‏ای مورد علاقه مردم است و اگر زمام‏داران خلاف آن عمل کنند، قادر به ادامه حکومت نخواهند بود. البته باید گفت که ماکیاولی، تفکر مزبور را تنها برای جوامعی قائل می‏گردد که مردم آن، از چنین خلقیاتی برخوردار باشند چرا که او معتقد است: "اگر همه مردم خوب بودند، در آن‏صورت این تجویز بد بود." به همین دلیل، ماکیاولی معتقد است، حکومت هر جامعه‏ای نشأت گرفته از خلقیات مردم همان جامعه است و اگر قرار بر تغییر روش زمام‏داران باشد، باید در وهله نخست، خلقیات آن جامعه تغییر نماید. به‏همین دلیل گروهی از متفکران معتقدند که: "واقع امر این‏است که ماکیاولی با دیدگانی باز و بی‏پرده به عمق امور اجتماعی نگریست و آن‏چه را معاصران او نمی‏دیدند، دریافت." هرچند تعدادی دیگر، ماکیاولیسم را "مکتب اندیشه سیاسی خشونت" می‏دانند. اما درهرصورت، آن‏چه در مکتب فوق جلوه‏نمائی می‏نماید، ارائه یک تحلیل عمیق از خلقیات مردم جوامع و حکومت‏هائی است که بر آن جوامع حکمرانی می‏کنند.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS