تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی

 
خانهايميلآرشيوRss
Search

 
About

موضوع: سه شنبه بیست و سوم تیر 1388

 

سفري دارم و برای مدتی توفیق حضور در کنارتان را ندارم. ابتدا خواستم که اطلاع دهم تا در این شرایط بحرانی که موج دستگیری‏ها افزایش یافته، دل نگران نشوید.

بعد آرزوهایی دارم که مي‏خواهم آنها را با دوستانم در میان گذاشته و بویژه، سياست‏مداران بشنوند و حرف معلمي را که تمام وجودش براي ايراني آزاد و مستقل مي‏سوزد، گوش کنند. رجاء واثق دارم که توجه به این نکات، می‏تواند بسیاری از ناهنجاری‏ها و التهابات کنونی جامعه را تخفیف داده و جامعه ایرانی را در مسیر فلاح و آرامش قرار دهد.

1-  چه خوب مي‏شد که ترس بيان حقيقت و اظهار عقیده درعالم وجود نداشت و فضيلت آدمي که همان سخن گفتن است، به زيباترين صورت نمايان مي‏شد؛

2-   چه خوب مي‏شد که انسان‏ها هيچ‏گاه به دليل اظهار عقيده، گرفتار، بازداشت، شکنجه و کشته نمي‏شدند و همه مي‏توانستند از موهبت آزادي بيان و آزادی قلم استفاده کنند؛

3-  چه خوب مي‏شد که درسايه آزادي بيان و آزادی قلم؛ نفس، اراده، رفتار و اعمال سياست‏مداران کنترل مي‏شد و آن‏ها نمي‏توانستند هر طور که بخواهند با مردم رفتار کنند.

4-   چه خوب مي‏شد كه زندانیان سیاسی برای همیشه از زندان آزاد شده و دیگر بهانه‏ای برای نگه داشتن آن‏ها در انبان معتقدان به انحصار تفکر، وجود نداشت. به‏راستی زندانی کردن فکر و اندیشه، بدترین شکنجه برای تمامی جوامع بويژه، جامعه‏ای است که می‏خواهد مسیر آزادی را به کشورهای تحت سلطه، نشان دهد.

5-  چه خوب می‏شد که سیاست‏مداران آزادی بیان را برای همیشه پاس داشته و با تمامی وجود از حریم آن محافظت می‏كردند.

6-   چه خوب می‏شد نظام سیاسی اجازه می‏داد که همة مردم با حفظ عقاید سیاسی و ایدئولوژی مورد قبول خود، در کنار هم و نه در مقابل یکدیگر، برای ساختن ایرانی توانا و آزاد مبارزه کنند. به‏علاوه، چه خوب بود که این‏همه گروه‏های سیاسی داخل و خارج از کشور برای ساختن ایرانی توانا و آزاد و سربلند، دست همکاری و عشق به یکدیگر می‏دادند و همه به ایران و ایرانی شاخه گل‏های آزادی هدیه می‏دادند.

7-  چه خوب می‏شد که همة مردم صرف‏نظر از آراء و عقاید متفاوتشان در مقابل حکومت دارای حقوق یکسان شهروندی بودند؛ هیچ کس به جرم اظهار عقیده، زندانی و شکنجه و سربه‏نیست نمی‏شد و از حقوق اجتماعی و سیاسی محروم نمی‏گشت.

8-   چه خوب می‏شد که جوانان به واسطة ناهنجاری‏های سیاسی- اجتماعی و فرهنگی، از دین سرخورده نمی‏شدند و برعکس، برای اصلاح امور، به کتاب آسمانی قرآن، سیرة معصومین و امامان توسل می‏جستند و راه و روش آن‏ها را با تمامی وجود سرمشق خود قرار می‏دادند.

9-  چه خوب می‏شد که جوانان ما می‏دانستند که کلید آزادی و آزادگی و رفاه و امنیت و آرامش را تنها در شریعت اسلام می‏توانند پیدا کنند و با آن قادر خواهند بود که قفل تمامی مشکلات زندگی را به‏راحتی باز نمایند.

10-  چه خوب می‏شد که جوانان ما می‏دانستند که ((آزادی)) را تنها می‏توان با قرآن به‏دست آورد و چقدر خوب بود که ((آزادی))، شاه‏کلید حیات و حرکت جامعه می‏شد و تمامی درهای بسته را می‏توانستیم با آن باز كنیم.

11-             چه خوب می‏شد که همه می‏توانستند از روی آن شاه‏کلید، برای خود کلیدی اضافی بسازند و به گردن خود آویزان کنند.

12-  چه خوب می‏شد که به‏نام ایدئولوژی و مذهب، هیچ‏کس را تکفیر نمی‏کردند و دین ابزار قدرت و سلطة عده‏ای قرار نمی‏گرفت.

13-             چه خوب می‏شد که عمل به دین تقلیدی نبود، عاشقانه بود و عده‏ای اصرار نداشتند که مردم را به زور وارد بهشت کنند!

14-  چه خوب می‏شد که هیچ‏کس (نه دولت، نه گروه‏های سیاسی و نه اشخاص) تلاش نمی‏کرد هیچ‏کسی را به زباله‏دان تاریخ بیاندارد و همه تلاش می‏کردند دنیا و تاریخی مملو از مهر و صفا و صمیمت و عشق برای هم بسازند و با عقاید مختلف در کمال آرامش درکنار هم زندگی کنند.

15-             چه خوب می‏شد که ((عشق به وطن و ملت)) در زمرة مقدسات درمی‏آمد و آن‏کس که عاشق‏تر بود، مقدس‏تر بود.

16-  چه خوب می‏شد که هدف واقعاً وسیله را توجیه نمی‏کرد، حال می‏خواست مذهبی باشد یا غیر مذهبی. همیشه آرزو می‏کردم که چه خوب می‏شد که حرکت استقلال طلبانة ملت ایران نسل سوخته نداشت.

17-             چه خوب مي‏شد كه بحران‏هاي اجتماعي- سياسي- اقتصادي از جامعه دور مي‏شد و همه مي‏توانستند در آرامش روزگار بگذرانند.

18-   چه خوب می‏شد که..............................

به تحقیق آرزوهای بالا دست‏یافنتی هستند و ملت بزرگ ایران که حماسه‏های فراوانی را در طول تاریخ آفریده و افتخاری برای تاریخ بشریت بوده است، با ادامه نهضت سبز نشان خواهد داد که به زودی به آرزوهای خود خواهد رسید.

چقدر دوست داشتم که این جمعه در کنارتان بودم و با نشان سبز، قطره‏ای از امواج خروشان و رو به جلوی نهضت سبز در نماز جمعه می‏شدم. هرچند این توفیق را ندارم ولی می‏دانم که قلب و روحم نزد یکایک شماست و مطمئنم که شما نیز حضور مرا در کنار خود حس خواهید کرد.

همیشه سبز باشید.

آفتابی باشید.

شاد باشید.

 

نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |

All Rights Reserved by DR. Rahimi boroujerdi© کلیه حقوق محفوظ است. هرگونه نقل و استفاده از مطالب این صفحات، تنها با ذکر کامل "منبع" همراه با نام نویسنده: دکتر علیرضا رحیمی بروجردی، مجاز خواهد بود Ferdoss