|
|
About
![]()
|
سفري دارم و برای مدتی توفیق حضور در کنارتان را ندارم. ابتدا خواستم که اطلاع دهم تا در این شرایط بحرانی که موج دستگیریها افزایش یافته، دل نگران نشوید. بعد آرزوهایی دارم که ميخواهم آنها را با دوستانم در میان گذاشته و بویژه، سياستمداران بشنوند و حرف معلمي را که تمام وجودش براي ايراني آزاد و مستقل ميسوزد، گوش کنند. رجاء واثق دارم که توجه به این نکات، میتواند بسیاری از ناهنجاریها و التهابات کنونی جامعه را تخفیف داده و جامعه ایرانی را در مسیر فلاح و آرامش قرار دهد. 1- چه خوب ميشد که ترس بيان حقيقت و اظهار عقیده درعالم وجود نداشت و فضيلت آدمي که همان سخن گفتن است، به زيباترين صورت نمايان ميشد؛ 2- چه خوب ميشد که انسانها هيچگاه به دليل اظهار عقيده، گرفتار، بازداشت، شکنجه و کشته نميشدند و همه ميتوانستند از موهبت آزادي بيان و آزادی قلم استفاده کنند؛ 3- چه خوب ميشد که درسايه آزادي بيان و آزادی قلم؛ نفس، اراده، رفتار و اعمال سياستمداران کنترل ميشد و آنها نميتوانستند هر طور که بخواهند با مردم رفتار کنند. 4- چه خوب ميشد كه زندانیان سیاسی برای همیشه از زندان آزاد شده و دیگر بهانهای برای نگه داشتن آنها در انبان معتقدان به انحصار تفکر، وجود نداشت. بهراستی زندانی کردن فکر و اندیشه، بدترین شکنجه برای تمامی جوامع بويژه، جامعهای است که میخواهد مسیر آزادی را به کشورهای تحت سلطه، نشان دهد. 5- چه خوب میشد که سیاستمداران آزادی بیان را برای همیشه پاس داشته و با تمامی وجود از حریم آن محافظت میكردند. 6- چه خوب میشد نظام سیاسی اجازه میداد که همة مردم با حفظ عقاید سیاسی و ایدئولوژی مورد قبول خود، در کنار هم و نه در مقابل یکدیگر، برای ساختن ایرانی توانا و آزاد مبارزه کنند. بهعلاوه، چه خوب بود که اینهمه گروههای سیاسی داخل و خارج از کشور برای ساختن ایرانی توانا و آزاد و سربلند، دست همکاری و عشق به یکدیگر میدادند و همه به ایران و ایرانی شاخه گلهای آزادی هدیه میدادند. 7- چه خوب میشد که همة مردم صرفنظر از آراء و عقاید متفاوتشان در مقابل حکومت دارای حقوق یکسان شهروندی بودند؛ هیچ کس به جرم اظهار عقیده، زندانی و شکنجه و سربهنیست نمیشد و از حقوق اجتماعی و سیاسی محروم نمیگشت. 8- چه خوب میشد که جوانان به واسطة ناهنجاریهای سیاسی- اجتماعی و فرهنگی، از دین سرخورده نمیشدند و برعکس، برای اصلاح امور، به کتاب آسمانی قرآن، سیرة معصومین و امامان توسل میجستند و راه و روش آنها را با تمامی وجود سرمشق خود قرار میدادند. 9- چه خوب میشد که جوانان ما میدانستند که کلید آزادی و آزادگی و رفاه و امنیت و آرامش را تنها در شریعت اسلام میتوانند پیدا کنند و با آن قادر خواهند بود که قفل تمامی مشکلات زندگی را بهراحتی باز نمایند. 10- چه خوب میشد که جوانان ما میدانستند که ((آزادی)) را تنها میتوان با قرآن بهدست آورد و چقدر خوب بود که ((آزادی))، شاهکلید حیات و حرکت جامعه میشد و تمامی درهای بسته را میتوانستیم با آن باز كنیم. 11- چه خوب میشد که همه میتوانستند از روی آن شاهکلید، برای خود کلیدی اضافی بسازند و به گردن خود آویزان کنند. 12- چه خوب میشد که بهنام ایدئولوژی و مذهب، هیچکس را تکفیر نمیکردند و دین ابزار قدرت و سلطة عدهای قرار نمیگرفت. 13- چه خوب میشد که عمل به دین تقلیدی نبود، عاشقانه بود و عدهای اصرار نداشتند که مردم را به زور وارد بهشت کنند! 14- چه خوب میشد که هیچکس (نه دولت، نه گروههای سیاسی و نه اشخاص) تلاش نمیکرد هیچکسی را به زبالهدان تاریخ بیاندارد و همه تلاش میکردند دنیا و تاریخی مملو از مهر و صفا و صمیمت و عشق برای هم بسازند و با عقاید مختلف در کمال آرامش درکنار هم زندگی کنند. 15- چه خوب میشد که ((عشق به وطن و ملت)) در زمرة مقدسات درمیآمد و آنکس که عاشقتر بود، مقدستر بود. 16- چه خوب میشد که هدف واقعاً وسیله را توجیه نمیکرد، حال میخواست مذهبی باشد یا غیر مذهبی. همیشه آرزو میکردم که چه خوب میشد که حرکت استقلال طلبانة ملت ایران نسل سوخته نداشت. 17- چه خوب ميشد كه بحرانهاي اجتماعي- سياسي- اقتصادي از جامعه دور ميشد و همه ميتوانستند در آرامش روزگار بگذرانند. 18- چه خوب میشد که.............................. به تحقیق آرزوهای بالا دستیافنتی هستند و ملت بزرگ ایران که حماسههای فراوانی را در طول تاریخ آفریده و افتخاری برای تاریخ بشریت بوده است، با ادامه نهضت سبز نشان خواهد داد که به زودی به آرزوهای خود خواهد رسید. چقدر دوست داشتم که این جمعه در کنارتان بودم و با نشان سبز، قطرهای از امواج خروشان و رو به جلوی نهضت سبز در نماز جمعه میشدم. هرچند این توفیق را ندارم ولی میدانم که قلب و روحم نزد یکایک شماست و مطمئنم که شما نیز حضور مرا در کنار خود حس خواهید کرد. همیشه سبز باشید. آفتابی باشید. شاد باشید.
نوشته شده توسط دکتر رحیمی بروجردی | لينک ثابت |
|