پیام شماره ۱۷۳
یاران همراه!
۱- چند روز پیش، پس از صرف نهار در معیت تعدادی از اساتید دانشکده؛ بحث در مورد عملکرد دولت آقای خاتمی دوباره برای چندین و چندبار، بالا گرفت. طبق معمول، تعدادی دفاع میکردند و افرادی هم عملکرد کابینه وی را تأئید نمینمودند و نسبت به آن انتقادات عدیدهای داشتند که البته چنین شیوه بحثی میان اساتید کاملاً بدیهی است؛ چراکه کمتر میتوان مشاهده نمود که اساتید نسبت به موضوعی واحد، نظری یکسان داشته باشند، بالخصوص اقتصاددانان که اختلاف در عقایدشان، شهره ادبیات است! منتقدین اعتقاد داشتند که آقای خاتمی نتوانست به وعدههای اصلاح طلبانه خود وفادار بماند و آنچنان ضعیف عمل میکرد که اجازه میداد دیگران اعضای کایبنهاش را انتخاب نمایند و بنابراین نفوذ و کنترل مؤثری بر عملکرد آنها در راستای تحقق خواسته اصلاح طلبانه مردم نمیتوانست داشته باشد و بنابراین اعتماد مردمی را از دست داد. البته ادعای مزبور بسیار بزرگ است و اگر قابل اثبات باشد، بهراستی ضعف کابینه هشتم بهشمار میآید. امّا از طرفی دیگر، طرفداران آقای خاتمی، با رد استدلال مزبور و تأکید بر قاطعیت رئیس جمهور سابق در کنترل عملکرد اعضای کابینه خود، معتقد بودند که نهتنها وزیران و معاونان آنها در مقایسه با سایر کابینههای هیأت دولت، قویتر و باتجربهتر بودند، بلکه تلاش اصلاحطلبانه و سازندگی آنها باعث گردید که جامعه ایرانی با جهش بالائی خود را در قافلة جامعه جهانی قرار دهد و توفیقات زیادی را در توسعه و رشد اقتصادی بهدست آورد، بهگونهای که امروزه کابینه نهم میتواند حاصل خدمات آنها را برداشت نماید. از همه مهمتر، مدافعان اعتقاد داشتند که سیاست داخلی و خارجی دولت آقای خاتمی توانست برای ایران ((آبرو)) کسب نماید و باعث گردد که نگاه خارجیها نسبت به ایران و ایرانی دوباره مثبت شود. البته همه میدانند که این قبیل بحثها چون خواستگاه ارزشی دارند، کمتر میتوانند نتایج قابل قبولی کسب نمایند و معمولاً در جائی منقطع میشوند تا در نشستی دیگر، ادامه یابند. در همین رابطه، یکی از سئوالاتی که از طرف منتقدین مطرح میشد، این بود که اگر آقای خاتمی دوباره کاندیدای ریاست جمهوری شود، مورد اقبال وسیع ایرانیان قرار خواهد گرفت؟ مدافعین با ضرس قاطع به محبوبیت روبه افزایش مشارالیه اعتقاد داشتند و مخالفین، عکس آنرا استدلال مینمودند.
۲- امروز در سایت یکی از معاونین سابق آقای خاتمی که از سالیان گذشته، وبلاگ نویسی را پیشه خود نموده است و بسیاری از اخبار مربوط به فعالیتهای آقای خاتمی را در سایت وی میتوان جستجو کرد، خبر مسافرت غیررسمی رئیس جمهور سابق را به استان گلستان خواندم که با استقبال بسیار شدید مردم آن استان مواجه بوده است. اما بایکوت خبری رسانههای رسمی کشور منجمله صدا و سیما از فعالیتهای درونمرزی و برونمرزی رئیس جمهور سابق، شامل مسافرت اخیر نیز شده بود و البته جای تأسف دارد که نظام خود را از نیروهای کارآمد و دلسوز اینگونه محروم مینماید. وقتی خبر مزبور را در سایر سایتهای تقریباً مستقل جستجو کردم، استقبال گستردة مردم استان گلستان را مشاهده نمودم که طبیعتاً در اینجور مواقع اصلاً حالت دستوری و فرمایشی ندارد و خودجوشانه صورت میگیرد و حتی مراسم استقبال و سخنرانی آقای خاتمی به دعوت امام جمعه گرگان، بدون حضور استاندار و معاونین وی برگزار گردیده بود. با خود زمزمه کردم که اگر آقای خاتمی با چنین استقبال باشکوهی در سایر استانها روبهرو شود، آیا اگر وی دوباره بتواند کاندیدای ریاست جمهوری شود، با چه پیآمدهائی وارد کاخ ریاست جمهوری خواهد شد؟ و اصلاً پیام چنین استقبال مردمی از شخص آقای خاتمی در شرایطی که تقریباً هر دو هفته یکبار، جلسات هیأت دولت با وعدههای فراوان و صرف هزینههای گزاف در استانهای کشور برگزار میگردد، دارای چه پیامهائی برای کابینة نهم میباشد؟
همیشه سبز و آفتابی باشید.
