پیام شماره ۱۷۲
یاران همراه!
ایام ((نور)) و ((سرور)) و ((شادمانی)) و سیر از ((ارادت)) به ((بقا))ست. میلاد فرخندة یکی از عزیزترین و شریفترین ((مظاهر نور)) است که تولد ((ختمی مرتبت)) محمد مصطفی (ص)، تلؤلؤ و تولد نور را از ((منشأ نور)) و در عالم کائنات و از عرش اعلا به زمین گستراند تا سیاهیهای چیره شده بر روح آدمیان را زائل نماید و روانشان را روشن کند و نورهای عالم خلقت را ((نورانی)) نماید. امروز هرچه هست نور است و روشنائی. از نور ((ارادت)) زائیده شود که آن، ارادت به منشأ نور است که توسطش میتوان عالم کائنات را سیر نمود و ((تقوی)) پیشه کرد که تقوی، نور را از زشتی و دنائت محافظت مینماید و اردات به منشأ نور را، بااخلاص میکند که از تقوی به ((یقین)) میتوان رسید که آن همان علمالیقین و حقالقین است به نور و روشنائی. از یقین، ((بصیرت)) زائیده شود تا نور را بتوان بدون حجاب دید. بصیرت زائل کننده تاریکیهاست تا اگر نتوان نور را با دیدة صورت نگریست، چشم دل را به استخدام گرفت و دل را مالامال از نور کرد. برای دیدن نور، ((توکل)) لازم است. یعنی اگر نور دیده میشود، تنها در سایه توکل به نور است که چشم و دل، اگر توکل نباشد لیاقت ((بصیرت)) نور را چگونه میتواند داشته باشد؟ و اگر توکل باشد ((رضا)) و شکر میآید تا شکر نعمت، نور را در دل ما افزون کند تا ((اخلاص)) پدیدار گردد و ناخالصیها از روح و روان رخت بربندند و نفاق مانعی برای پژواک نور نگردد. در سایة اخلاص، ((استقامت)) در نگهداشتن نور در روان، فزونی یابد تا نفس سرکش به میهمانی تاریکیها نرود و چراغ دل، هیچگاه تهی از نور نگردد و بهراستی چگونه بدون استقامت، میتوان ((خوف)) داشت تا دیو تاریکی با نور نستیزد و روان را آلوده و ناپاک نسازد. اگر خوف نباشد، ((خشوع)) نباشد که خشوع همان ترس از عدم حضور نور است. خشوع، آغاز ((رجاء)) یا امید است که در مرکب آن میتوان نور را چراغ راه و هدایتگر مسیر قرار داد که تنها با امید میتوان ((همت)) پیشه نمود تا با نور، نجات یافت و از تمامی نیازهای دنیا، بینیاز شد. همت نباشد، ((ایثار)) نباشد؛ چون نیاز بر دنیا، انقطاع نور است و زائل کنندة ازخودگذشتگی که دنیا بر نور چیره گردد و دل آلوده شود. دلِ آلوده کجا میتواند مأوای نور باشد. پس ایثار مقدمة ((توحید)) است و یکتاپرستی که سرّ نور است و تفسیر نور. توحید، ((معرفت)) به نور را زاید که اگر معرفت نباشد، شناخت به نور و حقیقت آن، چگونه باشد؟ و اگر شناخت نباشد، رسیدن به ((حقیقت)) چگونه میسر گردد؟ و اگر به حقیقت نتوان رسید، چگونه میتوان ((تسلیم)) نور شد؟ و اگر تسلیم نباشد، ((مشاهدة)) نور چگونه ممکن باشد؟ و اگر مشاهده نباشد، وجدان ((ولایت)) و ذوب در آن، چگونه حاصل گردد. مگر نه آنست که تنها در سایة ولایت، ((سرور)) محقق گردد، که جملة شادمانیها از اوست که بدون سرور و شادمانی، به ((فنا)) در نور نتوان رسید و اگر فنا نباشد، ((بقای)) در نور نباشد که آن یکی شدن با نور است. بقای در نور است که تولد نور را میتوان با چشم صورت و صیرت دید و میلاد نوری زلال از منشأ نور را وجدان نمود که تولد نور صمطفی (ص)، روز زایش و زایندگی و سیر الیالله است، یعنی سیر از ((ارادت)) به ((بقاست)) تا الگوئی برای آدمیان باشد و نورهای عالم خلقت را جملگی، نورانی کند.
همیشه سبز و آفتابی باشید!
