پیام شماره ۱۷۰
یاران همراه!
تمامی کسانیکه با تئوریهای ((تجارت بینالملل)) آشنائی داشته باشند، میدانند که دیگر تئوری ((هزینههای نسبی)) تنها عامل تعیین کنندة ((مزیت نسبی)) میان کشورها نیست و نظریههائی که نشأت گرفته از تئوری ((مقیاس اقتصادی)) و ((تجارت ماوراءالصنایع)) هستند، رُل مهمی را در تببین مزیت نسبی میان کشورها ایفاء مینمایند. در این رابطه، یکی از نظریههای مهم و تأثیرگذار، تئوری ((شکاف تکنولوژیکی و سیکل تولیدی)) است. اجازه دهید از بیان عبارات فنی پرهیز نمایم و موضوع پیام امروز را به زبانی ساده مطرح کنم. ((رقابت)) کشورها در فضای اقتصاد بینالملل در شرایط امروزی، مبتنی بر دستیازی به تکنولوژی برتر است و کشورهای مسلط سعی دارند با تمامی ابزارهای موجود، حداقل در فرآیندی کوتاهمدت، مانع از دستیابی کشورهای دیگر به آن شوند که همین امر بسیاری از رفتارهای کنونی بشر را در حوزههای مختلف معرفتی، تحت تأثیر قرار داده است. بهعبارت دیگر، اگر یکی از دغدغههای کشورهای قدرتمند برای رسیدن به اهداف اقتصادی طی دهههای ۱۹۶۰ الی ۱۹۹۰، صدور مبانی فکری و مقابله با اندیشههای متفاوت بود که در همین راستا، مقابلة شدید کشورهای غربی با شیوع اندیشة کمونیسم و در مقابل تلاش گستردة کشورهای وابسته به ((بلوک شرق)) برای توسعه ایدئولوژی کمونیسم و متعاقباً پیدائی ((موج سوم)) که مبتنی بر ((تفکر و خیزش اسلامی)) بود، قابل اعتناء و بررسی میباشد و شاید شعار ((صدور انقلاب)) در بسیاری از کشورها طی دوران مزبور، نشأت گرفته از همان تفکر بوده است؛ امّا در ((دنیای تغییریافتة کنونی))، کمتر کشوری برای رسیدن به اهداف اقتصادی و شاید معرفتی!، به دنبال صدور تفکر و ایدئولوژی انقلاب میباشد و در مقابل، منازعة کشورها بر سر تصاحب تکنولوژی است که قدرت را در آن میبینند و تسلط بر جهان را در چگونگی انحصار بر آخرین رمز و رموز آن جستجو مینمایند، هرچند که قرار باشد مظاهر اولیة تکنولوژی را در اختیار برخی از کشورها قرار دهند. بلوک بندی جدید در دنیای نوین، دیگر بر اساس تفکر و ایدئولوژی صورت نمیگیرد، بلکه مبتنی بر چیرگی بر تکنولوژیهای پیشرفتهای میباشد که فعلاً یکی از مظاهر متعالی آن تکنولوژی نانو و آنبخش از تکنولوژی هستهای است که تکیه بر نانو تکنولوژی داشته باشد. در این رابطه، کشورهای ((بسیار پیشرفته صنعتی)) توانستهاند از طریق سرمایهگذاری کلان در ((تحقیق و نوسعه)) به چنین تکنولوژئی دست پیدا کنند و اصلاً هم مایل نیستند کشورهای دیگر بتوانند به آسانی آنرا در اختیار قرار گیرند و اگر نتوانند با ابزار دیپلماسی، تهدید و ارعاب و جنگ روانی به مقابله برخیزند، حتماً تهاجم سیاسی را در دستور کار خود قرار خواهند داد و از انجام آن هیچگونه ابائی ندارند.
وقتی گزارش ((سیمور هرش)) در مجله نيويورکر را که قاطعانه از تصميمات دولت بوش و مشورت با سناتورهای آمریکائی برای استفاده از "سلاح اتمی تاکتيکی" و حمله نظامی به تأسیسات اقتصادی، نظامی و هستهای ايران سخن میگفت، مطالعه میکردم، بهیاد گزارشی از وی افتادم که دو سال پیش قبل از تهاجم نظامی آمریکا به عراق، پیشبینی چنین یورشی را کرده بود و دگربار قرار است که همان سناریو، اما با وقفهای که به ظاهر تلاشهای دیپلماسی را بههمراه دارد، دوباره اتفاق بیافتد که برای تمامی آگاهان سیاسی و اقتصادی، ادامه روند موجود در پرونده هستهای، گریزناپذیری تهاجم نظامی میباشد. در چنین شرایط خطیر و سرنوشتسازی، باید درایت و کیاست سیاسی را در دستور کار قرار دهیم تا با کمترین هزینه ممکن بتوانیم مسیر دستیازی به تکنولوژیهای برتر را برای جامعه هموار نمائیم که درغیراینصورت، ممکن است سالها از قافلة توسعة اقتصاد بینالملل عقب بمانیم.
همیشه سبز و آفتابی باشید!