تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - درایت سیاسی در مذاکره با آمریکا

 

پیام شماره ۱۶۸

 

یاران همراه!

 

دستور مذاکره مستقیم با مقامات آمریکائی (طبق معمول به دلائل نامعلوم و گفته نشده) نه بر میز دیپلماسی وزارت امور خارجه که علی‏الاصول باید متولی سیاست خارجی کشور باشد، بلکه بر میز امنیتی شورایعالی امنیت ملی قرار گرفته است که این موضوع از ابعاد مختلفی می‏تواند نقطة عطفی در سیاست خارجی منفعل ایران محسوب گردد. اگر مسئولان ذیربط بتوانند از این موقعیت پیش‏آمده حداکثر استفاده را برای منافع ملّی کشور حاصل نمایند و خلاف گذشته اصطلاحاً ((موقعیت سوزی)) را در دستور کار دیپلماسی خود قرار ندهند، بلکه بتوانند کوه یخ عدم اعتمادی را که میان دو کشور به‏وجود آمده است، به‏تدریج و با درایت ذوب نمایند، انتظار می‏رود که چنین روندی بتواند شرایط مطلوب سیاسی- اقتصادی برای آیندة ایران به ارمغان آورد. اعتقاد دارم که قبل از انجام مذاکرات، ضروری است جلسات توجیهی برای مقامات آمریکائی از طرف نخبگان دلسوز ایرانی همچون دکتر سریع‏القلم ترتیب داده شود تا سوء‏برداشت‏هائی که طی سالیان مدید از طرف دشمنان و مخالفین ایرانی در اذهان مقامات آمریکائی حک شده است، تا حدودی برداشته شود. بنابراین تلاش‏هائی از این قبیل نه‏تنها نباید با دیده شک و تردید نگریسته شوند، بلکه باید به‏طور جدی و برنامه‏ریزی شده از سوی متفکران توسعه یابد. شایسته بود بخشی از مأموریت تیم اعزامی دکتر محمدرضا نهاوندیان معاون اقتصادی دکتر علی لاریجانی دبير شورايعالي امنيت ملی به آمریکا نیز، چنین مأموریتی را برای خود قائل می‏گشت تا مسئولین آمریکائی با واقعیت‏های موجود در ایران آشنائی بیشتری پیدا نمایند و بدانند که اگر قرار باشد در فرآیند مذاکرات تنها از موضع ابرقدرت به ایران بنگرند و تنها به دنبال تأمین منافع خود در عراق و منطقه باشند و منافع ایران را ملحوظ ندارند، نه‏تنها محصولی از مذاکرات عاید طرفین نخواهد شد، بلکه جو بی‏اعتمادی میان طرفین را شدیدتر خواهد نمود؛ بالخصوص آن‏که در شرایط فعلی نه‏تنها مقامات بلندپایه کشور با حساسیت بالائی روند مذاکرات را مانیتور می‏نمایند، بلکه بسیاری از گروه‏های داخلی سیاسی موافق و مخالف با نفس مذاکرات میان دو کشور، هرگونه تخطی یا انحراف احتمالی از سوی طرف ایرانی را آن‏چنان بزرگنمائی خواهند نمود که ممکن است روند مذاکرات در همان ابتدا متوقف گردد. از طرفی دیگر، تیم مذاکره کننده ایرانی با آمریکا باید هدف از مذاکرات را دقیقاً شناسائی و طراحی کند. به نظرم بزرگترین خطا، وجه‏المصالحه قرار دادن وضعیت عراق برای مذاکرات است، هرچند بخشی از مذاکرات می‏تواند تنها اصرار ایران بر خروج اشغالگران از این کشور باشد. درهرصورت باید دانست که نفس مذاکره مستقیم ایران با آمریکا برای مقامات آمریکائی پیروزی بزرگی محسوب می‏شود و این همان آرزوئی بود که بسیاری از رؤسای جمهور آمریکا می‏خواستند قبل از ترک کاخ سفید، آن را در پرونده سیاسی خود ثبت نمایند، حتی اگر هیچگونه نتیجه و دستآورد آنی هم برای آمریکا به دنبال نداشته باشد ولی برای طرف ایرانی، اگر هدف از مذاکرات و نتیجة احتمالی آن معلوم نباشد، دربرگیرندة شکست سیاسی، خدشه وارد آوردن به ارزش‏های انقلابی و سرافکندگی ملّی خواهد بود؛ چراکه شاید در شرایط فعلی که پرونده ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد به انتظار نشسته است، طرف آمریکائی به‏دنبال مذاکرات مستقیم بدون نتیجه باشد که عین پیروزی در مذاکرات برای او خواهد بود. این نکته مهمی است که باید رهبران بلندپایه سیاسی کشور به آن اهتمام جدی مبذول نمایند.  

 

همیشه سبز و آفتابی باشید!

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS