پیام شماره ۱۶۶
یاران همراه!
در پیامهای گذشته درمورد خلقیات ایرانیان بهطور مختصر سخن گفتم. اعتقاد دارم که عوامل متعددی در شکل گیری خلقیات ما مؤثرند که مهمترین آنها ((خودمان)) هستیم. هر یک از ما نقش تعیین کنندهای در سرنوشتمان داریم و با افکار و کردار و رفتارمان نه تنها شخصیت خود را شکل میدهیم، بلکه تصویر حال و آینده خود را بر بوم تاریخ نقش میبندیم. پیام امروز اختصاص به چگونگی برخوردمان با حوادث و اتفاقات پیرامونی دارد. از خود بپرسیم که جزو کدام دسته از افراد هستیم؟ کسانیکه تسلیم حوادث میشوند؟ یا کسانیکه از حوادث مختلفی که در زندگیشان به وجود میآید، ایجاد فرصت میکنند؟ آیا وقتی حادثة ناخوشایندی برای شما اتفاق افتد، سریعاً به دنبال چاره میافتید؟ یا اینکه ناامید و دلسرد و پریشان، تسلیم میشوید و زمین و زمان را عامل پیشآمدن آن میدانید؟ فیالمثل، چرا دانشجو نمرة قابل قبول کسب نمیکند؟ آیا استاد و دانشکده و دانشجویان و خانواده و نظام آموزشی و دولت و .... مقصرند یا اشکال در خود دانشجو است؟ چرا فکر میکنیم در محیط کار خود فردی موفق نیستیم و درآمد مکفی کسب نمیکنیم؟ چرا میپنداریم همیشه با تشویش و اضطراب روبهرو هستیم؟ چرا گمان میکنیم شادی وشور را کمتر تجربه میکنیم؟ و دهها چراهای دیگری که میتوان در ابعاد خرد و کلان مطرح نمود. اعتقاد دارم که برای پاسخگوئی به تمامی ((چراها)) باید ابتدا خلقیات خود را کنکاش نمائیم و به چگونگی احساس و دید خود به محیط پیرامونی نظر افکنیم. اجازه دهید که به موضوع مورد مطالعه که همان چگونگی برخورد با حوادث بود، برگردیم. آیا ما به استقبال حوادث میرویم یا از آن گریزان و هراسناکیم؟ آیا تا کنون اینگونه اندیشیدهایم هر حادثهای که در زندگی ما رخ میدهد، دلیل و حکمتی دارد؟ شاید خیر و صلاح ما در آن بوده است. شاید منفعتی که از آن در آینده خواهیم دید، به مراتب بیشتر از نقصانی باشد که امروز فکر میکنیم با آن روبه رو شدهایم. شاید آن حادثه بتواند به ارتقاء و بلوغ فکری ما کمک کند و ما را مقاومتر نماید. شاید آن حادثه به ما کمک کند که از آن طریق بتوانیم اطرافیان و فضای پیرامون خود را بهتر بشناسیم. شاید اگر آن حادثه اتفاق نمیافتاد، حوادث ناگوارتری که مقابله با آنها بهمراتب سختتر مینمود، رُخ میداد. بنابراین اگر نگاهمان به حوادثی که در زندگی با آنها روبهرو میشویم اینگونه باشد، آنگاه درخواهیم یافت که حوادث، بخشی جدانشدنی از زندگی تک تک ما را تشکیل میدهند؛ و اصلاً زندگی بدون اینگونه حوادث، سرد و بی روح و خشک و خستهکننده خواهد بود. تمامی لحظاتِ لذت بخشی که در زندگی ما پدیدار میگردند و ما از آنها مسرور و شادمان میشویم و تمامی زیبائیهائی که ما در اطراف خود مشاهده میکنیم و از دیدن و بودن با آنها لذت میبریم، بدون حوادثی که ما آنها را ناگوار فرض میکنیم، بیمعنی میشوند. ما میتوانیم در زمانی که با حادثهای روبهرو میشویم، با تولید انرژی مثبت، آنرا به یک فرصت قابل استفاده تبدیل کنیم. فرصتی که امکان پیدائی آن در غیر این صورت، برایمان ممکن نخواهد بود. پس همانطور که ملاحظه میکنید، بستگی دارد چگونه به مسایل نگاه میکنیم و به تولید چه انرژیی مبادرت میورزیم. میتوانیم در مقابل هر حادثهای حالت تدافعی بگیریم، از آن گریزان شویم، نالان و مضطرب و پریشان گردیم یا به استقبال آنها برویم و تبدیل به یک فرصت شیرین و خاطرهانگیزشان نمائیم. آری؛ خلقیات ما اینگونه ساخته میشوند که تماماً به ((خودمان)) بستگی دارد. مطمئناً با کمی صبر و ممارست، موفق خواهیم شد از تلخترین حوادث، شیرینترین فرصتها را بیافرینیم.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
