تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - رمز موفقيت: خودآگاهي

 

يكي از رموز موفقيت پس از شناخت خويشتن، رسيدن به خودآگاهي است،‌ چراكه بخشي از تلاش همة انسان‏ها رسيدن به خودآگاهي بوده و در صورت دست‏يافتن به آن، تمامي ناممكن‏ها، ممكن و سختي‏ها و دشواري‏ها، آسان و مرتفع خواهند شد. كسي‏كه به "خودآگاهي" مي‏رسد، باور مي‏كند، تمامي زشتي‏ها و زيبايي‏ها و خوبي‏ها و بدي‏ها و كينه‏ها و دوستي‏ها و...... به نوع نگرشي كه به دنياي خارج پيدا كرده، بستگي دارد و هر واكنشي كه نسبت به دنياي بيروني خود نشان مي‏دهد،‌ انعكاسي از دنياي دروني خود اوست. بنابراين، چگونگي ديدن دنياي خارج، با دنياي دروني رابطه‏اي ناگسستني داشته و به‏عبارتي، تصوير درون هركس در آيينة جهان بيروني‏اش مي‏افتد.

كسي‏كه دنيا را زيبا و بدون نقص مي‏بيند، دروني زيبا و بدون نقص داشته و بنابراين، چهره‏اي زيبا و نيك نزد اطرافيان خواهد داشت. به‏تعبير بسيار زيباي "سعدي":

"تأمل در آیینه دل کنی

صفایی بتدریج حاصل کنی".

اگر دنياي دروني را باصفا كنيم، دنياي خارجي‏مان سرشار از زيبايي و آرامش خواهد شد و پرواضح است‏كه، درجة شدت و ضعف نگرش ما به دنيا، حكايت از شدت و ضعف زيبايي و تكامل درون ما دارد. آري، تمامي زيبايي‏ها و زشتي‏هاي دنياي خارج، از درون ما برمي‏خيزند. اصلاح دنياي درون، دنياي برون را مصفا مي‏كند. هركس، آيينة منحصر به‏فردي دارد كه توسط آن، دنياي دورني خود را به معرض نمايش مي‏گذارد.

داستان كشيدن تابلوي معرف "شام آخر" توسط "لئوناردو داوینچی"‌ را به‏طور حتم شنيده‏ايد. اتفاقي كه در فرايند كشيدن تابلو رخ داد، به اندازة خود تابلو از اهميت برخوردار است. گفته مي‏شود كه "داوينچي"، هنگام کشیدن تابلو، با مشکل پيداكردن سوژه‏هاي مناسب براي طراحي، مواجه شد. او مي‏خواست "زيبايي" و "نیکی" را به‏صورت حضرت مسيح (ع) و "زشتي"‌ و "بدي" را به هيبت "یهودا" كه از حواريون خيانتكار حضرت عيسي بود، به تصوير درآورد.

مسيح دربارة يهودا در شام آخر گفت: «کسی که با من نان خورده است، به من خیانت می‌کند.» "پطروس" به مسیح نزدیک شد و پرسيد: "آن شخص کیست؟" و مسیح لقمه‌ای گرفت و در دهان «یهودا» گذاشت: «عجله کن و کار را به پایان برسان!» یهودا از مخفیگاه خارج شد و ساعاتی بعد از آن، کیسه‌ای پر از سکه‌های نقره در دست داشت. او به علمای قوم یهود قول داد که نه‌تنها مخفیگاه حواریون، که دقیقاً مسیح را هم برای سربازان رومی شناسایی کند. یهودا سربازان رومی را با خود به محفل مسیح می‌آورد. تعدادی از حواریون، خود را مسیح معرفی می‌کنند. کدام یک از این جمع مسیح است؟ یهودا پیش می‌رود و گونه مسیح را می‌بوسد! داوينچي با الهام از داستان انجيل، مي‏خواست،‌ زشتي و خيانت را اين‏گونه به‏تصوير درآورد.

داوينچي به‏دنبال يافتن الگوهاي مناسب، به‏ناگاه در آيين مذهبي و همسرایی كليسا، چهرة مسيح را در صورت یکی از پسراني كه در خواندن سرودهاي كليسا شركت كرده بود، يافت. از جوان دعوت كرد كه از چهره‏اش الگوبرداري كند و جوان خوش‏سيما و نيك‏پندار از دعوت او با كمال ميل استقبال كرده، به چهرة مسيح در تابلو ظاهر شد.

سال‏ها سپري گشت و داوينچي به انتهاي كار رسيده بود؛ اما هنوز اتودي از زشتي و بدي در اختيار نداشت تا توسط آن، صورت يهوداي خائن و زشت‏پندار را به تصوير بكشد. كليسا نيز او را براي اتمام كار نقاشي بر ديوار كليسا، تحت فشار گذاشته بود و داوينچي همچنان دريافتن چهره‏اي مناسب، در هر كوي و برزني مي‏گشت تا عاقبت، جواني مست، ژنده‏پوش و زشت‏سيرت را يافت كه مي‏توانست الگوي مناسبي براي صورت "يهودا" در تابلوي شام آخر باشد.

او را كه نمي‏توانست از فرط پليدي و مستي بر پاهايش بايستد، به كمك دستياران به كليسا آوردند تا آخرين مرحله از كار نقاشي تابلوي ديواري كليسا، به پايان رسد.

جوان مست و پليد، به صورت نقاش خيره شد و درحالي‏كه با ناباوري تابلوي ديواري را برانداز مي‏كرد، گفت: "اين تابلو را قبلاً ديده است". داوينچي با حيرت پرسيد:‌ "چطور و كجا؟" جوان با مستي پاسخ داد: "سال‏ها پيش و قبل از آن‏كه به اين وضعيت اسف‏بار دچار شود، در گروه همسرايي كليسا، سرودهاي كليسا را مي‏خوانده و چهره‏نگاري زبردست از او دعوت كرد تا طرح چهرة‌ مسيح را از صورت او به تصوير درآورد!"

زشتي و زيبايي، خوبي و بدي، صداقت و خيانت و تمامي جلوه‏هايي كه انسان‏ها هر روز مشاهده كرده،‌ خود بخشي از آن‏ها شده يا تحت تأثيرشان قرار مي‏گيرند، همگي بسته به انتخاب انسان بوده و اين‏كه او چگونه با محيط پيراموني تعامل برقرار كرده،‌ يا به‏عبارتي، چگونه با دنياي خارج ارتباط برقرار مي‏كند. اين چنين است‏كه، چگونگي ارتباط با دنياي خارج، با خواسته‏ها و اميال و واكنش‏هاي دروني هر فرد رابطة تنگاتنگي داشته و هر تصويري كه دنيا از او به نمايش بگذارد، بيانگر افكار و خواسته‏هاي واقعي دروني همان فرد است. يعني، تصوير درون ما در آيينة جهان بيروني مي‏افتد.

برداشت آزاد از داستان شام آخر مسيح، مي‏تواند براي هركس به‏صورت‏هاي مختلف تفسير و تأويل شود. بوسة يهوه بر چهرة‌ مسيح، نقش يك انسان در دو نقش مسيح (زيبايي و نيكي) و يهوه (زشتي و پليدي)،‌ خيانت به خوبي و درستي درمقابلِ کیسه‌ای پر از سکه‌های نقره و...... اما اين داستان كه مي‏تواند مرثية تكراري آدمي در زندگيش باشد،‌ چيزي نيست، به‏جز آن‏كه،‌ انسان خود، خوبي و بدي را انتخاب مي‏كند،‌ خوبي و بدي كه هر دو در قالب يك فرد نمايان مي‏شود، همان انعكاس و بازتاب تمايلات و خواسته‏هاي دروني اوست كه در حالات مختلف ظهور و بروز پيدا خواهند كرد. انتخاب هم با ماست كه درون خود را چگونه آرايش داده تا تصويرش در آيينه دنيا، بيفتد. اگر آنچه در آيينه مي‏بينيم و مورد پسند و علاقه‏امان نيست، بايد به خودآگاهي رسيده و هرچه زودتر دنياي دروني خود را تغيير داده و آن‏چه كه دوست داريم، جايگزين كنيم. به‏تعبير زيباي "نظامي گنجوي":

"آيينه گر نقش تو بنمود راست

خودشكن، آيينه شكستن خطاست."

كسي‏كه به خودآگاهي برسد، بر كوهي از مشكلات و سختي‏هاي دنيا فايق آمده و سرانجام، موفقيتي همراه با آرامش خواهد يافت.

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS