تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - کشورداری همین جوری- 6

 

«قسمت ششم»:تهديد از نوع پاچه‏خواري

 

قابل توجه تمامي كاربران و علاقمندان محترم اين سايت:

 

از امروز به‏حول و قوة الهي تصميم دارم، به مرور، صفحات كتاب "كشورداري همين‏جوري"‌ را براي مطالعه و استفاده دوستداران به‏طور مرتب منعكس كرده تا انشاءالله،‌ در آينده كسي پيدا شود و كل اين مجموعة‌ ارزشمند را به زيور طبع آراسته گرداند. هرگونه اظهارنظر و راهنمايي از طرف خوانندگان عزيز مزيد امتنان و سپاسگزاري خواهد بود.

*************

 

تهديد از نوع پاچه‏خواري

 

ث- یکی از آفات هر نظام سیاسی، تملق و چاپلوسی است که اطرافیان و نزدیکان قدرت و مکنت، برای رسیدن به جاه و منزلت یا باقی ماندن در قدرت و حفظ موقعیت، از خود بروز می‏دهند که باعث می‏شود رهبران سیاسی نسبت به اوضاع واقعی جامعه، آگاهی درست پیدا نکرده و بنابراین، تدابیر صحیح برای اصلاح امور اتخاذ نكنند.

شواهد فراوانی وجود دارند که نشان می‏دهند، بر خلاف نظام‏هاي سياسي همين‏جوري، چنین رذیلتی در فرهنگ اسلامی و ایرانی ممدوح و نهی شده است. ازجمله: امام حسن مجتبی(ع) می‏فرماید: "بهترین نوع توانگری قناعت و پست ترین شکل فقر، چاپلوسی و سرسپردن است." در فرهنگ ایران باستان نیز، تملق، چاپلوسی، ظاهرسازی، خودبینی و ریا به‏شدت نهی گردیده‏اند و چنین صفاتی را بويژه برای رهبران حکومت، زشت و ناپسند توصیف كرده‏اند. براي مثال، در "پرسش‌نامة خسروانی" که گفته می‏شود از نوشته‏های "بزرگ‌مهر" وزير دانشمند انوشيروان است  و "احمد ابن محمد مسكويه" آن‏ها را در كتاب "الحكمه الخالده" آورده، می‏خوانیم:

پرسيدند: "خودبينی و ريا چيست؟"

گفت: "خودبينی آن است كه آدمی در خود چيزی پندارد كه ندارد تا آن‌جا كه هميشه رأی خود را درست و رأی ديگران را نادرست پندارد. ريا آن است كه نزد مردم، خويشتن را جز آن‌چه هست بنماياند و دارای ويژه‌گی‌هايی نشان دهد كه ندارد."

گفتند: "كدام‌يك از اين‌ها برای او زيان‌مندتر است؟"

گفت: "به خودش خودبينی و برای هم‌نشينانش ريا. زيرا چون رياكار است، هم‌نشينانش از او ايمن نباشند."

گفتند: "ريا چيست و ظاهرسازی چه؟"

گفت: "ريا آن است كه كسی بد باشد و نيكی كند و خوبی نشان دهد. ظاهرسازی آن است كه خويش را به گونه‏‌يی نمايد كه نه در سرشت اوست."

پرسيدند: "از اين دو تا كدام بدتر است؟"

گفت: "نزد خود ظاهرسازی، در كارها رياكاری!"

گفتند: "كدام دانش برای فرمان‌روا سودمندتر است؟"

گفت: "آن‌كه بداند بستن دهان مردم از باز گفتن بدی‌ها و زشتی‌هايش در توانايی او نيست. در چنين حالی هرگز نخواهد كوشيد مردم را با بيم دادن خاموش سازد و بر آن شود كه به جز از راه زدودن زشتی‌های خودش، مردم را از باز گفتن آن زشتی‌ها بازدارد."

گفتند: "چاپلوسی و خودبينی چيست؟"

گفت: "چاپلوسی آن است كه كسی را بستاييد به چيزی كه در او نيست. چاپلوس از پذيرفتن چيزهای اندك و دست يازيدن به آن‌ها ننگی ندارد. خودبين ستايش از كسی نمی‌پذيرد، زيرا دارندة خودبينی، خويش را تا آن‌جا برتر از ستودن‌ها می‌گيرد كه پاسخ گفتن به درود فرودستان را نيز به خود نمی‌پسندد."

بخش قابل توجهی از ادبیات اسلامی و ایرانی، از عباراتی این‏چنین در تقبیح صفات رذیله چاپلوسی، ظاهرسازی و ریا آکنده است. اما متأسفانه طی دوران، زورمداران و حاکماني كه سياست‏هاي همين‏جوري را پايه‏گذاري كرده‏اند، بدون توجه به تعلیمات ارزشمند اسلامی- ایرانی، سعی در تغییر فرهنگ اصیل جامعه ایرانی نمودند، تا جائی‏که گفته می‏شود: آن‏جا که بخش عمدة شعر و ادب ملٌتی، پوشیده از مدح و ثنای حاکمان و زورمداران باشد، چاپلوسی و تملق را باید در رفتار اجتماعی و فرهنگی آن ملت جستجو كرد و در همین رابطه، مصادیق عدیده‏ای را در ادبیات فارسی مثال می‏زنند که بخشی از آن‏ها در قالب پند و اندرز آمده‏اند.

براي مثال، "كيكاووس‏ابن اسكندر عنصر المعالی" در "قابوس نامه" می‏نویسد: "در حضور شاه، جز بر مراد خداوند سخن مگوی و با وی لجاج مکن که هر که با خداوند خویش لجاج کند پیش از اجل بمیرد. همیشه از خشم پادشاه ترسان باش! (چراکه) او فرمان‏ده است و مردم فرمانبردار!" و در خصوص وزیران و مأمورین دولت اضافه می‏کند: " گر بخوری، به دو انگشت خور تا در گلو بنماند... و همیشه از پادشاه ترسان باش!" و در نهایت، توصیه "قابوس نامه" به اندیشمندان و نویسندگان اینست: "بزرگترین هنری کاتب را زبان نگه داشتن است و سر ولی نعمت پیدا ناکردن و فضولی نابودن!"

چنین بود که همه می‏بایستی ثناگوی حاکم وقت باشند، شعرا و غزل سرایان و نویسندگان و تاریخ نویسان نیز، همه مدح و ثنا گویند و هرگز سخنی برخلاف نگویند که اگر غیر از آن باشد، باید منتظر باشند تا پیش از اجل بمیرند؛ و این چنین، بخشی از خلقیات جامعه ایرانی در طول تاریخ، شکل گرفت.

در دوران اخیر، تملق دوستی محمدرضا شاه پهلوی و ترویج فرهنگ چاپلوسی در آن دوران، زبانزد خاص و عام بود. "اسداله علم" در خاطراتش می‏نویسد: "روزی از شاه پرسیدم آیا اجازه می‌دهد که نخست‌وزیر و وزیر خارجه را رسماً توبیخ كنم، چرا که در محضر اعلیحضرت به هیچ وجه ادب و احترام لازم را به جا نمی‌آورند. اما محمدرضا شاه با خواسته‏ام مخالفت می‌كند و می‏‌گوید: ندیدی چطور وقتی با اردشیر دست می‌دهم جلوی من زانو می‌زند".

علم  اضافه می‌کند: "....آخرین باری كه در پاریس بودیم، اردشیر همین كار را كرد و یكی از خبرنگاران فرانسوی از من پرسید شاه ایران به عنوان رهبری اصلاح‌طلب و دموكرات شناخته شده، آن وقت چگونه می‌تواند تحمل كند كه یكی از وزرایش در مقابل او این چنین زانو بزند و به خاك بیفتد. اما شاه اصلاً از این حرف خوشش نیآمد و به من گفت: حق بود به او می‌گفتی كه اردشیر رعایت سنتهای ملی مملكت را می‌كند."

عطش سیری‌ناپذیر به شنیدن تملق و چاپلوسی محمدرضا شاه آن چنان بود که اکثر اطرافیان شاه در خاطراتشان، گوشه‏ای از آن‏را بیان نموده‏اند. از جمله "پرویز راجی" در کتاب "خدمتگزار تخت طاووس" می‏نویسد: "هارولد ویلسون“ نخست‌وزیر سابق انگلیس گفت: یكبار در ملاقات با محمدرضا، او را به عنوان یكی از بزرگترین رهبران دنیا توصیف كردم و شاه از این تملق من خیلی خوشش آمده بود."

مورخان، وجود چنین صفتی در  شاه ایران و متعاقباً بی‏خبری وی از اوضاع مملکت و اتخاذ تدابیر نابجا را یکی از دلائل سرنگونی رژیم شاهنشاهی به‏حساب آورده‏اند. بنابراین، باید از تاریخ درس آموخت و نباید رهبران نظام خود را با برخی از برداشت‏های ناصواب اطرافیان دلمشغول دارند و نسبت به واقعیت‏های داخلی و جهانی بیگانه بمانند؛ یعنی همان مصیبتی که اکثر رهبران سیاسی دنیا، ازجمله محمدرضا شاه، هنگام سرنگونی بدان دچار شده‏اند؛ چراکه دو خصیصه چاپلوسی و بی‏خبری که از سوی نزدیکان گریبان گیر رهبران سیاسی می‏گردد، ضمن آن‏که فرصت سوزی‏های فراوانی را برای کشور به‏همراه خواهد داشت، زمینه سستی بنیان نظام را فراهم می‏سازد.

تبليغات غلوآميز در دولت نهم بويژه در مورد رئيس دولت به اوج خود رسيده به‏گونه‏اي كه حاميانش او را معجزه هزارة‌ سوم، آيت‏الله، سقراط زمانه،‌ الهام خداوند و..... خطاب كرده،‌ تا جايي‏كه یکی از مدیران ارشد نظام به‏نقل از شخصي ثالث در تعريف از رئیس جمهور مي‏گويد: "من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود"![1]

پس بیایید اجازه ندهیم که تاریخ یک‏بار دیگر تکرار شود!

 

 



[1] - ".........در اجلاس سالانه مديران ديوان محاسبات، رسانه‌ها به نقل از رئيس ديوان محاسبات كشور (رحيمي) و خطاب به رئيس جمهور محترم نوشتند: ((در سوريه يكي از مسلمانان به من گفت كه من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري ديگر بيايد، آن احمدي‌نژاد بود. اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است و به بركت وجود شما، ما را مورد نوازش و احترام قرار مي‌دادند و.......))  http://news.iraninsurance.ir/?id=1545

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS