هفتة معلم به روايت تقويم ايراني، شروع شده و قرار است در اين هفته از تمامي توليدكنندگان فكر و انديشه، تقدير بهعمل آيد. ![]()
![]()
بهراستی تشویق، بزرگداشت، تعریف و تمجید از خدمات کسانیکه عمری را برای اعتلای فرهنگ و دانش سپری کرده و همچون شمع پیرامون دانشآموزان و دانشجویان و دفتر و قلم آب شدهاند، نهتنها کاری ارزشمند و هنرمندانه است، بلکه باید بهمثابه وظیفهای انکارناپذیر برای تمامی اصحاب علم و فرهنگ، واجب شمرده شود.
هميشه اعتقاد داشتهام كه اگر تقدیر از "استادهاي كهنسال" در سالیانی صورت میگرفت که هنوز برف پیری، سر و صورتشان را سپید و فشار تدریس و پژوهش، کمر و زانوهایشان را خم نکرده بود و آنها پس از مراسم تجلیل و قدردانی، شوق و انگیزة فزونتری برای کوشش و پویش در مجامع آکادمیک پیدا میکردند، بهمراتب میتوانستند تأثیر بیشتری را در تعالی و جوشش علم داشته باشند و امکان اینکه موفقیتها و دستاوردهای بیشتری در سطوح ملی و بینالمللی از طرف آنها حاصل شود، بیشتر ميبود.
بهمنظور گراميداشت تمامي معلمان، از چنته، مطالبي را گلچين كرده و آنها را به تمامي معلمان پير و جوان تقديم كرده و از صميم قلب آرزو دارم كه تكريم معلمان در جامعه، به ارزشي متعالي تبديل شده و همة مردم بدانند كه هرچه دارند و در آينده خواهند داشت، از مجاهدتها، ازخودگذشتگيها و بخشندگيهاي خالصانة معلماني بوده كه همچون شمع، آب ميشوند تا همهجا روشن شده، نور دانايي و معرفت بر ظلمت و جهل فايق آيد.
![]()
![]()
معلمان انسانهایی هستند که آرزوها و رؤیاهای بلند دارند، پروازهای بلند میکنند و توان و همت آنها به وسعت آرزوهایشان که به عمق تمامی آسمانهاست، شکل ميگيرد.
![]()
![]()
معلمان کسانی هستندکه هیچگاه درهای بسته و محدودیتها را سد و مانعی برای پیشرفت و تعالی ندیدهاند و اتفاقاً نخستین پرواز بلند و با شکوه خود را در آسمان بیکران علم و معرفت و زیبائیها، از پشت همان درهای بسته آغاز ميكنند.
![]()
![]()
معلمان افرادی هستند که در تمامی عمر گويي در مكتب فقر و عشق آبديده شدهاند؛ چراكه بينيازي در رفتار آنها متجليست درحاليكه دستان و قلبهایی بخشنده داشته و میوة وجود خویش را بیمنت و رایگان به همگان ارزانی میکنند.
![]()
![]()
بخشندگی، در ذات معلم نهفته است، چراكه او بينياز بوده، پس بايد ببخشد. معلم باور دارد که برای زندهماندن و حیات جاودانه، باید بخشنده و بينياز باشد.
![]()
![]()
بزرگی انسانهای فرهیخته و ماندگار از بخشندگی آنهاست که این صفت تمامی "معلمان" است.
![]()
![]()
معلمان کسانی هستندکه از انرژی سرشاری برخوردارند و حاضرند دیگران را از آن بهرهمند کنند. بیجهت نیست که "نیچه" انسانهای بزرگ را افرادی میداند که انرژی فراوانی در خود ذخیره دارند.
![]()
![]()
انسانهای بزرگ، نهتنها قهرمانان روزگار خویشاند و از افراد ناب زمان خود محسوب میشوند، بلکه اسوهای زیبنده و ماندگار برای تمامی اعصارند؛ آنها حتی هنگام خواب، به پیشرفت و تعالی و سازندگی و آزادي مردم در همه جاي گيتي، میاندیشند؛ تمامی عمر را در تفکر بهسر میبرند و نبوغ سرشار خویش را از زیاد فکر کردن در امور هستی و کائنات بهدست آوردهاند، چراکه بهتعبیر "ژان پل سارتر": نبوغ، جوهر تفکر است و اينها همان معلمان هستند.
![]()
![]()
معلمان حتی در اوقات سخت و ناخوشی، از تفکر دست نکشیده و "اندیشهای برتر" ساطع میکنند؛ بهگفتة يكي از انديشمندان: "اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش، توانایی برتر خویش را از دست نمیدهد."
![]()
![]()
معلمان سودایی جز تحقق "آرمانهای" برتر و متعالی در سر نداشته و گوهر وجود خود را بهپای آن ریخته و به گفتة قرآن، حتی مرگشان، پیامآور حیاتی برتر است که نزد پروردگارشان به روزی نشستهاند و بهتعبیر "آلبرت کامو": "ایستاده مردن را برتر از زیستن بهصورت زانو زده" میدانند.
![]()
![]()
معلمان زندگی طولانی را پاداش فضیلت بهحساب نمیآورند، بلکه بهقول "نیچه": "فضیلت، زندگی طولانی را سبب میشود"؛ فضیلتی که از دانش، معرفت و بخشندگی آنها نشأت گرفته و تاریخ بشریت را میسازد.
![]()
![]()
معلمان تولید کنندة اندیشه و تفکر نابیاند که قدر و قیمتی برای آن متصور نمیتوان شد؛ درواقع تحقق هيچ امر خطیر و سرنوشتسازی که صفحات کتاب تاریخ بشریت را با تدبیر نگارش میکند، بدون وجود انسانهای بزرگ امکانپذير نيست؛ انسانهايي كه تنها در مكتب فقر و عشق درس بزرگي آموختهاند. شاید بههمین علت باشد که شکسپير میگويد: "برخی انسانها بزرگ آفريده شدهاند؛ برخی بزرگی را بهدست میآورند و بر گروهی، بزرگی ناخواسته سوار میشود."
![]()
![]()
استادان و مردان دانش و معرفت، بزرگی را با جهد و کوشش فراوان بهدست میآورند و بزرگتر از آنها يعنی کسانیکه بزرگ آفريده شدهاند، سمت و سوی تاريخ را شکل میدهند؛ یعنی کسانیکه بهتعبیر يكي از استادهاي فرهيختة ايراني: "حتی اشتباهاتشان در فرآيندهای تاريخی، زايندة پويايی است."
![]()
![]()
معلمان بزرگی را با سرعتبخشیدن در نظم به امور حاصل میکنند و طبق قانون دوم ترمودینامیک اعتقاد دارند که: "اگر اشیا جهان بهحال خود واگذاشته شوند، به بینظمی میگرایند و هیچوقت سامان اولیة خود را باز نمییابند." بنابراین، آنها در تلاش مداومند که چنین نظمی را به اطرافیان سرایت دهند، چراکه تفکر در محیط نظمیافته از جلوه و تأثیر بیشتری برخوردار خواهد شد.
![]()
![]()
سخن از "چگونه بودن و شدن" چندان ساده نيست كه بايد از معلمان كه تمامي از الگوهاي برتر و ماندگار جامعة خويشاند، آموخت؛ كسانيكه تمامي لحظات وجودشان سرشار از شادابي و ايثار و فرزانگي است.
![]()
![]()
گذر از برهوت كوير و يافتن رمز بهتر زيستن و تلاش براي پيدا كردن نشاني از خانة دوست، مسيرهاي پر پيچ و خمي دارد كه درك محضر معلمان، راه را بر مسافر آسانتر خواهد كرد؛ راهي كه تا صفاي بيكران، ادامه مييابد تا رهرو عاقبت صداي دوست را بشنود و دلش آرام گيرد.
![]()
![]()
كسيكه الگوي خود را روش نيك معلمان بزرگ قرار ميدهد و به مفهوم فقر و عشق آگاهي پيدا ميكند، نگرش جهانشمولي پيدا كرده و غم و مشكلات ابناء بشر را بخشي از مصائب روحي خود ميپندارد.
![]()
![]()
ژرفنگري در زندگي و منش معلمان اگر در كنار بررسي مبارزات عاشقان قرار گيرد كه براي رهايي از بند ستمگران مبارزه ميكنند و درواقع، تماميت فلسفة فقر و عشق را به تصوير ميكشند، آنگاه معني بهتري پيدا ميكند. كسيكه با فلسفة فقر و عشق آشنا نباشد، هرگز نخواهد توانست با جباران حقير به مبارزه برخواسته، عطر آزادي و آزادگي را بر پيكره زمان بپاشد.
![]()
![]()
زندگي مبارزاتي معلمان، سراسر درس و جوش و خروش است كه ميتواند پيامآور بينيازي و رهايي از وابستگي به وسوسههاي دنيايي باشد كه جباران حقير براي انسانها طراحي ميكنند. اينها كساني هستند كه با خون سرخ خود، فلسفة فقر و عشق را در كتاب زندگي آدميان نقش ميبندند، اسطورهايي هستند كه والاترين و متعاليترين پيام عشق را به ارمغان آورده، آنرا براي هميشه در دل زمين و زمان به يادگار خواهند گذاشت.
![]()
![]()
معلمان نشان دادهاند كه براي تفسير و تبيين واژههاي فقر و عشق بايد از خامة خون مدد جست تا طرحي ماندگار بر صفحة روزگار به يادگار مانده و بر تمامي دلها، بويژه دلهاي عاشق منتظر نقش بندد؛ نقشي كه هرگز پاك نخواهد شد و حوادث روزگار كوچكترين خللي در رنگ پرفروغش نميتوانند وارد كنند..
![]()
![]()
معلمان در زندگي دنيا، چشمهاي ما را بهسوي روشناييها و زيباييها باز كرده، مسير بهترزيستن را نشان ميدهند. چقدر خوب بود كه از اين افراد در زمان حياتشان تجليل و قدرداني ميشد تا درسي باشند براي كسانيكه بايد در آينده، جاي خالي آنها را پر كنند. این نكتة ظريف همان وظیفهای است که باید تمامی مراکز علمی جزو اولویتهای کاری سالانة خود قرار داده، سپس در سطح ملی، حاصل فعالیت تکتک مراکز علمی بهصورت یکپارچه ارایه شده و قهرمانان علم و معرفت بههمگان معرفی شوند تا همگان بدانند که در سرزمین ابنسیناها، زکریای رازیها، صدرالمتألهینها، میردامادها و..... علم و اصحابش بهدرستی ارج نهاده میشوند و درواقع، آنها نگین تابناک و درخشان انگشتری تاریخ پرافتخار این سرزمین کهناند.
![]()
![]()
![]()
(( قطعاتي از کتابم تحت عنوان: "فقر و عشق"))
ادامه مطلب
