تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - معلم:‌ تمامیت عشق و شور

 

هفتة‌ معلم به روايت تقويم ايراني،‌ شروع شده و قرار است در اين هفته از تمامي توليدكنندگان فكر و انديشه،‌ تقدير به‏عمل آيد.

به‏راستی تشویق، بزرگداشت، تعریف و تمجید از خدمات کسانی‏که عمری را برای اعتلای فرهنگ و دانش سپری کرده و همچون شمع پیرامون دانش‏آموزان و دانش‏جویان و دفتر و قلم آب شده‏اند، نه‏تنها کاری ارزشمند و هنرمندانه است، بلکه باید به‏مثابه وظیفه‏ای انکارناپذیر برای تمامی اصحاب علم و فرهنگ، واجب شمرده شود.

هميشه اعتقاد داشته‏ام كه اگر تقدیر از "استادهاي كهنسال" در سالیانی صورت می‏گرفت که هنوز برف پیری، سر و صورتشان را سپید و فشار تدریس و پژوهش، کمر و زانوهایشان را خم نکرده بود و آن‏ها پس از مراسم تجلیل و قدردانی، شوق و انگیزة فزون‏تری برای کوشش و پویش در مجامع آکادمیک پیدا می‏کردند، به‏مراتب می‏توانستند تأثیر بیشتری را در تعالی و جوشش علم داشته باشند و امکان این‏که موفقیت‏ها و دستاوردهای بیشتری در سطوح ملی و بین‏المللی از طرف آن‏ها حاصل شود، بیشتر مي‏بود.

به‏منظور گراميداشت تمامي معلمان،‌ از چنته، مطالبي را گلچين كرده و آن‏ها را به تمامي معلمان پير و جوان تقديم كرده و از صميم قلب آرزو دارم كه تكريم معلمان در جامعه،‌ به ارزشي متعالي تبديل شده و همة مردم بدانند كه هرچه دارند و در آينده خواهند داشت، از مجاهدت‏ها،‌ ازخودگذشتگي‏ها و بخشندگي‏هاي خالصانة معلماني بوده كه همچون شمع، آب مي‏شوند تا همه‏جا روشن شده،‌ نور دانايي و معرفت بر ظلمت و جهل فايق آيد.

 معلمان انسان‏هایی هستند که آرزوها و رؤیاهای بلند دارند، پروازهای بلند می‏کنند و توان و همت آن‏ها به وسعت آرزوهایشان که به عمق تمامی آسمان‏هاست، شکل مي‏گيرد.

معلمان کسانی هستند‏که هیچ‏گاه درهای بسته و محدودیت‏ها را سد و مانعی برای پیشرفت و تعالی ندیده‏اند و اتفاقاً نخستین پرواز بلند و با شکوه خود را در آسمان بیکران علم و معرفت و زیبائی‏ها، از پشت همان درهای بسته آغاز مي‏كنند.

معلمان افرادی هستند که در تمامی عمر گويي در مكتب فقر و عشق آبديده شده‏اند؛‌ چراكه بي‏نيازي در رفتار آن‏ها متجلي‏ست درحالي‏كه دستان و قلب‏هایی بخشنده داشته و میوة وجود خویش را بی‏منت و رایگان به همگان ارزانی می‏کنند.

بخشندگی، در ذات معلم نهفته است،‌ چراكه او بي‏نياز بوده، پس بايد ببخشد. معلم باور دارد که برای زنده‏ماندن و حیات جاودانه، باید بخشنده و بي‏نياز باشد.

بزرگی انسان‏های فرهیخته و ماندگار از بخشندگی آن‏هاست که این صفت تمامی "معلمان" است.

معلمان کسانی هستند‏که از انرژی سرشاری برخوردارند و حاضرند دیگران را از آن بهره‏مند کنند. بی‏جهت نیست که "نیچه" انسان‏های بزرگ را افرادی می‏داند که انرژی فراوانی در خود ذخیره دارند.

انسان‏های بزرگ، نه‏تنها قهرمانان روزگار خویش‏اند و از افراد ناب زمان خود محسوب می‏شوند، بلکه اسوه‏ای زیبنده و ماندگار برای تمامی اعصارند؛ آن‏ها حتی هنگام خواب، به پیشرفت و تعالی و سازندگی و آزادي مردم در همه جاي گيتي، می‏اندیشند؛ تمامی عمر را در تفکر به‏سر می‏برند و نبوغ سرشار خویش را از زیاد فکر کردن در امور هستی و کائنات به‏دست آورده‏اند، چراکه به‏تعبیر "ژان پل سارتر": نبوغ، جوهر تفکر است و اين‏ها همان معلمان هستند.

معلمان حتی در اوقات سخت و ناخوشی، از تفکر دست نکشیده و "اندیشه‏ای برتر" ساطع می‏کنند؛ به‏‏گفتة يكي از انديشمندان: "اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش، توانایی برتر خویش را از دست نمی‏دهد."

معلمان سودایی جز تحقق "آرمان‏های" برتر و متعالی در سر نداشته و گوهر وجود خود را به‏پای آن ریخته و به گفتة قرآن، حتی مرگشان، پیام‏آور حیاتی برتر است که نزد پروردگارشان به روزی نشسته‏اند و به‏تعبیر "آلبرت کامو": "ایستاده مردن را برتر از زیستن به‏صورت زانو زده" می‏دانند.

معلمان زندگی طولانی را پاداش فضیلت به‏حساب نمی‏آورند، بلکه به‏قول "نیچه": "فضیلت، زندگی طولانی را سبب می‏شود"؛ فضیلتی که از دانش، معرفت و بخشندگی آن‏ها نشأت ‏گرفته و تاریخ بشریت را می‏سازد.

معلمان تولید کنندة اندیشه و تفکر نابی‏اند که قدر و قیمتی برای آن متصور نمی‏توان شد؛ درواقع تحقق هيچ امر خطیر و سرنوشت‏سازی که صفحات کتاب تاریخ بشریت را با تدبیر نگارش می‏کند، بدون وجود انسان‏های بزرگ امکان‌پذير نيست؛‌ انسان‏هايي كه تنها در مكتب فقر و عشق درس بزرگي آموخته‏اند. شاید به‏همین علت باشد که شکسپير می‏‌گويد: "برخی انسان‏ها بزرگ آفريده شده‌اند؛ برخی بزرگی را به‏دست می‏‌آورند و بر گروهی، بزرگی ناخواسته سوار می‏‌شود."

استادان و مردان دانش و معرفت، بزرگی را با جهد و کوشش فراوان به‏دست می‏آورند و بزرگ‏تر از آن‏ها يعنی کسانی‏که بزرگ آفريده شده‌اند، سمت و سوی تاريخ را شکل می‏‌دهند؛ یعنی کسانی‏که به‏تعبیر يكي از استادهاي فرهيختة ايراني: "حتی اشتباهاتشان در فرآيندهای تاريخی، زايندة پويايی است."

معلمان بزرگی را با سرعت‏بخشیدن در نظم به امور حاصل می‏کنند و طبق قانون دوم ترمودینامیک اعتقاد دارند که: "اگر اشیا جهان به‏حال خود واگذاشته شوند، به بی‏نظمی می‏گرایند و هیچ‏وقت سامان اولیة خود را باز نمی‏یابند." بنابراین، آن‏ها در تلاش مداومند که چنین نظمی را به اطرافیان سرایت دهند، چراکه تفکر در محیط نظم‏یافته از جلوه و تأثیر بیشتری برخوردار خواهد شد.

سخن از "چگونه بودن و شدن" چندان ساده نيست كه بايد از معلمان كه تمامي از الگوهاي برتر و ماندگار جامعة خويش‏اند، آموخت؛‌ كساني‏كه تمامي لحظات وجودشان سرشار از شادابي و ايثار و فرزانگي است.

گذر از برهوت كوير و يافتن رمز بهتر زيستن و تلاش براي پيدا كردن نشاني از خانة دوست،‌ مسيرهاي پر پيچ و خمي دارد كه درك محضر معلمان، راه را بر مسافر آسان‏تر خواهد كرد؛ راهي كه تا صفاي بيكران، ادامه مي‏يابد تا رهرو عاقبت صداي دوست را بشنود و دلش آرام گيرد.

كسي‏كه الگوي خود را روش نيك معلمان بزرگ قرار مي‏دهد و به مفهوم فقر و عشق آگاهي پيدا مي‏كند، نگرش جهان‏شمولي پيدا كرده و غم و مشكلات ابناء بشر را بخشي از مصائب روحي خود مي‏پندارد.

ژرف‏نگري در زندگي و منش معلمان اگر در كنار بررسي مبارزات عاشقان قرار گيرد كه براي رهايي از بند ستمگران مبارزه مي‏كنند و درواقع، تماميت فلسفة‌ فقر و عشق را به تصوير مي‏كشند، آن‏گاه معني بهتري پيدا مي‏كند. كسي‏كه با فلسفة فقر و عشق آشنا نباشد، هرگز نخواهد توانست با جباران حقير به مبارزه برخواسته، عطر آزادي و آزادگي را بر پيكره زمان بپاشد.

 

زندگي مبارزاتي معلمان، سراسر درس و جوش و خروش است كه مي‏تواند پيام‏آور بي‏نيازي و رهايي از وابستگي به وسوسه‏هاي دنيايي باشد كه جباران حقير براي انسان‏ها طراحي مي‏كنند. اين‏ها كساني هستند كه با خون سرخ خود، فلسفة‌ فقر و عشق را در كتاب زندگي آدميان نقش مي‏بندند، اسطورهايي هستند كه والاترين و متعالي‏ترين پيام عشق را به ارمغان آورده، آن‏را براي هميشه در دل زمين و زمان به يادگار خواهند گذاشت.

معلمان نشان داده‏اند كه براي تفسير و تبيين واژه‏هاي فقر و عشق بايد از خامة خون مدد جست تا طرحي ماندگار بر صفحة روزگار به يادگار مانده و بر تمامي دل‏ها، بويژه دل‏هاي عاشق منتظر نقش بندد؛ نقشي كه هرگز پاك نخواهد شد و حوادث روزگار كوچكترين خللي در رنگ پرفروغش نمي‏توانند وارد كنند..

معلمان در زندگي دنيا، چشم‏هاي ما را به‏سوي روشنايي‏ها و زيبايي‏ها باز كرده،‌ مسير بهترزيستن را نشان مي‏دهند. چقدر خوب بود كه از اين افراد در زمان حياتشان تجليل و قدرداني مي‏شد تا درسي باشند براي كساني‏كه بايد در آينده، جاي خالي آن‏ها را پر كنند. این نكتة ظريف همان وظیفه‏ای است که باید تمامی مراکز علمی جزو اولویت‏های کاری سالانة خود قرار داده، سپس در سطح ملی، حاصل فعالیت تک‏تک مراکز علمی به‏صورت یک‏پارچه ارایه شده و قهرمانان علم و معرفت به‏همگان معرفی شوند تا همگان بدانند که در سرزمین ابن‏سیناها، زکریای رازی‏ها، صدرالمتألهین‏ها، میردامادها و..... علم و اصحابش به‏درستی ارج نهاده می‏شوند و درواقع، آن‏ها نگین تابناک و درخشان انگشتری تاریخ پرافتخار این سرزمین کهن‏اند.

 

(( قطعاتي از کتابم تحت عنوان: "فقر و عشق"))

 


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS