تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - كشورداري همين‏جوري- 3

 

«قطعة سوم»:‌ تهديد از نوع اجتماعي و قومي

 

قابل توجه تمامي كاربران و علاقمندان محترم اين سايت:

 

از امروز به‏حول و قوة الهي تصميم دارم، به مرور، صفحات كتاب "كشورداري همين‏جوري"‌ را براي مطالعه و استفاده دوستداران به‏طور مرتب منعكس كرده تا انشاءالله،‌ در آينده كسي پيدا شود و كل اين مجموعة‌ ارزشمند را به زيور طبع آراسته گرداند. هرگونه اظهارنظر و راهنمايي از طرف خوانندگان عزيز مزيد امتنان و سپاسگزاري خواهد بود.

*************

تهديد از نوع اجتماعي و قومي

ب- تهدید دیگری که از ناحية نظام سیاسی همين‏جوري مشاهده می‏شود، عدم توجه به خواسته‏های اقلیت‏های قومی و نژادی است. باید توجه داشت که کشورداری و حاکمیت "غيرهمين‏جوري"! باید با احترام به عقاید و سلیقه‏های متفاوت مردمی که از گروه‏ها و اقوام مختلف‏اند، توأمان باشد. اگر چنین مردمی زندگانی را بر خود و خانواده‏اشان تنگ ببینند، وضعیت اقتصادی – رفاهی به سامانی نداشته باشند، احساس تبعیض كرده و تفکر تحقیر شدن از سوی حاکمیت میان آن‏ها نضج گیرد، مطمئناً اعتراض نموده و نارضایتی خود را نسبت به وضعیت موجود از طرق مختلف، نشان خواهند داد.

متأسفانه از دیرباز رسم برآن بوده که حاکمیت‏هاي همين‏جوري، چنین اعتراض‏هايي را منتسب به عوامل خارجی می‏دانستند و بنابراین حکومت همين‏جوري، سرکوب معترضین و قلع و قمع بانیان آن‏را از جمله وظایف خود محسوب می‏داشته و چنین بوده است که طی زمان، فقر و محرومیت در میان چنین طوایفی نهادینه شده و توسعه‏ای ناپایدار و نابرابر نصیب کشور گردیده، به نحوی که اقصاء نقاط کشور از لحاظ سطح درآمد، شاخص‏های توسعه اقتصادی و رفاه، به تفرق و پراکندگی زیادی دچار شده است  که این امر، بر جدائی بیشتر میان اقوام یا گروه‏های موجود با حاکمیت همين‏جوري دامن می‏زد.

برای مثال، "امید به زندگی" به‏مثابه یکی از شاخص‏های مهم توسعة انسانی در استان تهران 5/70 سال بوده، درحالی‏که در استان کردستان 6/61 سال است. بر اساس گزارش یونیسف "سیستان و بلوچستان دارای بدترین شاخص امید به زندگی، سطح سوادآموزی بزرگسالان، ثبت‌نام دوران ابتدایی، دسترسی به آب سالم و بهداشت مناسب و مرگ و میر کودکان در ایران است."

همچنین شاخص "ارزش افزودة فعالیت صنعتی" به‏مثابه شاخصی برای توسعة اقتصادی در برخی از استان‏های محروم عبارت است از: استان ایلام 02/0 درصد، استان کرمانشاه 54/0 درصد، استان آذربایجان غربی 1/1 درصد و استان کردستان 28/0 درصد کل ارزش افزودة فعالیت صنعتی. درحالی‏که شاخص مزبور برای تهران 2/32 درصد و اصفهان 7/15 درصد است. سایر آمار نیز وضعیتی مشابه را به تصویر می‏کشند.

با توجه به موارد بالا که به‏طور اجمال بیان شد، اعتراضات و نارضایتی‏های مردم امری طبیعی محسوب شده و اگر تاکنون به طغیان و شورش منجر نشده، به دلیل حس ناسیونالیستی شدیدی است که هرکدام از اقوام ایرانی نسبت به سرزمین خویش دارند و بالواقع، هر قوم خود را نژاد اصیل ایرانی به‏حساب می‏آورد. بنابراین، منتسب کردن تظاهرات و مخالفت‏های گروه‏های مردمی و اقوام مختلف ایرانی به عوامل خارجی، ضمن آن‏که بیانگر سرکوب نخستین نهاد دموکراسی است و از طرفی ریشه‏های تفکر کنترلی و نظام دولت‏سالاری همين‏جوري را آبیاری خواهد كرد، شاید نمایانگر ضعف یا نخوت حکومت برای مواجه شدن با پدیده‏هائی است که به‏طورطبیعی جایگاهی در تفکر کنترلی ندارند.

بدیهی است در شرایطی که دولت هرنوع اعتراضی را منتسب به بیرون از مرزها قلمداد کند، دشمنان خارجی کشور نه‏تنها از چنین وضعیتی خشنود خواهند شد، بلکه با استفاده از عوامل و امکاناتشان، به تشدید بحران می‏افزایند تا بتوانند بخشی از مدیریت بحران را در اختیار خود قرار دهند، همان‏طور که حافظه تاریخی کشور در مقاطع مشخصی از زمان، چنین تجربه‏های تلخی را به خاطر دارد تا جائی‏که ناامنی‏ها و جنایت‏های بیشماری را در مناطق مختلف دامن می‏زند یا در حد افراط انگیزی، به جداشدن بخشی از سرزمین‏های کهن و ایرانی‏تبار کشور انجامیده است.

نگاهی به اقدامات عملی و آثار انبوه و متنوع مکتوب دشمنان ایران زمین، چنین اندیشه‏ای را قوت می‏بخشد. برای مثال، "شرانسکی" وزیر سابق آریل شارون درکتاب "درضرورت دموکراسی، نيروی آزادی براي چيرگی برجباری و ارعاب"  پیشنهاد قومیت‏گرایی میان جوامع را می‏دهد و خودمختاری میان اقوام را لازمه یک نظام مردم‏سالارانه در خاورمیانه به‏حساب می‏آورد.

این‏چنین است که دشمنان با استفاده از ضعف و بی‏تدبیری حکومت ملی و از طریق قومیت‏گرایی، می‏پندارند که می‏توانند تا نظام را ساقط و کشور را تجزیه كنند. روزنامه وطن العربی در تاریخ  6/5/2005 می‏نویسد: " آمریکا بروز بحران و انقلابی دیگر در ایران را، از طریق اقلیت‏ها دنبال می‏كند. بدین‏سان با وجود اقلیت‏های ناراضی در ایران، آمریکا به حمله مستقیم نیازی نخواهد داشت؛ چراکه حکومت ایران قادر نخواهد بود در مقابل شورش اعراب، کردها، بلوچ‏ها، ترکمن‏ها و ترک‏ها مقاومت نماید."

روزنامه عربی "الانباء" نیز در تاریخ 21/5/2005 می‏نویسد: "سید طاهر آل نعمه" رهبرجدایی طلبان اهواز، طی ملاقاتی محرمانه با مقامات کاخ سفید، از جمله پرزیدنت بوش به توافقاتی در زمینه دریافت کمک درقبال شورش دست یافته است." موسسه مطالعاتی و پژوهشی " آمریکن اینتر پرایز" هم که "اتاق فکر" نومحافظه کاران آمریکایی به‏حساب می‏آید، مطالعات وسیعی را در خصوص شیوه‏های "براندازی نرم" و "انقلاب‏های رنگی" انجام داده است . موسسه مزبور در یک آگهی رسمی و عمومی در اکتبر سال 2005 میلادی، از صاحبنظران مختلف دعوت بعمل آورده است تا در سمیناری تحت عنوان " ایران ناشناخته، طرحی دیگر برای برپائی یک حکومت فدرالیسم"[1] در واشنگتن- دی- سی، شرکت کنند.

در ميان شرکت کنندگان در سمینار، علاوه بر "مایکل لدین" استراتژیست معروف آمریکایی و از مسئولان این موسسه؛ که به عنوان مسئول میز ایران و راهبر پروسه براندازی جمهوری اسلامی در هیأت حاکمه آمریکا نام برده می‏شود، افراد دیگری از جمله: "دکتر علی آل طه" پروفسور دانشگاه "شاو" در رشته جامعه شناسی، "دکتر حسین بور" از جبهه متحد بلوچستان که از گروهک‏های قدیمی تجزیه طلب منطقه سیستان و بلوچستان می‏باشد، "دکتر مرتضی اسفندیاری" نماینده حزب دمکرات کردستان ایران در آمریکای شمالی و "رحیم شهبازی" از جامعه آذربایجانی‏های مقیم آمریکای شمالی نیز شرکت داشتند.

مقالات ارائه شده در سمینار، عمدتاً به تحریک قومیت‏ها با وعده فدرالیسم و دامن زدن به نا امنی در مناطق مرزی ایران توجه ویژه‏ای مبذول نمود. مصادیق در این مورد فراوان هستند. پرواضح است که همه این‏ها زمانی قابل رؤیت خواهند بود که حقوق و اعتراضات و تظاهرات مردمی اقوام و اقلیت‏ها به‏رسمیت شناخته نشود و با آن برخوردی اقتدارگرایانه شود که در این‏صورت انتظار می‏رود مدیریت بحران در دست بیگانگان قرار گیرد و به سستی پایه‏های نظام منتهی گردد.

از طرفی دیگر، به رسمیت شناختن اقوام مختلف ایرانی و مشارکت گسترده تمامی آن‏ها در تبیین سرنوشت خود در راستای منافع ملی و استفاده متوازن از امکانات و منابع کشور برای توسعه مناطق محروم، باعث قوام نظام سیاسی می‏گردد و ریشه‏های حکومتی مردم‏سالارانه را تقویت و آبیاری خواهد نمود.

 



[1] - Unknown Iran, Another Case for Federalism


ادامه مطلب
 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS