تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - الزامات دموکراسی

 

پیام شمارة ۱۳۹

 

یاران همراه!

 

((دموکراسی)) واژة غریبی است که اگر تعبیر درستی از آن حاصل نگردد، به ((آنارشیسم)) و ((خودمحوری)) می‏انجامد. ((الزامات دموکراسی)) تنها در راستای رشد فرهنگ عمومی جامعه مبنی بر پذیرش آن، قابل حصول است. یعنی، امکان ندارد که جامعه‏ای یک‏شبه بتواند مسیر دموکراسی را طی کند و به الزامات آن سر تعظیم فرود آورد. معمولاً دولت‏هائی که ((خودمحوری)) را از اصول اولیة سازوکارهای سیاست داخلی برگزیده‏اند، سعی دارند با استفاده از احساساتِ جمعی مردم و به خیایان کشاندن آن‏ها در مقیاسی بسیار وسیع، ادعای حکومتی مبتنی بر رأی مردم را به جهانیان عرضه نمایند ولی به محض روبه‏رو شدن با بحرانی جدی، همان مردمی که روزگاری به حمایت از سیاست‏های دولت به خیابان‏ها می‏آمدند و به طرفداری، مشت‏های گره‏شده را به آسمان حواله می‏کردند، درصدد براندازی آن خواهند بود. یکی از الزامات دموکراسی این‏است که مردم برای حمایت و تأئید حکومت و دستآوردهای آن، به تشکیل تجمعات و تظاهرات و میتینگ‏های خیابانی اقدام نمی‏کنند و بالعکس، تظاهرات و اعتراضات مردمی، معمولاً در نقد سیاست‏های نظام صورت می‏پذیرد. رهبران سیاسی با تحریک احساسات مردم و یا صدور بخشنامه و اطلاعیه، آن‏ها را به خیابان‏ها نمی‏کشانند و هرگونه اعتراض مردمی از طریق NGOها و نهادهای مستقل مردمی صورت می‏گیرد که نه‏تنها هیچ‏گونه ارتباطی با دولت ندارند، بلکه از منتقدین آن نیز محسوب می‏گردند. اگر تظاهرات مردمی به شورش کشیده شود و به جان و مال افراد داخلی یا افراد و تأسیسات و سفارت‏خانه‏های خارجی، خسارتی وارد آید و هتک حرمتی صورت پذیرد، نه‏تنها جایزه نمی‏گیرند و مورد تفقد و مهربانی دولت‏ها واقع نمی‏شوند، بلکه به اشدّ مجازات نیز محکوم می‏شوند و معمولاً دولت در چنین شرایطی ((پاسخگو)) خواهد بود نه افراد و گروه‏هائی که تظاهرات کرده‏اند و باید به‏توسط دولت مجازات گردند. متأسفانه فهم ناقص از ((دموکراسی)) در بسیاری از کشورها باعث شده است که آن‏ها هیچ‏گاه نتوانند از چنبرة نظام‏های ((خودمحور)) خلاص شوند. البته ملّت‏ها نسبت به برخی از نظام‏های سیاسی دیگر اعتماد ندارند و با ((آگاهی تجربی)) که پیدا کرده‏اند، واکنش‏های منفعلانة خود را نسبت به آن‏ها ابراز می‏دارند، امّا به دلیل عدم آگاهی نسبت به نظام سیاسی دموکراسی، هرگز نتوانسته‏اند رفتار اجتماعی و فرهنگی خود را با الزامات آن تطبیق دهند و از طرفی دیگر حکومت‏ها با استفاده از واژه‏هائی متفاوت و با روشی پوپولیستی که در عین بیگانه بودن، گوش‏نواز نیز هستند، به تحمیق ملّت‏ها می‏پردازند و اهداف ایدئولوژیکی خود را پی می‏گیرند. مطالعات تاریخی نشان می‏دهند که تنها راه رهائی کشورها از سیطرة نظام‏های مستبد و قرار گرفتن در مسیر رشد و توسعة اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی، تطبیق الزامات دموکراسی با فرهنگ عمومی جامعه و تبعیت دولت و مردم از آن است.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید!  


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS