در عالم سياستمداري همينجوري، تصميمهاي سياسي همينجوري آنقدر فراگير شدهاند كه شايد كمتر كسي كه قبل از انقلاب، درد انقلاب در سر داشت و خواهان برپايي دنيايي غيرهمينجوري بود، گمان ميكرد كه جامعهاي بسازد با تمامي مظاهر شگفت همينجوري! یاد دوران دانشجویی قبل از انقلاب در آمریکا میافتم که دبیر منطقهای انجمن اسلامی بودم با آنهمه تدبیر و رؤیا که شرایط امروز را کمتر کسی گمانه میزد. جوانانی بودیم بدون ادعا و انتظار که جوش و خروش جوانی را با اندیشة انقلابی عجین کرده و آرزوهایمان را در جامعهای آزاد و مستقل جستجو میکردیم. هرچه بود، در عشق و اراده و طلب خلاصه میشد. هیچ کس را سودای مقام یا رسیدن به ثروت در سر نبود که درعوض، باید از "جوانی" و پساندازی هم که برای تحصیل کنارگذاشته شده بود، هزینه میكرد.
آنروزها، نه نتیجة مبارزات معلوم بود و نه زمان رسیدن به آن؛ با اینهمه، دانشجویان میخروشیدند و درکنار مردم از دل مایه میگذاشتند. اما در آن ایام، نه اثری از روحانیون مبارز بود یا روحانیت مبارز یا جامعة مدرسین حوزة علمیه، یا اصولگرایان یا اصلاحطلبان یا آبادگران یا اصولگرایان اصلاح طلب یا اصلاحطلبان اصولگرا یا جناح راست اصولگرا یا جناح چپ اصلاح طلب و... که امروز، همگی خود را بیکم و کاست، مسلمان و معتقد به نظام میدانند و حتی کمتر گروهی پیدا میشود که چشم دیدن گروه دیگر را داشته باشد.
آن روزها کسی نمیگفت که "منتقد احمدینژاد، مخالف رهبر است" یا اعتقاد نداشت که: "مخالف هاشمی، دشمن پيغمبر است" و البته انتظار هم نبود که پس از سرنگونی رژیم پهلوی و استقرار نظام اسلامی و رویکارآمدن دولتی جدید؛ در ایام انتخابات، به کسانی رأی دهند که مخالف دولت باشند و این رویه در هر دورة انتخابات با شدت بیشتری ادامه پیدا کند.
اگر گفته شود از مردم، كمتر كسي به این تناقض در اندیشه و رفتار که پس از انقلاب در جامعه شیوع پیدا کرده، میاندیشد تا چه رسد به آنکه نهاد یا سازمانی بهدنبال چارهجویی باشد، حرفي به گزاف نگفتهايم! تحلیل رفتارشناسی فرهنگ اخیر سیاسی مردم این مرز و بوم که نشأتگرفته از نظام کنترلی و همينجوريست، باید در چارچوب تفکر کنترلی مورد مداقه قرار گیرد، بهنحویکه حتی رئیس دولت نهم، يكسال و اندي پس از رويكارآمدنش و در شرایط خاص سیاسی- برای مثال انتخابات شوراها- با شهردار تهران همصدا میشود که: "دولت نباید در انتخابات شوراها دخالت کرده يا در فعاليتهاي سياسي شركت كند."[1] تا نشان داده شود، انتخابات آزاد برگزار میشود و تنها رأی مردم ملاک است؛ و صد البته احدي از آحاد هم سؤال نميكند كه مگر وظيفة دولت، دخالت در انتخابات است و مگر قبلاً دخالت ميكرده يا.........!؟
بهطور طبیعی چنین اظهارنظرها و واکنشهایی تنها در چارچوب نظامهای کنترلی و همينجوري قابل رؤیتاند که دولت و کارگزارانش بنا به مصلحت سیاسی، با مردم همصدا و خواستار انتخاباتی آزاد میشوند.
دخالت دولت در انتخابات، سابقهای دیرینه در ادبیات سیاسی ایرانزمین دارد.به عنوان مثال، پس از نهضت مشروطیت، که قرار بود انتخابات آزاد باشد، دخالتها شروع شده و در انتخابات دورة شانزدهم مجلس به اوج رسید. در آن هنگام که دولت "ساعد" درصدد تشکیل مجلسی فرمایشی بود با مقاومت نمایندگان اقلیت مجلس پانزدهم مواجه شده و هیجده تن از آنها بههمراه دکتر مصدق و حمایت آیتالله کاشانی که در تبعید بود، در دربار متحصن شدند. متحصنین عبارت بودند از: دکتر مصدق، شمسالدین امیرعلایی، یوسف مشار، دکتر شایگان، محمود نریمان، دکتر سنجابی، دکتر کاویانی، دکتر مظفر بقایی، حسین مکی، عبدالقدیر آزاد، عباس خلیلی، حایریزاده، عمیدی نوری، دکتر حسین فاطمی، جلالی نائینی، احمد ملکی، ارسلان خلعتبری، زیرکزاده و سیدجعفر غروی.
در نهایت، بهدنبال اعتراضات گسترده، "عبدالحسین هژیر" وزیر دربار توسط "سیدحسین امامی" از شاگردان آیتالله کاشانی، ترور و انتخابات این دوره هم ابطال شد. حداقل در آن دوران، جامعه شاهد ابطال انتخابات بود، اما گزینشهای سختگیرانة استصوابی کنونی شوراي نگهبان، اگر هم با نگرانیهایی درخصوص صندوقهای رأی مواجه باشد که گهگاه حتی از زبان رئیس مجمع تشخیص مصلحت و دیگر فعالان سیاسی بهکرات شنیده شده، هیچگاه به ابطال انتخابات نیانجامیده است که اینهم از دیگر مظاهر نظام کنترلی و همينجوري است.
در شرایط کنونی، حتی این حداقل هم معلوم نیست که دستآوردهای مثبت و تأثیرگذار گروه قبلی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و... که قرار است در هر انتخابات جای خود را با نفراتی دیگر عوض کنند، چه بوده و آیا نهادی عملکرد آنها را در بوتة نقد و بررسی ميگذارد تا رأیدهندگان تصویر روشنی از انتخاب مجدد همان افراد یا گروهی دیگر را داشته باشند، یا تنها قرار است که فقط نمایش انتخابات به روی صحنه آمده و گروههای بانفوذ هم مطمئناند که مردم، "لیستی" رأی خواهند داد؟ و از آنجایی که در صحنة سیاسی در یک نظام کنترلی و همينجوري، کسی پاسخگوی اعمالش نیست، هیچگاه افراد "لیست برنده" در پایان دوره، مورد پرسش قرار نخواهند گرفت، همچنانکه هیچگاه مجلسین ایران قبل از انقلاب، پاسخگوی اعمال خویش نبودند، چراکه امروز ما حکم بر "فرمایشی بودن" آنها را صادر میکنیم و ایضاً، طی دهههاي متمادي پس از انقلاب نیز هیچگاه عملکرد "مجلس" یا "شورایی" مورد پرسش قرار نگرفته است.
بهطور قطع در نظامهای آزاد مردمسالار غيرهمينجوري، این قبیل تدابیر اندیشه نشده و چنین برداشتهایی از چگونگی نحوة فرآیند انتخابات، تنها از مظاهر نظام کنترلی همينجوريست. ذکر این نکته هم خالی از فایده نیست که نباید گمان شود انتخابات تنها از مظاهر نظام آزاد مردمسالاری است، چراکه مشاهدات نشان میدهند رژیمهای کنترلی همينجوري عصر جدید نیز برای کسب مشروعیت و مقبولیت خود، از ابزار انتخابات استفاده میکنند، اما باید تفاوتهای ماهوی میان این دو قسم انتخابات جستجو کرد.
بهعلاوه نباید تصور کرد که فعالان سیاسی امروز، از مخالفین انتخابات مجلس شانزدهم که اکثراً پروندة قطور سیاسی- مبارزاتی در نظام شاهنشاهی داشتند و همگی سودای انتخابات را در سر میپروراندند، نگرانی بیشتری برای تعالی کشور دارند، اما چون هر دو در نظامی کنترلی همينجوري تربیت سیاسی شدهاند، بهنظر نمیرسد که دستآوردهای آنچنان متفاوتی هم در صحنههای سیاسی- اجتماعی ارايه دهند.
بههمین صورت است، قیاس مبارزات دانشجویی سالیان دور با فعالیتهای محدود سیاسی دانشجویان امروز؛ حداقل آنان نظام سیاسی پیشین را تغییر دادند، اما آیا اینان توان حفظ بدون انحراف دستآوردهای گذشته و تعمیق آنرا در راستای استقرار نظامی آزاد و مستقل خواهند داشت یا تنها در "باغچة کوچک خانهاشان" بهدنبال نقد آرام شرايط موجودند؟ پرواضح است که اگر اندیشة استقرار نظامی آزاد و مستقل در آئینة اوهام افتد، باید هر از چندگاه یکبار، دلخوش به شعارها و عبارات زیبنده یا فریبنده بود و گفت که: "ما بیش و پیش از آنکه به دستانی ویرانگر محتاج باشیم، به اذهانی ویرانگر محتاجیم ؛ و دستانی سازنده." اما فراموش نکنیم که اوضاع همچنان بس فریبنده است، نازنین!
فريبندگي اوضاع اما تنها به همينجا ختم نميشود كه چگونگي فرآيند انتخاب افراد از طرف نهاد شوراي نگهبان براي قرارگرفتن در مبارزات انتخاباتي، از عجايب روزگار است كه صدالبته بر طنازي تصميمهاي انتخاباتي همينجوري ميافزايد. يكي از دوستان سياسيام كه "جواني" خود را در سياست، همينجوري تلف كرده، برايم تعريف ميكرد؛ از دبير شوراي نگهبان بيشتر از خدا ميترسد! گفتم يعني چه؟ گفت: "احراز صلاحيت" براي قرارگرفتن در ليست انتخاباتي در ايران غيرقابل پيشبيني است. يعني، كسيكه تاكنون چند دورة متمادي نمايندة مجلس يا وزير بوده و هماكنون رئيس يكي از كميسيونهاي مجلس است و حتي اختيار دارد كه وزير اطلاعات را در كميسيون به سينجين بكشد، اگر بخواهد در دور بعدي انتخابات مجلس شركت كند، اگر در طيف سياسي حاكم نباشد، امكان رد صلاحيتش از طرف شوراي نگهبان بسيار زياد است![2] او درحاليكه سرش را تكان ميداد با تعجب و افسوس، انگار از "خدا" ميپرسيد: اگر اين اشخاص صلاحيت ندارند، چرا اكنون نمايندة مجلس يا حتي در بالاترين مقام اجرايي كشور قرار دارند؟ با اين اوصاف آيا همينجوريتر از نحوة برگزاري انتخابات در جايي يافت ميشود؟(1) و (2)
1- برگرفته از كتاب چاپنشدة "كشورداري همينجوري" كه معلوم هم نيست اين كتاب در شرايط فعلي اصلاً امكان گرفتن مجوز براي چاپ از طرف وزارت ارشاد را پيدا كرده و به اين زوديها در ويترين كتابفروشيها عرضه شود!
2- چون ايام انتخابات مجلس است، فكر كردم ذكر دوباره اين مطلب خالي از لطف نباشد و البته تا نظر شما چه باشد!
[1] - بردیانیوز:محمد باقر قالیباف، شهردار تهران در حاشیه مراسم افتتاح آخرین فاز دکل برج میلاد تهران، در گفتگویی که با خبرنگاران داشت، هشدار داد که «دولت نباید در انتخابات شوراها دخالت کند». ۱۲ آذر ۱۳۸۵
http://www.bardianews.com/archives/1385/09/post_50.php
تبیان: آقای احمدی نژاد فرمودند که شوراها نباید در امور سیاسی دخالت کنند نظر شما در این رابطه چه می باشد؟مهندس تقی زاده: به نظر من ایشان کم لطفی کردند. یک ضرب المثل هست که می گوید رطب خورده منع رطب چون کند. ایشان خودشان کرسی بالاترین رتبه سیاسی مملکت را از شهرداری بدست آورده است. البته ما فعالیت سیاسی نخواهیم داشت. سه شنبه 21/9/1385 http://www.tebyan.net/Archive/Society_Politics/2006/12/12/30378.html
[2] - به گزارش ايسنا، آيتالله جنتي در همايش مسئولان دفاتر نظارتي شوراي نگهبان در استانها گفت: برخي مدعي ميشوند «اصل بر برائت افراد است، مگر اين كه خلافش ثابت شود»، طرح اين بحث پشتوانه حقوقي درستي ندارد. ۱۹ آذر ۱۳۸۶
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=2988
