تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - عشق یار

 

در ميهماني خدا،‌ عشق‏بازي، حس و طراوت ديگري دارد. حسي كه كمترين بخش از نشئة دنيا قادر به فهم آن‏ست و طراوتي كه عالم ماده كمتر مي‏تواند آن‏را حس كند و اگر صورت و ظاهري از هر دو در دنيا وجود دارد،‌ براي درك عالم برتر است.

صورتي كه انسان‏ها مي‏خواهند آن‏را در ايام خودساختة دلدادگي و دلبري چون "ولنتاين" يا "سپندارمذگان" در بوم دنيا به تصوير كشيده، بخشي از شكوه و عظمت و زيبايي و عشوه‏گري و لطافت آن‏را در عالم نفس درك كنند.

ژرف‏نگري در صورت دنيا اما، خبر از عشق‏بازي تمامي مظاهر خلقت با يكديگر مي‏دهد، كه فهم چنين دلبري و دلدادگي را بايد در تكامل و هم‏زيستي عاشقانة آن‏ها كه به‏راستي نمادي متعالي از عبادت و پرستش معبود است، جستجو كرد.

نمادي كه در:

عشق‏بازی پروانه با پرچم‏ گل ِکاشی سقاخانة آرزوها؛

و طپش قلب عاشق با ضربان نبض پرندة مهاجر در سحرگاهان؛

و جیک‏جیک گنجشک‏های درخت همیشه سبز بر سرشاخه‏هاي درخت انتظار براي ديدن رخ يار؛

و دیدن موسیقی حرکت موهای سر عاشق در نسیم صبحگاهی براي دلبري از معشوق؛

و دلبری نوای پرنده‏های دشت لاله‏های واژگون براي شنيدن صداي معبود؛

و شنیدن صدای شكوه شقایق‏هاي طناز براي درك زيبايي يار؛

و درک لطافت و طراوت شبنم مهتاب براي حس لطافت معشوق؛

و حس حضور دل عاشق منتظر براي فهم دوست؛

و فهم عشوة نیلوفر تالاب مرغان مهاجر براي دل‏بردن از يار؛

و .....

و حس بوی بیابان‏های بی‏کس و تنها براي فهم حضور معشوق؛

و فهم عطر پیالة می‏فروش مهر و محبت براي پاكيزگي روح و روان؛

و.....

هويدا است.

آري، تمامي مظاهر عالم در عشق‏بازي مستمر با يكديگرند؛

عشق‏بازي سنگ صبور و منتظر نهر با آب خروشان و مغرور

عشق‏بازي ماه طناز و عشوه‏گر با تاريكي آسمان

عشق‏بازي مهتاب با بركه‏اي تنها

عشق‏بازي ريشة درخت با خاك

عشق‏بازي باد با خاك

عشق‏بازي آب با خاك

عشق‏بازي پرندگان با برگ‏هاي آويزان

عشق‏بازي ابر با باران

عشق‏بازي رنگين‏كمان با باران

عشق‏بازي باران با سنگ 

عشق‏بازي خون با رگ

عشق‏بازي جسم با روح

عشق‏بازي زمين با آسمان

عشق‏بازي طبيعت با انسان

عشق‏بازي انسان با خدا

.......

ليستي كوتاه از عشق‏بازي مظاهر عالم خلقت كه همه مي‏توانند با گوشه چشمي بر ابعادش اضافه كرده، بيتي بر ابيات بلند شعر آفرينش بيافزايند. به‏راستي عالم خدا تنها و تنها صحنه‏هاي باشكوهي از عشق‏بازي آفرینندگانش بوده كه نمادي متعالي از عبادت و پرستش معبود است؛ كه چشم بينا مي‏خواهد و دل هوشيار.

 

 *

در میهمانی خدا، در انتظار عشق

معشوق منتظر است، دل بنواز

در ميهماني خدا، بر آستان فراق

دل پركشيده است، بنده نواز

در ميهماني خدا، در خيال رفيق

مي نوشيده است، محرم راز

در ميهماني خدا، در تصور تصديق

عقل مستغني است، بسرمة‌ ناز

در ميهماني خدا، در آرزوي توفيق 

كام شيرين است، مي‏آيم باز

 

(( برگرفته از کتابم تحت عنوان: "عشق يار"))

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS