"فقر و عشق" .............. براي عاشق منتظري نوشته شده كه ميخواهد به سلامت از كوير خشك و تشنة زندگي بهسلامت عبور كند و تنها بهانهاي كوچك ميخواهد براي چنين سفري كه به تعبير عطار: از كعبه و زمزم برتر است.
"فقر و عشق" نواي دل عاشق منتظري است كه در برهوت كوير تنها مانده و سلاحي ميطلبد بران كه او را از سربالاييها و سراشيبيهاي مهلكِ دنيا رهايي بخشيده، به دياري امن كه ذاتش همه از جنس نور باشد، برساند.
............... دامنه و وسعت "فقر و عشق" بيانتهاست و آب اين اقيانوس بيكران هرگز خشك نشده؛ بلكه مدام بر حجمش كه با هيچ مقياسي قابل اندازهگيري نيست، اضافه ميشود.
هركس به هر اندازه كه بخواهد ميتواند از اين اقيانوس بنوشد، اما هربار تشنهتر شده و طلب بيشتري از آب حياتبخش "فقر و عشق" ميكند و درعوض، درياي بيكران و لايتناهي "فقر و عشق" تا آنجا كه رهرو توان نوشيدن داشته باشد، عرضه ميكند و درواقع، هر برداشت از آن، بر حجمش اضافه كرده، وسعت و دامنة "فقر و عشق" را فزوني ميبخشد................
{{بخشي از پيشگفتار كتابم تحت عنوان "فقر و عشق"}}