---------- بايد در سفر زندگي؛
قبل از آنكه رخت بربنديم و آمادة ملاقات با يار شويم،
حتي براي يكبار هم كه شده، زيباترين شعر زندگي خود را سروده؛
آنرا بر پهنة كوير زندگيمان با زيباترين واژههايي كه تمامي از جنس احساس باشند، نقش بنديم؛
تا بر تشنگي و خشكي كوير، آب حيات پاشيده؛
و چشمان خستة عمر را با عطري از شقايق و لاله و سوسن و زنبق نوازش داده؛
به نشئة بيداري رسيده؛
تا چگونه ديدن را براي رفتن به سوي دوست بياموزد..............
(( برگرفته از کتابم تحت عنوان: "فقر و عشق"))
