پیام شمارة ۱۶۰
یاران همراه!
رفتار اجتماعی مردم در صحنههای مختلف، تنظیم امور داخلی و خارجی و رابطة آنها با یکدیگر در جامعه و با سایر ملّتها در جوامع دیگر، ناشی از تربیت و خلقیات آنهاست. بههمین ترتیب است تناقض در رفتار و کردار و گفتار انسانها و برخوردهای دوگانه آنها. ظاهر چیزی میگوید و همزمان باطن بهدنبال خلاف آنست. مثال بزنم. امروزه ((تقسیم کار)) بهمثابه یک اصل علمی برای تخصصی شدن، افزایش بهرهوری و کارآئی و رفاه جوامع شناخته شده است. بههمین دلیل، ایجاد سازمانها و نهادهای متفاوت در جامعه به دلیل ایجاد تقسیم کار، تخصصی شدن امور، جلوگیری از موازی کاری دستگاهها و عدم دخالت آنها در وظایف بنگاههائی است که در حیطة مسئولیت کاری آنها نیستند. بدیهی است جوامعی که تربیت آنها با چنین اصل ضرورئی بیگانه است، هیچگاه نمیتوانند در عمل، از تقسیم کار برای انجام امور محوله بهره جویند. از مثالی ساده استفاده کنم: مثلاً، وزارت امور خارجه نباید در وظایف وزارت بهداشت دخالت و اظهار نظر کند و وزارت بهداشت نباید در مسائل مربوط به وزارت امور اقتصادی و دارائی مداخله نماید و قس علیهذا. مشاهدات خاطرنشان میسازند که اکثر نظامهای بهسامان، در تبیین سیاستهای داخلی و خارجی خود از چنین قاعدهای پیروی میکنند و بهعلاوه، هیچگاه اجازة تشکیل مراکز متعدد قدرت برای دخالت در امور دستگاههای مختلف را نمیدهند. همین مسئله باعث شفافیت در سیاستها میگردد که نمادی از اوضاع بهسامان در جامعه است. اما متأسفانه طی تمامی سالیان پس از انقلاب مشاهده شده است که همیشه دستگاههای مختلف در اموری که مربوط به سایرین بوده است، دخالت و اظهار نظر کردهاند. به یاد دارم زمانیکه آقای بشارتی وزیر کشور دولت آقای هاشمی رفسنجانی بود و در دورانیکه کشور با التهاب شدید بازار ارز روبهرو بود، در سمینار استانداران کشور، به تعیین ارزش برابری ریال در مقابل سایر اسعار پرداخت! بسیاری دیگر نیز همین کار را کردند! دخالت افراد و سازمانها در وظایف یکدیگر از تربیت و خلقیات جامعة ایرانی نشأت میگیرد و این پدیده در دورانهای مختلف قابل مشاهده است. یعنی، شرایط جامعة امروز ایران که دیگر نگران تغییرات افسار گسیختة نرخ ارز نیست، بلکه بحران پروندة هستهای گریبانگیر کشور شده است، انتظار میرود که نخست تنها دستگاه دیپلماسی کشور عهدهدار سیاست خارجی کشور در این مورد حساس باشد و در ثانی، هماهنگی لازم میان مسئولان این دستگاه حاکم باشد. حال به اخبار ذیل توجه کنید: منوچهر متكي به خبرنگار لاستمپا (ايتاليا) گفت كه ما ميتوانيم از پيمان عدم گسترش سلاحهاي كشتار جمعي عقب نشيني كنيم؛ اما ساعاتي بعد حميدرضا آصفی كه سخنگوي منوچهر متكي است، با عجله اظهارات رئيس خود را رد كرد و گفت: چنين كاري، در برنامه ما وجود ندارد. در عين حال آصفي از مرگ طرح روسيه خبر داد و اضافه کرد: زيرا شرايط پس از ارسال پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت تغيير كرده است. روزنامه ايتاليايي لاستمپا كه در نكتهسنجي معروف است و تناقض گوييهاي مقامات كشورها را بهخوبي رديابي ميكند، ادعا كرد كه منوچهر متكي وزير خارجه ايران، گفت كه ايران قصد ندارد از سلاح نفت استفاده كند، اما هنوز 24 ساعت از اين حرف نگذشته بود که پورمحمدي وزير كشور اظهار داشت: از تمام قدرت و توان خود استفاده خواهيم كرد. لاستمپا مدعي شد :پورمحمدي نه تنها به امكان كاهش صدور نفت به غرب اشاره كرد، بلكه به ايجاد مسئله براي صادرات ديگر كشورهاي توليدكننده نيز اشاره نمود. البته خبر فوق نمونهای از خروار است و دقت در اظهار نظرهای مختلفی که از طرف دستگاههای تخصصی دولت در این زمینه میگردد، بیانگر معضلی است که امروزه دستگاه دیپلماسی کشور با آن دست به گریبان است. البته در کنار مثال فوق، از منظری دیگر، نمونههای فراوانی از زندگی و روابط اجتماعی خودمان را نیز میتوانیم بیان کنیم. واقعاً چرا چنین رویهای در خلقیات مردم کشور ما مشاهده میشود؟ در یکی از مطالب سایتها، با کتاب ((جامعه شناسی خودمانی)) نوشتة "حسن نراقی" آشنا شدم که بهطور متفاوت به کالبدشکافی جامعه شناسی ایرانیان میپردازد و نکات منفی رفتار مردم ایران را بدون تعارف عیان میسازد. کتاب معتقد است که ایرانیان با تاریخ بیگانهاند، حقیقت گریز و پنهان کارند، ظاهر سازند، قهرمان پرورند، استبداد زدهاند، بیبرنامهاند، ریاکار هستند، فرصت طلباند، احساساتیاند،شعار زدهاند، همیشه توهم دائمی توطئه را در سر میپرورانند، مسئولیت ناپذیرند، قانون گریزند، میل به تجاوز دارند، متوقعاند، همیشه ناراضیاند، حسودند و دائم به دیگران حسدورزی میکنند و..... نراقی معتقد است که دولتیان نیز از همین مردم هستند و زمانی که بر مسند قدرت مینشینند، رفتار خلقی خود را در تصمیمگیریهایشان آشکار میسازند. انتشارات اختران که چاپ سیزدهم از کتاب مزبور را به چاپ رسانیده است، خلقیات ایرانیان و دستگاه حکومتی را که بخشی از مردم همین جامعه هستند، با صراحت هرچه تمامتر بهگونهای بیان میکند که نمونههای عینی آنرا نهتنها در زندگی و روابط شخصی و اجتماعی خودمان، بلکه در تبیین سیاستهای داخلی و خارجی کشور، میتوان بهروشنی جستجو کرد. بهجرأت میتوان ادعا نمود که بسیاری از ناهنجاریها و معضلات اجتماعی در کنار مشکلات پدیدآمده در سیاستهای داخلی و خارجی دولت، ناشی از خلقیاتی است که از تربیت خانوادگی ما نشئت میگیرد و جوانان پاک و معصوم ما را که قرار است آیندهسازان این مرز و بوم باشند و مدیریت جامعه را عهدهدار شوند، آلودة چنین رفتارهای ناهنجاری میسازد. قبلاً هم اندیشمندان دیگرانی از جمله مرحوم مهندس بازرگان به کالبدشکافی خلقیات ایرانیان پرداختهاند و نکات منفی آنرا گوشزد نمودهاند. فکر میکنم بیان مکرر این مسائل میتواند ما را با مشکل جدی که با آن مواجه هستیم، آشنا نماید و شاید با تمسک به ارزشهای اصیل اسلامی و کمک مصلحان و رهبران اخلاق در جامعه، درصدد رفع مشکل برآئیم.
همیشه سبز و آفتابی باشید!
