........ تمامی خوشیها و ناخوشیها، از ترفندهای هر روزة روزگارست که چشم سر را مغرور یا محزون میکند تا دائم انسان را سرگرم نگه دارد که چشم دلش باز نشود و از حقیقت هستی برای همیشه دور بماند. شوخیهای دنیا را جدی بپندارد و دلخوش به آنها شود. عمری سپری کند و حاصلش نامعلوم باشد. اما چشم دل که باز شد، تمامی حجابها بهیکباره زایل میشوند و سِرّ آمدن به دنیا را هویدا میسازد که همانا بندگی محض است و رها شدن از خویشتن، که شیرینی و لذتی تمام ناشدنی در آنست. چشم دل كه باز شد، درك عالمهاي ناشناخته امكانپذير شده و ناديدنيها هويدا ميشوند..........