پيام شماره 360
ياران همراه!
دل هوس كوي يار دارد و به شوق ديدنش سر از پا نميشناسد. دل بهانهاي ميخواهد تا خود را براي ملاقات با يار مهيا كند و چه بهانهاي بهتر از ملاقات با يار در ماه صيام كه يك شبش از هزار ماه دنيا برتر است. ماه صيام دل را پاكيزه و مطهر كرده، براي ديدن يار آماده ميسازد. ماه صيام، صبر و استقامت دل را براي بودن با يار زياد كرده، درس بردباري و ايستادگي ميآموزد. ماه صيام، چشم صورت را پاك كرده، زشتيها و ناپاكيهاي دنيا را از آن ميزدايد.
عاشق ميخواهد كه در راه معشوق سر برود، که سر عاقبت رفتنی است، چه امروز باشد چه فردا؛ پس همان به كه در راه يار برود و شروع دلباختگي در ماه صيام باشد. بايد در عشق گداخته شد تا قدر عشق دانست و مگر نه آنست كه در ماه صيام، عطش و گداختگي به اوج ميرسد، پس همان به كه عطش جسم و نفس را كه ميگدازاند و ميسوزاند، در بركت اين ماه التيام بخشيد. در ماه صيام، سركشي نفس كنترل شده و طريقت بندگي به آزمون گذاشته ميشود. در ماه صيام، به سوي دوست پرواز كرده و با تمام وجود به درگاهش دعا و استغفار فراوان كنيم كه دعا و نيايش در اين ماه، حال ديگري به انسان ميدهد؛ پس با معصوم (ع) همآوا و همنوا شده و ندا سر دهيم كه: ......
"معبود من! از تو ميخواهم که بهسوی هر خیری، راهی و از هر آنچه دوست نداری، بازدارندهای برایم قرار دهی.
ای رحیمترین رحیمان! اي صاحب كرم و بخشش! ای کسي که از من و از آنچه در خلوت مرتکب زشتیها شدم درميگذري؛ ای کسي که به ارتکاب گناهانم مؤاخذه نميفرمایي! با تمام وجود عفو تو را! عفو تورا! عفو تو را! تقاضا ميكنم.
معبود من! پندم دادی، پند نگرفتم. بازم داشتی از لغزشها، باز پس نرفتم. پس چه عذری خواهم داشت در پيشگاه تو! از من درگذر ای صاحب کرم. با تمام وجود عفو تو را! عفو تورا! عفو تو را! تقاضا ميكنم.
بارخدايا! از تو به هنگام مردن راحتی و به هنگام حساب پسدادن، گذشت درخواست میکنم. گناه از بندة تو کار بزرگی است ولی گذشت از جانب تو باید که بزرگتر و نيكوتر باشد. ای سزاوار پرهیزگاری! ای شایسته آمرزش! با تمام وجود عفو تو را! عفو تورا! عفو تو را! تقاضا ميكنم.
معشوق من! همانا من بندة ناتوان و نیازمند توأم كه به جود و رحمتت محتاج است. تو بینیازی و برکت و رحمت بر بندگانت ارزاني ميداري؛ تو قاهری، نیرومندی؛ اما ما بندگان ناتوانت چگونه ميتوانيم پی به دانش بيكرانت برده، قدرتت را اندازهگيري كنيم. همه ما نیازمند به رحمت توأیم. پس رویت را از ما برمگردان و ما را جزو بندگان صالح و نيكت قرار ده.
بارالها! مرا به بهترین پایندگی باقي، به بهترین مردگی مرحمت، به بهترين دوستی با اولیاءت بخشش و به سختترين دشمنی با دشمنانت رغبت فرما.
معبود من! معشوق من! هرچه در دلم از شک و ریب و انکار و نومیدی یا سرخوشی و نخوت و خوشگذرانی و خودبینی یا خودنمایی و شهرتطلبی یا شکافاندازی یا نفاقورزی یا کفر و فسق و نافرمانی و بزرگبينی یا هرچه مانند اینها که دوست نداشته باشی یافت شود، پروردگارا از تو مسئلت میکنم که آنها را تبدیل کنی به ایمان به وعدهات و وفای به عهد و پیمانت و رضای به قضایت و زهد در دنیا و رغبت در آنچه در نزد توست و بازگشت بیشائبه و توبه و استغفار از تو ای پروردگار جهانیان تقاضا ميكنم."
*
دهان بستم
و در ماه صيام تو به انتظار بنشستم
چشم بستم
و در تماشاخانة تو به تماشا بنشستم
گوش بستم
و در شكوه كلام تو به سكوت بنشستم
كمر بستم
و در شبهاي قدر تو به دعا بنشستم
*
اينهمه شور، اينهمه شوق، اينهمه عشق
از شوق لحظة افطار تو، كوزة دل بشكستم
*
زانو بستم
و در روز عيد فطر تو به نماز بنشستم
دل بستم
و در تمناي وصل تو به دريا بنشستم
*
اينهمه راز، اينهمه ساز، اينهمه نياز
از شوق ديدن روي تو، نفس سركش خود بشكستم
*
پا بستم
و در راه تو به انتظار بنشستم
*
اينهمه پرواز، اينهمه سوز و ساز، اينهمه راز و نياز
از شوق غرق در جام تو، ساقي مسكين دل بشكستم
هميشه سبز و آفتابي باشيد.
