تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - راه نجات: (بخش نخست: حفظ ايمان)

 

پيام شماره 355

 

ياران همراه!

 

امروز را نسل جوان با مشكل فهم واژه‏هاي متعالي مواجه شده و دست نياز به سوي انديشمندان كشورش دراز كرده تا در "گرداب وسوسه‏انگيز" بي‏هويتي فرو نرفته و به سختي به دنبال خويشتن حقيقي خويش است. مأموريت سختي است پيش روي انديشمندان كه هركدام با سرپنجة تدبير بايد طرحي نو در دايرة گردون اندازند، اما گمان دارم براي شروع بايد تلاش كرد كه هفت اصل: "ايمان"، "رفاه"، "آزادي"، "وطن‏دوستي"، "عدالت"، "مشاركت" و "عشق" را در راهبردهاي فرهنگي جامعه حكاكي كرد تا مسير هموار شود براي پاسداري از فرهنگ غني اين مرز و بوم كه سابقه‏اي ديرينه دارد در تاريخ بشريت از يكطرف و هدايت نسل پر جوش و خروش جوان امروزي كه امواج فرهنگي و خبري فراواني از هر سو احاطه‏اش كرده و پيكان‏هاي شك و وسوسه را بر قلبش نشانه گرفته تا نشان گم كرده و در وادي بي‏كسي سرگردان بماند.

در سلسله نوشته‏هايي كه به رشتة تحرير درخواهند آمد، ابعاد مختلف هفت اصل بالا را مورد بررسي قرار داده تا مقدمه‏اي باشد براي پژوهش‏هاي عميق‏تر پيرامون آن‏ها.

نخستين اصلي كه بايد به آن اهتمام ورزيد، حفظ "ایمان" و اعتقادات آحاد مردم است. مطالعات نظري و كاربردي فراوان نشان داده‏اند كه حتي جوامع فوق پيشرفتة صنعتي امروز، نيازمند اعتقادات ديني‏اند و مردم اين جوامع به دنبال ايمان گمشده‏اي‏اند تا بتوانند در پناه آن، آرامش يافته تا شلوغي و ازدحام تكنولوژي و صنعت، آن‏ها را به ماشيني بي‏هويت و بي‏نام و نشان بدل نسازد. در جهان پيشرفتة‌ امروز، انسان هرچه صنعتي‏تر شود، نيازش به ايمان و اعتقادات ديني بيشتر مي‏شود. در جامعه‏ای که ایمان گم باشد، فضایل اخلاقی و خصایص انسانی ناپدید و جهل و خودمحوری و نیرنگ و دروغ و خدعه و فریب و حسادت و بخل و... بر قلوب مستولی شده و بدين‏سان جوانان كه طراحان آينده‏اند، با ترديد به آينده نگريسته، همه چيز را با ديدة‌ شك و ترديد ديده تا جايي‏كه معناي واژه‏هاي متعالي را گم كرده و بي‏هويتي در رفتار خويش عيان مي‏سازند. فاجعه زماني شدت مي‏گيرد كه رهبران سیاسی از اعتقادات و احساسات رقيق مردم برای رسیدن به مقاصد سیاسی‏شان بهره گرفته،‌ بر ايمان مردم سوار شده و در هر دوره، "معناي متفاوتي" از اصول اعتقادي مردم ارايه دهند كه اين امر درنهایت نه‏تنها به ابتذال و پوچی بخشي از اعتقادات جامعه دامن می‏زند،‌ بلكه امواج بي‏هويتي را در جامعه بويژه نزد جوانان، شدت مي‏بخشد.

گر تو قران بدين نمط خواني

ببري رونق مسلماني

تجربه نشان داده است که حتی رهبران جوامع سکولار، به اعتقادات مردم احترام می‏گذارند و هرگز سیاست را با ایمان و دین و اعتقادات پاک و زلالی که روح و روان مردم جامعه را جلا می‏بخشد و آرامش روانی به ارمغان می‏آورد، درنمی‏آمیزند تا از آن، محصول سیاسی بگیرند. دنیای ماوراءالطبیعه را باید با واژه‏های متعالی دید و توصیف کرد، درحالی‏که دنیای سیاست، زبان حال دنیاست و با عالم نفسانیات سروکار دارد، پس با زبان دنیا هرگز نمی‏توان به‏درستی احوال عالم ماوراء را تفسیر کرد، بویژه اگر زبان سیاست باشد. وظیفة عاجل رهبران سیاسی و نمایندگان مردم و از همه مهم‏تر انديشمندان و متفكران در نظام‏های مردم‏سالار، جداسازی این دو زبان از یکدیگر و درنهایت، حفظ ایمان و اعتقادات مردم است، تا اجازه ندهند عده‏ای برای رسیدن به مقاصد سیاسی‏شان، بر امواج احساسات دینی و ایمانی مردم سوار ‏شوند که در اين‏صورت بيشترين ضربه را جوانان جامعه از بعد فرهنگي متحمل خواهند شد و مدت‏ها در وادي سرگرداني و بي‏هويتي گرفتار خواهند آمد. زماني‏كه واژه‏هاي ديني و ايماني مردم، رنگ دنيا و سياست گرفته و ابزاري براي عده‏اي جهت رسيدن به مقاصد سياسي شود، انديشمندان جامعه هم به سختي خواهند توانست، مفاهيم منسوخ شده را دوباره به واژه‏هاي ايماني برگردانند و سال‏ها طول خواهد كشيد تا دوباره جامعه با معناي واقعي واژه‏ها آشنا شود.

آهني را كه موريانه بخورد

نتوان برد ازو به صيقل رنگ

جوانان اما بايد بدانند در شرايط بحراني هم مي‏توانند به حفظ ايمان پرداخته و با مجالست و همنشيني با آندسته از علما،‌ انديشمندان و اساتيد حوزه و دانشگاه كه رنگ سياسي بر چهره ندارند و بوي ايمان و معنويت از سخنانشان برمي‏خيزد،‌ معناي واژه‏ها را به درستي درك كرده و با مراجعه به كتاب‏ها و پژوهش‏هاي پيشينيان، سينة خود را در مقابل امواج سياسي و دنيايي ستبر كرده و خود را براي ساختن آينده‏اي روشن و اميدواركننده مهيا سازند. اگر نااميدي و افسردگي در انديشه و روان جوانان رسوخ كند، مسير بي‏هويتي و سرگرداني هموار شده و آن‏ها را هرچه بيشتر از خويشتن حقيقي‏شان دور مي‏كند،‌ پس جوانان بايد با دلي مطمئن و اميدوار به آينده‏اي روشن نگريسته، ايمان و توكل را در دل زنده نگه داشته، چشم بر انديشه‏هاي پدران خويش داشته و دل بر بيگانگان نبندند.

پاي در زنجير پيش دوستان

به كه با بيگانگان در بوستان

فكر و آئين و مفاهيم و واژه‏هاي متعالي خودي است كه مي‏تواند سرور و آرامش و نشاط و آينده‏اي روشن را به ارمغان آورده وگرنه،‌ دل در فرهنگ غيرخودي بستن، خيالي زودگذر است كه به جز پوچي و سرگرداني ارمغان ديگري دربر نخواهد داشت.

اگر حاجت بري نزد كسي بر

كه از رويش به نقد آسوده گردي.

 

هميشه سبز و آفتابي باشيد.  

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS