پيام شماره 352
ياران همراه!
در آنجا هر چه هست بخشش و ايثار و ازخودگذشتگي است. كسي را نبايد امر يا نهي كرد. كسي را نبايد بد گفت و دلي را نبايد شكست. بر صورتها بايد خنديد و گل خنده را بر چهرهها كه بر قلبها هديه داد. آنجا خانة خداست كه همان خانة انسانست. در خانة دوست بهترينها به ارمغان آورده ميشوند. هر چه هست، صلح و دوستي و يكرنگي و يكدلي است. كسي را با كسي دشمني و عداوت نيست. همه با هم برابرند و همدوش و همقوارة هم به گرد يار ميچرخند. پيام طواف، پيام آشتي و صفاست و هركس طواف بيشتري كند، ثواب بيشتري نصيب خود كرده، به سرزمين سبز دوستي نزديكتر ميشود. همه جا زيبايي است. همه جا عطر گل است. تابش آبي آسمان در نگاهها پيداست و نگاهها سرشار از عشق و بخشش و ايثار و ازخودگذشتگي.
در آنجا حرف، حرف عقل و منطق نيست كه حرف دل است و اگر دلي آماده نباشد، سفر دوباره بايد آغازيد. "بايزيدي" از كعبه پرسيد تو از خاكي و من نيز. چرا بايد مني ترا طواف كند؟ كعبه خنديد و گفت: تو با پا ميآيي و به گرد من ميچرخي. با دل بيا؛ من به گردت ميچرخم. اگر دلي قادر به ديدن نباشد، بايد صاحب دل به آراستن و پيرايش آن مشغول شود، قبل از آنكه كسي را متهم به آلودگي دل كند. اگر در دل، عشق ماوآ گزيند، اغيار بيرون خواهند رفت و چون دل پاك شود، ميبيند. آيينة دل، نقش خدا بر سينه اندازد، شيطان از دل برون رود و كعبة خاكي گرداگرد دل طواف كند، اما نه در خواب كه در بيداري. در صبحي روشن كه به تصوير كشيدهايم و نقاش شدهايم تا بهترين جلوههاي هستي را براي خود رقم زده، نه سياست را و نه جامعه و خانواده را مسئول آلودگي دل ندانسته، در كوه سنگي سحر (در لغت مكه به معناي سنگ است) و در افق روشنايي و بينايي، پاكي و سلامت را در دل آذين بسته، به استقبال يار برويم كه اينها، حرف عقل و منطق نيستند كه حرف دل است.
در آنجا همه چيز آنطورند كه بايد باشند، مثل بهشت. رؤيا بي آغاز نيست و دعا بيجواب نباشد. اوج من در آنجا هويداست و درة يار پيدا. كسي را اسير نفس نيست و دنيا را آنگونه ميبيند كه هست و اگر نميپسندد، به سعي ميرود و ميرود و ميرود و ميرود و ميرود و ميرود و ميرود و در انتها تقصير ميكند تا از احرام برون آمده، تولدي دوباره و زندگي تازه را از نو شروع كند. از اوج صخرة صفا كه خود بر آن نشستهاي، درة يار پيداست تا سفري تازه آغاز كني و رؤيايي شيرين دنبال و در آنجا هرچه بخواهي و دعا كني، همان شود، اگر با پاي دل از كوه صفا بالا روي و با چشم دل درة يار را نظارهگر باشي. آري! در آنجا همه چيز آنطورند كه بايد باشند، مثل بهشت.
در آنجا....... (ادامه دارد)
هميشه سبز و آفتابي باشيد.
