تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - ملاحظاتي پيرامون مناظره رئيس‏جمهور با اقتصاددانان

 

پيام شماره 347

 

ياران همراه!

 

مناظره رئيس جمهور و تيم اقتصادي‏اش با جمعي از منتقدان اقتصادي در نهاد رياست جمهوري،‌ اگر حاصلي براي اقتصاددانان نداشت، به‏طور يقين از لحاظ سياسي، به سود دولت تمام شد،‌ بويژه آن‏كه بنا بر گزارش خبرگزاري‏ها بسياري از اقتصاددانان در موضع انفعالي تنها به سئوالات پاسخ داده يا به تكرار مواضع قبلي كه در "مقايسة آماري" عملكرد دولت خاتمي با دولت نهم خلاصه مي‏شد، قناعت مي‏كردند؛ درحالي‏كه هدف از نگارش نامه، مقايسة عملكرد "دو دولت" نبود كه برخي از رسانه‏ها از آن به "رويارويي ياران خاتمي با ياران احمدي‏نژاد" ياد كردند. هدف آن بود كه اساتيد "علم اقتصاد" نشان دهند كه تصميم‏هاي اقتصادي دولت،‌ علمي نبوده، بلكه بر پاية سليقه، گرايش‏هاي سياسي،‌ شعارهاي عامه‏پسند،‌ نگرش‏هاي پوپوليستي و مواردي از اين قبيل استوارند. بنابراين آنچه در آن "شوي سياسي" مغفول ماند، طرح مباحث نظري و تكيه بر اصول علم اقتصاد بود كه با عملكرد اقتصادي دولت نهم سازگاري نشان نمي‏دهد؛‌ يعني اقتصاددانان به‏جاي ظاهر شدن در كسوت ((استاد اقتصاد))، به "اقتصادخوان‏هايي" شباهت داشتند كه اگر "ابزار و اطلاعات آماري" از آن‏ها گرفته مي‏شد، ديگر حرفي براي گفتن نداشتند. اين "فاجعة نگرشي" تا به آن‏جا پيش رفت كه وقتي رئيس كل بانك مركزي كه خود ظاهراً يك اقتصاددان است،‌ از كاهش نرخ تورم به دليل كاهش نرخ بهرة بانكي خبر مي‏دهد، كسي از اساتيد به تصحيح اين نگرش غلط و غيرعلمي نپرداخته و با استفاده از اصول اقتصادي استدلال نكرد كه براي كاهش نرخ تورم بايد نرخ بهرة بانكي را افزايش داد و نه كاهش. يا وقتي رئيس جمهور استفاده از درآمدهاي نفتي را "تورم زا" مي‏داند، استاد اقتصادي به چگونگي استفاده صحيح (يا حداقل عدم استفادة نابجا) از آن و نقش سياست‏هاي انبساط مالي افراطي‏گرايانه كه مورد استفادة‌ اين دولت و دولت‏هاي قبلي قرار مي‏گرفته،‌ كمترين اشاره‏اي نمي‏كند. ايضاً وقتي رئيس جمهور ادعا مي‏كند كه رشد بالاي اقتصادي، تورم‏زاست، احدي از اقتصاددانان به تجربة بسياري از كشورهاي موفق كه از سياست "رشد بالاي غيرتورمي" استفاده كردند و موفقيت‏هاي بسياري را به‏دست آوردند،‌ اشاره‏اي نكرده و دلايل علمي آن‏را بازگو نمي‏كند. يا زماني‏كه مشكل بازار سرمايه را در ايجاد حباب مربوط به سال‏هاي گذشته معرفي مي‏كنند،‌ استادي در مورد سياست‏هاي ماليه اشاره‏اي نكرد كه از يك‏سو بازار مالية ايران به‏طور كلي با آن بيگانه بوده و از سوي ديگر، سياست‏ها و برخوردهاي شتابزده و نابخردانه، موجب آشفتگي اين بازار طي دو سال گذشته شده است.

در آن جلسه، استادي نگفت كه چرا دولت به مباني نظري و علمي پايبند نيست و سياست‏هاي اقتصادي خود را بر اساس اصول علمي تنظيم نمي‏كند؛‌ چرا اين‏همه سياست‏هاي متناقض در اقتصاد مورد استفاده قرار مي‏گيرد؛ چرا امنيت اقتصادي- اجتماعي رو به افول است؛ چرا مردم "احساس فقر" كرده، رضايت‏مندي و شادابي در چهره‏ها يافت نمي‏شود و در عوض اضطراب و تشويش و افسردگي در حالات و رفتار بسياري موج مي‏زند؛ چرا دولت در سياست‏هاي پولي دخالت‏هاي گسترده كرده و نقش آن‏را اين‏چنين در اقتصاد تضعيف نموده تا جايي كه هر لحظه انتظار مي‏رود تمامي قواعد بانك مركزي از طرف دولت برهم زده شوند كه برخي به شوخي خبر از "انحلال" بانك مركزي همچون سازمان مديريت مي‏دهند؛ چرا دولت با انحلال سازمان مديريت، مي‏خواهد كنترل و تصرف غيركارشناسي بر منابع درآمدي و بودجه داشته باشد تا هرطور كه مي‏خواهد خرج كند؛ چرا دولت فكر مي‏كند كه فروپاشي بازار سهام تنها به دليل ايجاد حباب در اين بازار بوده و عملكرد ناصواب خود را در برهم‏زدن اين بازار ناديده مي‏گيرد؛ چرا وضعيت توليد نابسامان شده و هيچ راهبردي براي نجات آن از طرف دولت ارايه نشده است؛ چرا خصوصي‏سازي را عملاً طنز اقتصاد ايران كرده‏اند و علي‏رغم تأكيدات مكرر مقام رهبري، كمترين توجهي به آن نمي‏شود؛‌ چرا اين‏همه آشفتگي در سياست‏هاي تجارت خارجي بويژه در بخش واردات وجود دارد؛ چرا دولت از سياست‏هاي اقتصادي تورم‏زا بهره جسته و كاري مي‏كند كه نقدينگي از توليد به بخش دلالي و واسطه‏گري انتقال پيدا كند،؛ چرا جامعه بايد نگران اين‏همه گراني و آشفتگي در قيمت‏ها باشد و ده‏ها چراي ديگر كه بايد از جانب اقتصاددانان پرسيده مي‏شد تا دولت در موضع منفعلانه جوابگو باشد؛ اما برخلاف انتظار، عكس آن اتفاق افتاد.‌ دليل غفلت اقتصاددانان در جلسة مناظره را شايد در ملاحظة سياسي و رودربايستي اساتيد با رئيس جمهور بتوان جستجو كرد، بويژه آن‏كه بسياري از آن‏ها تاكنون با رئيس جمهوري ملاقات نداشته‏اند!

وقتي از سوي "رئيس دفتر" رئيس جمهور دعوت‏نامه‏اي كه بيشتر شبيه به يك احضاريه رسمي بود تا دعوت‏نامه‏اي كه براي تعدادي انديشمند ارسال مي‏شود، دريافت كردم تا در "نشست" با رئيس جمهور شركت كنم، مي‏دانستم كه جو جلسه اصلاً‌ تحمل شنيدن اين قبيل "چراها" را ندارد، بويژه كه قبلاً از سوي مشاراليه به "فضاسازی و انتشار اخبار دروغ در جامعه" متهم شده بوديم و به ما گفته شده بود كه: "عده‌ای با كار مافیایی بعضی مواقع حقایق را دگرگون جلوه می‌دهند و دیگران را به‌جای خود می‌نشانند و هدف آن‏ها ضربه‏زدن به دولت است." از طرفي ديگر ملاحظه مي‏كردم كه "سخن علمي" اقتصاددانان به رويارويي "ياران خاتمي و ياران احمدي نژاد" تعبير شده و عده‏اي درصدد استفادة ابزاري از آن براي مقاصد سياسي خويش‏اند. بنابراين ترجيح دادم كه شركت نكنم و حرفي هم پيرامون آن نزنم. اما چند روز پيش يكي از همكاران دانشگاهي كه هر روز از اتاق روبه‏رو، توفيق عرض ارادت به او را دارم، اصرار بر نوشتن يادداشتي كرد؛‌ بويژه آنكه رئيس جمهور از اقتصاددانان خواسته بود كه منتقدان اقتصادي، بهترين راهكار استفاده از دلارهاي نفتي را با اين شرط كه به تورم نيانجامد،‌ارايه دهند. يادداشت زير حاصل تلاش ذهني همكارم به رئيس جمهور است كه خواست نامي از او برده نشود.

 

"نظر به اینکه:

  1. علم اقتصاد یک علم پیچیده و چندبعدی است و
  2. همگرایی نظرات علمای آن نیاز به تلاش عمیق‏تر و سیع‏تر با تعاملات نزدیکتر دارند و
  3. بدلایل مختلف (شخصی یا سیاسی)، اساتید صاحب نظر دیگر که از امضاء نامه یا حضور در جلسه ریاست جمهوری خودداری کرده‏اند ولی احساس تعلق خاطر و احساس وظیفه نموده و مایل به ادای دین و انجام رسالت خود در راستای منافع ملی و مردم می باشند و
  4. ابعاد مسایل و مشکلات جاری کشور بحرانی و استراتژیک بوده و کمتر صاحب نظری حتی در یک مساله و یا یک پدیده که غالباً اقتصادی-اجتماعی و سیاسی است اجماع نظر دارند و سرانجام اینکه
  5. اگر جناب رئیس جمهور بهر دلیل این رویدادها را جدی و سرنوشت ساز تلقی نکرده و بخواهد  برخورد سیاسی و ژورنالیستی با آن نماید نه‏تنها آینده کشور و مردم در خطر بوده، به قهقرا و به فلاکت کشیده می‏شود بلکه بیش از هر فرد دیگری خود شخص رئیس‏جمهور قربانی این اشتباه خود می‏شود و نیز برای اینکه مساله از حالت شوخی خارج شده و جنبه عملی بخود بگیرد توصیه می‏نماید:
  1. مقداری از دلارهای نفتی را برای تبیین و تعریف و فهرست بندی و اولویت بندی مسایل و مشکلات بین چند دانشگاه اختصاص داده و از سه دانشگاه اصلی کشور مانند تهران ، بهشتی و علامه بخواهد با صرف وقت و دقت بیشتر و تقبل مسولیت (بی مایه ف است) علت‏یابی و چاره‏جویی و اقدامات عاجل و لازم را در جهت تشکیل گروه‏های فعال کاری اعمال نمایند.
  2. بدین ترتیب پس از تبیین مسایل و مشکلات در راستای برنامه جامع و استراتژیک کشور با چشم‏انداز بلند مدت با فرمت خاصی که از حوصله بحث آن در اینجا خارج است، محورها و ارتباط‏ها آنها را تعریف، دسته‏بندی و طبقه‏بندی و اولویت‏بندی نمایند تا برای توسعه و رفاه کشور و مردم و مهار تورم و فقر و بیکاری ارائه نظر و طریق نمایند.
  3. بر روی هر مساله سه دانشگاه همزمان ولی جدا جدا و بدون ارتباط با یکدیگر تلاش و کنکاش نموده (به مدتهای مشخص) و نتایج را با همکاری سازمان مدیریت و برنامه و نهاد ریاست جمهوری در یک جلسه به اساتید دانشگاه‏های دیگر (حداکثر 5 نفر) به داوری بگذارند.
  4. با توجه به اینکه مسئولین و کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه (و عملکرد گذشته آنان) فاقد بینش کافی در طرح یک برنامه "عملی" کاربردی جامع و کامل در دراز مدت استراتژیک بوده و نتوانسته‏اند از ملقمه‏های فرضی نظری، و روی کاغذ یا Power point رایانه فراتر روند، پیشنهاد می‏شود از آنان به صورت جانبی استفاده شود ولی در داوری می‏توانند حضور داشته و در صورت تکراری یا مشابه بودن طرح‏ها با طرح‏های مصوب سازمان اظهار نظر و مساعدت نمایند.
  5. در صورت امکان می‏توان از کلیه صاحب‏نظران در یک گردهمایی مانند همایش (با پرداخت حق الزحمه ساعتی) در شمال یا در یک محیط ساکت و آرام  و به‏دور از هیاهو مانند کیش به مدت چند روز به صورت توفان‏زدایی مغزی (Brian storming) و همفکری و انتخاب یک مدل و الگوی مناسب (یا کپی از کشورهای دیگر و تعدیل مناسب آن) زنجیره تسلسلی مسایل و مشکلات را تحلیل و در صورت مثمر ثمر بودن نتایج آنها را برای حل وارایه طریق به اساتید دانشگاهها (سه دانشگاه) بسپارند. در غیر آن برگذاری جلسات کذایی ریاست جمهوری چیزی بیش از یک ژست نحواهد بود."

 

هميشه سبز و آفتابي باشيد.

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS