تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - اينهمه بدبيني نسبت به جوانان از كجا نشأت مي‏گيرد؟

 

پيام شماره 344

 

ياران همراه!

 

اعتقاد دارم كه انسان كامل كسي است كه به راحتي مي‏تواند از كنار استثناء‏ها گذشته و كليت زيبايي مجموعه‏اي را فداي لغزش‏هاي كوچك نكند. به تعبير ديگر بايد تلاش كرد كه ژرف‏نگري در نگاه آن‏چنان باشد كه زشتي‏ها در زيبايي‏ها گم شده،‌ هستي را مجموعه‏اي هدف‏مند،‌ قاعده‏مند و بي‏نقص ديد؛‌ يعني استثناء‏ها را نبايد كلي گرفت و بر تمامي امور تعميم داد و به تعبير "آندره ژيد":‌ "بكوش تا عظمت در نگاهت باشد نه در آن‏چه مي‏نگري" و اگر اين‏چنين باشد، هر چه مي‏بينيم از عظمت و بزرگي مخصوص به‏خود برخوردار خواهد بود. از طرفي ديگر،‌ نبايد براي رسيدن به مقصود- هرچه مي‏خواهد باشد- به تخريب وضعيت موجود اهتمام كرد تا نامي از خود برجاي گذاشت و افاضة كلامي كرد و به گمان خود، تاريخ را آن‏طور كه خود مي‏خواهيم و مي‏پسنديم، تصوير كنيم. تاريخ را افراد بزرگي مي‏سازند كه با واقع‏نگري و سعه صدر، به تحليل و بررسي وضعيت موجود پرداخته و بدون وارونه نشان دادن چهره اوضاعي كه احتمالاً مطابق سليقه آن‏ها نباشد،‌ مسير را براي بهتر ديدن آيندگان روشن مي‏كنند. به تعبير بسيار زيباي "جواهر نعل نهرو": "برگرداندن تصاوير آويخته بر ديوار، مسير تاريخ را دگرگون نمى‏كند." يعني همان كاري كه بسياري از افراد در لباس‏هاي مختلف مرتكب شده و سبب آشوب فكري در جامعه مي‏شوند.

اخيراً يكي از واعظان شهرت‏يافتة حوزه، مطالبي را در مورد جوانان و دانشجويان ايراني اظهار كرده كه نه‏تنها موجب تألم و تأثر آن‏ها شده، بلكه ناراحتي جامعة دانشگاهي و فرهيختگان را نيز به دنبال داشته است. اظهارنظر مشاراليه را پيرامون شش محور به قرار زير مي‏توان خلاصه كرد:

"1- قابل كتمان نيست كه وضع فرهنگي در جامعه ما بخصوص در بين جوانان بسيار تأسف‏آور است.

2- مختلط بودن دانشجويان مجرد در محيط‏هاي اجتماعي و رواج سي‌دي‌ها و ابزارهايي كه از نظر اخلاقي، پايه‏هاي دين را تضعيف مي‏كند، عامل اصلي اين مساله است.

3- خيلي بيشتر از آن‏چه فكر مي‏كنيم جوانان ما از نظر فكري و اعتقادي و مباني اخلاقي و ارزشي سست و لرزان هستند.

4- ما نمي‏خواهيم سياه‏نمايي كنيم؛ اما در دولت اسلامي اين مسايل ضد اخلاقي رو به رشد است.

5- بومي‏كردن دانشگاه‌ها يكي از مواردي است كه جلوي رواج فساد و فحشا از منطقه‏اي به منطقه ديگر را مي‏گيرد.

6- از مطالبي كه در برخي كتاب‏هاست و براي جوانان در زمينه‌هاي تقيد نسبت به احكام اسلامي شبهه ايجاد مي‏كند تا حرف‌هايي كه برخي شخصيت‏هاي سياسي مي‏زنند در گسترش فساد تأثير دارد و انتظار مي‏رفت در دولت جديد براي اين‌ها هم اقدام جدي شود؛ ولي شايد اين مسأله انتظار بي‏جايي باشد چون مسؤولان نيز گرفتاري‏هايي دارند و شايد مي‏خواهند پرده روي مشكلاتشان باشد و ما هم نمي‌خواهيم پرده از روي برخي مسايل برداشته شود."

موارد بالا، همه چيز را با كمال تأسف به‏طور آشكار بيان مي‏كند. تهمت‏هاي سخيف به دانشجو و دانشگاه كه شايد براي مدت‏ها نتوان آن‏ها را با پاك‏ترين آب‏ها از بين برد. البته اگر ايشان و هر كس ديگري نسبت به مسايل فرهنگي جامعه دغدغه نشان داده و با طراحي و نگرش ژرف خود به دنبال تصحيح روند باشند،‌ بايد از آن استقبال كرد، اما آيا طرح موضوعات حساس و تأثيرگذار فرهنگي بايد از چنين ادبياتي بهره گرفته و با مشتاني گره كرده به جنگ كساني رفت كه قرار است،‌ آيندة اين مرز و بوم را در آينده شكل دهند؟ چقدر زيبا " گاندي" مي‏گويد: "هرگز نمي‌توانيد با مشت گره‌كرده، دست كسي را به گرمي بفشاريد." آيا در آينده ايشان و طيف فكري مشاراليه،‌ چگونه مي‏توانند به هدايت و رهبري جواناني كه به فساد و دوري از ارزش‏هاي اخلاقي و اعتقادي متهم شده‏اند، همت گمارند؟

آيا اين‏كه ادعا مي‏شود: "جوانان ما از نظر ((فكري)) و ((اعتقادي)) و مباني ((اخلاقي)) و ((ارزشي)) سست و لرزان هستند"،‌ حرفي سنجيده و در شأن عالمي فرهيخته و فلسفه‏دان است؟ آيا دانشگاه را به مثابه يكي از ستون‏هاي مهم و تأثيرگذار فكري،‌ اعتقادي، اخلاقي و ارزشي جامعه نبايد به‏حساب آورد و متهم كردن اين نهاد مهم (شايد به جرم بومي نبودن!؟) به ترويج فساد  و فحشا،‌ حرفي از سر درايت است؟ آيا صرف آن‏كه دخترها و پسرها در دانشگاه‏ها مختلط‏اند، دليل بر ناهنجاري و فساد دانشگاه‏هاست،‌ يا بيان اين قبيل مسايل نمايان‏گر تنگ‏نظري، جزمي‏گرايي و واپسگرايي انديشه است؟ فرض كنيم كه دخترها و پسرها را در دانشگاه‏ها از يكديگر جدا كرديم، آيا مي‏توانيم ديوار بلندي براي جداكردن مردان و زنان در جامعه بكشيم تا آن‏ها در كنار هم قرار نگرفته، به كار و فعاليت روزانه مشغول نشوند؟ چه كسي مي‏تواند به درستي ادعا كند كه اختلاط مردها و زن‏ها،‌ عامل فساد و فحشا در جامعه است؟ اين نگرش سست بنيان از كجا پيدا شده و با سيرة‌ معصومين، ارزش‏هاي اسلامي و به‏طور كلي تاريخ اسلام تا چه اندازه سازگار است؟

در دانشگاه‏ها به جوانان پرواز به سوي معنويت و علم و اخلاق آموزش داده مي‏شود و اساتيد با برترين شيوه‏هاي ممكن،‌ آن‏ها را آمادة خدمت‏گزاري در جامعه مي‏كنند؛ اما به تعبير "نيچه": "آن‏كه مي‌خواهد روزي پريدن بيآموزد، نخست مي‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمي‌كنند." يعني اساتيد به‏سختي هرچه تمامتر به جوانان در دانشگاه پروازكردن را آموزش مي‏دهند، چرا كه آن‏ها در نهاد‏هاي خانواده،‌ مذهبي، مدرسه،‌ رسانه‏ها و تبليغات و..... ايستادن،‌راه رفتن، دويدن و بالارفتن را به درستي نيآموخته‏اند، يعني همان كاري‏كه متأسفانه طي سال‏هاي گذشته امثال كساني‏كه چنين ادعاهاي كذبي را دربارة جوانان مي‏كنند، از انجام صحيح آن عاجز بوده‏اند و عدم اتخاذ روش‏هاي صحيح فرهنگي در كنار مشكلات عديده اقتصادي- اجتماعي، راه را براي هرگونه لغزش احتمالي فراهم كرده است. متأسفانه مشاهدة برخي از لغزش‏ها و استثناءها،‌ موجب اظهارنظرهاي ناصحيح نسبت به جامعة بزرگ جوانان شده كه ممكن است، آن‏ها را نسبت به آينده دلسرد كند. يك انديشمند بايد ژرف‏نگر باشد و عظمت در نگاهش آن‏چنان باشد كه هرگونه لغزش و اشتباه احتمالي را تصحيح كند، نه آن‏كه با ساده‏نگري، سبب گسترش ناهنجاري‏هاي اجتماعي و فرهنگي ديگر در جامعه شود.

آيا رهبران ديني طي گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي در ايران، از خود پرسيده‏اند كه تا كنون كدامين قدم مثبت را در جهت تعالي مسير فرهنگي جوانان اين مرز و بوم برداشته‏اند و اگر اهتمام اساتيد دلسوز در دانشگاه‏ها نبود،‌ جواناني را كه راه رفتن و دويدن نياموخته بودند،‌ هرگز نمي‏توانستند آن‏ها را قادر به پرواز به سرزمين‏هاي ناشناختة علم و معرفت كنند؛ جواناني كه امروز افتخار ايران و جهانيان‏اند و با كمال مسرت، هر روز شاهد دستاوردهاي بزرگ و شگفت از آن‏ها در صحنه‏هاي بين‏المللي هستيم. امروزه، وقتي جوانان ايراني در هر سرزميني قدم مي‏گذارند، همچون ستاره مي‏درخشند و نسبت به ساير همقطاران خويش، چه از لحاظ اخلاقي و تربيتي و چه از لحاظ علمي و معرفتي، ارجحيت دارند. بايد قدر جوانان اين مرز و بوم را دانست، يعني همان‏هايي كه پدران و مادرانشان طي سه دهه از كيان مملكت حراست كردند و اگر هم بعض آن‏ها لقب "اخراجي‏ها" گرفتند، عاقبت در مسير الهي قرار گرفته، به لقاءالله پيوستند و امروز فرزندان برومندشان با قرارگرفتن در مسير والدينشان، به عظمت و اقتدار كيان اسلام و ايران انديشيده و تمامي توان خود را براي توسعه و پيشرفت آن مبذول مي‏كنند. بايد قدر جوانان اين مرز و بوم را دانست و با روش‏هاي صحيح فرهنگي، هرگونه لغزش احتمالي را ازبين برد. براي اين‏كار بايد عظمت در نگرش خود را نسبت به جوانان عمق بخشيده، آن‏ها را با تمامي وجود درك كرد. به‏راستي اين‏همه بدبيني نسبت به جوانان از كجا نشأت مي‏گيرد؟

    

هميشه سبز و آفتابي باشيد. 

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS