تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - ملاحظاتي پيرامون پاسخ تند رئيس جمهور به اساتيد اقتصاد- قسمت پنجم

 

پيام شماره 342

 

ياران همراه!

 

قبل از ورود به بحث، لازم است ابتدا بر اين نكته اشاره داشته باشم كه طي روزهاي گذشته، چندين مناظرة تلويزيوني از طرف برخي از امضاءكنندگان نامه اقتصاددانان به رئيس جمهور (البته به نيابت از طرف خودشان!) با طرفداران دولت نهم صورت گرفته كه ماحصل صحبت‏هاي آن‏ها پيرامون مقايسة عملكرد دولت نهم با دولت‏هاي پيشين بود. اما نكته‏اي كه در اين مناظره‏ها مغفول ماند، فارغ از عملكرد اقتصادي دولت‏هاي پيشين كه بر آن‏ها نيز انتقادهاي بسيار فراواني وارد است، تكيه بر علمي بودن تصميمات اقتصادي دولت نهم بوده،‌ يعني همان موضوعي كه شاه‏بيت نامة 57 اقتصاددان به رئيس جمهور را شكل مي‏داد. از اساتيد دانشگاه انتظار مي‏رود كه در مناظره‏ها بر اين مطلب تكيه كرده و عملكرد اقتصادي دولت نهم را بدون جهت‏گيري‏هاي سياسي كه بوي دفاع از دولتي را داشته باشد،‌ مورد نقد و بررسي قرار دهند،‌ تا هم راه صواب معلوم شده و هم كمكي براي دولت جهت تصحيح سياست‏هايش فراهم شود.

*

دلايل عمدة موافقان كاهش نرخ سود تسهيلات را در چند نوشتة قبلي همراه با نقدي مختصر، آوردم. در ادامه، به بررسي و تشريح ديدگاه مخالفان پرداخته و آن‏ها را در دو بخش به‏قرار زير خلاصه مي‏كنم:

1- افزايش تورم

2- كاهش توليد، رشد اقتصادي و بروز مشكلات ديگر

1- در اين قسمت به موضوع نخست،‌ يعني افزايش نرخ تورمي كه به‏واسطة كاهش دستوري نرخ سود پديدار خواهد شد، پرداخته مي‏شود. ابتدا به اين نكتة تكراري اشاره داشته باشم كه در شرايط تورمي، كاهش نرخ سود بانكي خلاف نظريه‏هاي اقتصادي است كه عواقب ناخوشايندي براي مردم و تخريب‏هاي عديده‏اي براي ساير متغيرهاي كلان اقتصادي دارد،‌ موضوعي كه نه‏تنها مورد توجة‌سياست‏گذاران اقتصادي قرار نگرفته، بلكه برخلاف اصول مسلم اقتصادي،‌ آن‏را به كرسي نشانده‏اند. درهرصورت، در شرايط كنوني اقتصاد ايران، اتخاذ سياست‏هاي نابخردانة پولي،‌ اثرات زيان‏باري را براي اقتصاد به‏همراه داشته كه يكي از آثار سوء و مخرب آن، افزايش تورم است. پيش‏بيني افزايش تورم با استفاده از اصول مرسوم علم اقتصاد،‌ كار چندان دشواري نيست، بلكه هر دانش‏آموختة علم اقتصاد كه با تعليمات اقتصاد نئوكلاسيكي (كه شاهرگ علم اقتصاد بوده و مخالفان در هر فرصت پديدآمده، ناآگاهانه بر آن مي‏تازند)، آشنايي مختصري داشته باشد، به راحتي مي‏تواند پيدايي تورمي گسترده در اقتصاد ايران را تشخيص داده و نگراني خود را ابراز دارد. بديهي است كه شرح چگونگي پيدايي تورم نياز به تحرير مطالب مفصلي داشته كه از حوصلة اين مقال، خارج است.

نكتة‌ ديگري كه جا دارد به آن اشاره شود، نقش و چگونگي پيدايي عرضة پول در اقتصاد است كه بعض افراد مناظره كننده كه اقتصاددانان را به سياه‏نمايي متهم كرده، تحت تأثير القائات سياسي تصوير درستي از آن ارايه نداده‏اند. اگر گسترش فعاليت‏هاي مولد اقتصادي به افزايش درآمد و سپس پس‏انداز و متعاقب آن به افزايش سرمايه‏گذاري بيانجامد و بخش قابل توجهي از عرضة پولي را كه از اين‏طريق در اقتصاد حادث مي‏شود، توجيه كند، بنابراين‌ انتظار كاهش نرخ بهره دور از انتظار نيست؛ اما چنان‏چه افزايش عرضة پول به‏واسطة فشار سياست‏هاي مالي (مجلس و دولت) بر بانك مركزي اتفاق افتد و بخش ناچيزي از آن در فرآيند توليد و رشد به‏كار رود، بايد تنها انتظار افزايش تورم در اقتصاد را داشت كه در اين‏صورت، به‏دنبال خود نرخ بهره را بالا مي‏برد. درهر دو حالت اما بايد اجازه داد كه مكانيزم بازار،‌ به تعيين نرخ سود اهتمام ورزد و استفاده از قواعد دستوري براي تعيين نرخ، همان‏طور كه پيشتر گفته شد،‌ تخريب‏ها و ناهنجاري‏هاي فراواني را بر اقتصاد و نهادهاي آن تحميل مي‏كند. به‏طور اجمال،‌ كاهش نرخ سود در شرايط كنوني اقتصاد ايران مي‏تواند تورم را از راه‏هاي زير افزايش دهد:   

الف:‌كاهش نرخ سود تسهيلات،‌ موجبات كاهش نرخ سود پس‏انداز را فراهم كرده و به كاهش سپرده‏گذاري در بانك‏ها و نگه‏داشتن پول بيشتر نزد افراد منجر شده كه افزايش قدرت خريد خانوارها را در كوتاه مدت به‏دنبال خواهد داشت. اين روند به افزايش تقاضا براي كالا و خدمات موجود در اقتصاد انجاميده و درحالي‏كه ميزان عرضه ثابت است، افزايش نرخ تورم را سبب مي‏شود. در اين رابطه،‌ گسترش كاذب برخي از بازارها مثل بازار مسكن، اتوموبيل، طلا،‌ زمين و.... و افزايش تقاضا براي كالاهايي كه عرضه مي‏كنند، به افزايش بيشتر تورم دامن خواهد زد. براي مثال، طي ماه‏هاي اخير مشاهد شده كه‌ افزايش تقاضا براي خريد زمين در مناطق حاشية شهرها و تسطيح دشت‏ها و‌ مراتع و قطعه‏بندي كردن آن‏ها جهت واگذاري،‌ مقادير قابل توجهي از نقدينگي را به‏سوي خود جلب كرده،‌ ضمن آن‏كه اين عمل اثرات جانبي مخرب زيست محيطي و طبيعي خود را به‏همراه دارد، به افزايش چشمگير شاخص قيمت مسكن و اجاره‏بها در اين بازار منتهي مي‏شود. همين وضعيت را مي‏توان براي بازارهاي اشباع نشدة ديگر نيز جستجو كرد.

ب: كاهش نرخ سود،‌ تغيير اساسي در تركيب سپرده‏هاي بانكي ايجاد كرده و گرايش به سمت سپرده‏هاي ديداري بيشتر مي‏شود كه آن به افزايش نقدينگي بيشتر در دست خانوارها منجر شده و بنابراين، نرخ تورم را افزايش مي‏دهد. استفاده از سپرده‏هاي ديداري، سرعت گردش پول را در بازارهاي غيرمولد بيشتر كرده،‌ پول را اصطلاحاً "داغ" كرده، يعني‌ منجر به كاهش ارزش واقعي آن مي‏شود كه متعاقباً زيان سپرده‏گذاران بانكي را درپي خواهد داشت؛‌ پس ممكن است انگيزة‌ خروج سپرده‏هاي پس‏انداز از بانك‏ها يا تغيير در تركيب سپرده‏هاي بانكي سرعت بيشتري گرفته،‌ رشد نقدينگي از شتاب بيشتري برخوردار شود. اگر سرعت گردش پول در بازارهاي مولد با ثبات صورت گيرد،‌ مي‏توان ميان آن و رشد توليد، رابطه‏اي باثبات برقرار كرد و در اين صورت، اثرات افزايش در حجم پول را روي قيمت‏ها مي‏توان جستجو كرد. افزايش سرعت گردش پول اما در بازارهاي غيرمولد همراه با افزايش حجم پول، اثرات مضاعف بر قيمت‏ها و بنابراين،‌ افزايش نرخ تورم به دنبال خواهد داشت.

ج: همان‏طور كه در بالا گفته شد، يكي از اثرات كاهش نرخ سود، انتقال وجوه و منابع به بازارهاي غيرمولد است كه درنهايت، دلالي و واسطه‏گري در اقتصاد را به زيان توليد و صادرات، رونق مي‏بخشد. مطالعات كاربردي خاطرنشان مي‏سازند كه افزايش دلالي، نه‏تنها قيمت در بازارهاي غيرتوليدي را افزايش مي‏دهد، بلكه باعث نوسانات گسترده در بازار توليد شده كه درنهايت، افزايش نرخ تورم در اقتصاد را به‏همراه دارد. انتقال وجوه به اين‏گونه بازارها كه با رشد نقدينگي همراه مي‏شود،‌ بيشترين منفعت را نصيب گروه‏هايي خواهد كرد كه كمترين عرضة نهاده‏هاي توليد را در اختيار دارند. مطالعات كاربردي در اقتصاد ايران نشان داده‏اند كه سهم كمي از رشد نقدينگي به بخش توليد و رشد اقتصادي گرايش داشته (حدود 12 درصد) و بخشي از آن در قالب افزايش حقوق و بخش بزرگ ديگري از رشد نقدينگي، به گروه‏هاي غيرمولدي كه نهادة‌ توليد عرضه نمي‏كنند،‌ اختصاص پيدا كرده كه درصورت تشديد فعاليت‏هاي واسطه‏گري، نياز اين گروه به جذب نقدينگي بيشتر شده كه البته كاهش نرخ سود،‌ چنين شرايطي را بهتر فراهم مي‏سازد و اين‏همه به منزلة افزايش تورم در اقتصاد است.  

به‏طور مسلم، نگراني از بابت افزايش تورم آن‏قدر زياد و جدي است كه اگر راه‏هاي مقابله با آن تدبير نشود، كمر اقتصاد را خم كرده، آثار مثبت بسياري از سياست‏هاي اقتصادي را تحت‏الشعاع خود قرار داده، هزينه‏هاي سنگيني را بر بخش‏هاي مختلف اقتصادي تحميل مي‏كند. اگر دولت نهم آثار و پيامدهاي تورم را مثل خيلي موضوعات ديگر جدي مي‏گرفت و با تمامي توان به‏دنبال مقابله با آن برمي‏آمد، به‏طور مسلم از اتخاذ بسياري از سياست‏هاي شتابزده پرهيز مي‏كرد و تذكر و هشدار اساتيد اقتصاد را با جان و دل مي‏پذيرفت و همچون تدبير بسيار اصولي و صحيح مديريت مصرف بنزين كه انتظار مي‏رود آثار بسيار ارزشمندي را در اقتصاد و جامعة ايران برجاي بگذارد، بدون درگيرشدن در مسايل احساسي يا تحت تأثيرقرارگرفتن از نظرات ايدئولوژيكي عده‏اي كه فعلاً ارادة دولت نهم را رقم مي‏زنند، از مناسب‏ترين سياست‏ها براي ادارة‌ كشور بهره مي‏جست. (ادامه دارد)

 

هميشه سبز و آفتابي باشيد.   

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS