تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - ملاحظاتي پيرامون پاسخ تند رئيس جمهور به اساتيد اقتصاد- قسمت چهارم

 

پيام شمارة 341

 

ياران همراه!

 

3- طرفداران كاهش نرخ سود تسهيلات، ممكن است دلايل ديگري را اقامه كرده، ازجمله: ادعا كنند كه كاهش نرخ، سبب افزايش صادرات، افزايش درآمدهاي مالياتي و رونق بورس مي‏شود. در اين قسمت اين موارد به‏طور اجمال مورد بررسي قرار گرفته،‌ ضمن آن‏كه توصيه مي‏شود پژوهشگران ديگر نيز، به بررسي كاربردي آن‏ها در قالب پروژه‏هاي تحقيقاتي بپردازند. نكته قابل توجه اينكه، هنوز از طرف مدعيان كاهش نرخ سود تسهيلات،‌ دلايل متقن علمي گزارش نشده و آن‏چه در اين يادداشت‏ها مي‏آيد، طرح مواردي است كه ممكن است طرفداران كاهش نرخ سود در ذهن داشته باشند. به جناب آقاي رئيس جمهور توصيه مي‏شود كه به مشاوران اقتصادي خود دستور داده، حداقل پيرامون مواردي كه در اين صفحات مي‏آيد، دلايل قابل قبول علمي اقامه كرده تا حداقل كاهش دستوري نرخ سود را بتوانند توجيه كنند! همان‏طور كه رئيس جمهور محترم خواسته بود كه "یك نفر" از اقتصاددانانی كه مدعی است و كاهش نرخ سود تسهیلات را به ضرر كشور می‌داند، بیاید ادعای خود را به‏صورت علمی ثابت كند."،‌ ما به‏طور متقابل خواستاريم: حداقل "يك نفر" از مشاوران اقتصادي رئيس جمهور بيايد و به‏صورت علمي مواردي كه در اين‏جا مورد بررسي قرار مي‏گيرند، نقد كرده و نشان دهد كه كاهش نرخ سود تسهيلات به سود كشور است!

الف:‌ از آن‏جايي كه توليدكنندگان داخلي در بازار پول مجبور به استقراض با نرخ‏هاي سود دو رقمي‏اند، درحالي‏كه رقباي آن‏ها در خارج، از وام‏هاي با نرخ سود يك رقمي برخوردارند، بنابراين توليدكنندگان داخلي قدرت رقابتي خود را در بازارهاي خارجي از دست داده،‌ صادرات كاهش مي‏يابد. لذا براي فائق آمدن به اين مشكل، بايد نرخ سود تسهيلات كاهش يافته تا توليدكنندة‌ خارجي بتواند به رقابت با رقيب خارجي‏اش پرداخته، صادرات كشور را افزايش دهد.

در اين‏جا فرض شده، توان رقابتي صادركننده تابعي نزولي از نرخ سود تسهيلات است،‌ درحالي‏كه مطالعات كاربردي فراواني ازجمله مطالعات كلاسيك "كالير" و "گلداستين و خان" چنين فرضيه‏اي را رد مي‏كنند. مطالعات كاربردي "رامبرگ"، "هيكس"، "دپلر و ريپلي" و.... رشد صادرات و توان رقابتي كشور را تحت تأثير فعاليت‏هاي واقعي اقتصاد و چگونگي تعامل با كشورهاي ديگر دانسته،‌ بر بهره‏وري عوامل توليد،‌ تحقيق و توسعه (R&D)، چيره‏شدن بر فن‏آوري نوين و بازاريابي تأكيد مي‏كنند. به‏علاوه، مطالعات كاربردي براي اقتصاد ايران نيز بر موارد بالا، صحه گذاشته و دركنار موضوعات يادشده، بر دولتي بودن اقتصاد ايران،‌ عدم وجود بازار مالية خصوصي و مقررات دست و پاگير كه به مثابه سد محكمي در مقابل صادرات قرار گرفته‏اند، انگشت تأكيد مي‏گذارد. جالب توجه است كه كمترين مطالة نظري و كاربردي درخصوص توان رقابتي و بهبود صادرات در ايران، نرخ سود تسهيلات را عاملي تأثيرگذار به‏حساب مي‏آورد.   

ب:‌ چون كاهش نرخ سود تسهيلات به افزايش توليد مي‏انجامد،‌ دولت مي‏تواند ماليات بيشتري را از توليدكنندگان اخذ كرده، لذا درآمدهاي مالياتي دولت فزوني يافته،‌ بخش اعظمي از مشكلات بودجه‏اي دولت تخفيف مي‏يابد.

در مطالب پيشين رابطه ميان نرخ سود تسهيلات و توليد و سرمايه‏گذاري مورد مداقه قرار گرفت و نشان داده شد كه در شرايط فعلي اقتصاد ايران، كاهش نرخ به افزايش سرمايه‏گذاري‏هاي توليدي نيانجاميده و بنابراين، توليد را نمي‏تواند افزايش دهد، ضمن آن‏كه تنگناهاي توليد در اقتصاد ايران آن‏چنان گسترده شده‏اند كه نرخ سود تسهيلات شايد پائين‏ترين اولويت را در فرآيند توليد داشته باشد. افزايش درآمدهاي مالياتي توسط كاهش نرخ سود تسهيلات،‌ فكري عبث بوده، درحالي‏كه قريب گذشت سه دهه از انقلاب، هنوز نظام مالياتي كشور با تنگناهايي عديدة ضعف ساختار و مديريت مالياتي مواجه است. براي افزايش درآمدهاي مالياتي، باید وابستگي به ماليات‏هاي غيرمستقيم و تعرفه‏هاي تجاري كاهش يافته، معافيت‏هاي مالياتي به حداقل ممكن رسيده،‌ ساختار تعرفه‏هاي گمركي ساده‏سازي شده و در مقابل تغييرات قيمت‏ها حساس شود، ‌پايه‏هاي مالياتي گسترده شده،‌ مديريت مالياتي ساده‏سازي شود، نرخ‏هاي مالياتي منطقي شده،‌ منابع جديد ماليات بر مصرف مثل ماليات بر ارزش افزوده مورد استفاده قرار گرفته و ده‏ها مورد ديگري كه مي‏توانند به افزايش درآمدهاي مالياتي منجر شوند، مورد توجه قرار گيرند. توجيه استفاده از ابزارهاي پولي براي اصلاح ساختار مالي،‌ تفكري غيرعلمي در اقتصاد ايران است.

ج: آن‏دسته از سپرده‏گذاران كه "ريسك پذير" هستند، اگر انتظار كاهش نرخ سود بانكي را داشته باشند، با انتقال سپرده‏هاي خويش از بانك‏ها به بازار سهام، تقاضا براي سهام بورس را افزايش داده،‌ سبب افزايش شاخص قيمت‏ها در اين بازار شده كه درنتيجه، بورس از رونق بيشتري برخوردار خواهد شد.

البته عدم ابطال چنين فرضيه‏اي را بايد مطالعات كاربردي با ابزار اقتصادسنجي قوي،‌ تبيين نمايد كه تاكنون چنين مطالعه‏اي براي اقتصاد ايران صورت نگرفته است. تجربه بازار سهام نشان داده كه در شرايط نااطميناني،‌اعلام رسمي EPS بانك‏ها و شركت‏ها،‌ به كندي صورت گرفته و بنابراين، پيش‏بيني درستي از وضعيت بازار نمي‏توان به‏عمل آورد،‌ به‏علاوه مشاهده شده است كه سهام‏داران كوچك بانك‏هاي خصوصي و شركت‏ها،‌ سهام خود را به فروش مي‏رسانند. نوسانات شديد و افت شاخص قيمت‏ها در بورس دركنار عدم شناخت سپرده‏گذاران از وضعيت شركت‏ها در بازار سهام، انگيزة بالايي را براي ورود پس‏اندازها به اين بازار فراهم نكرده،‌ ضمن آن‏كه سهام‏داران فعلي بازار سهام، سعي بر انتقال منابع خود از اين بازار به بازار مسكن را دارند. به‏طور كلي مي‏توان گفت، تاكنون هيچ مشاهدة نظري و تجربي از اين‏كه سپرده‏گذاران ريسك‏پذير با انتقال سپرده‏ها از بانك‏ها به بازار سهام كه در شرايط كنوني اقتصاد ايران، از وضعيت مطمئني برخوردار نيست،‌ مشاهده نشده است. بنابراين اين فرضيه نيز رد مي‏شود. (ادامه دارد)

 

هميشه سبز و آفتابي باشيد.     

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS