پيام شماره 337
ياران همراه!
به دنبال انتشار نامة سرگشادة 57 اقتصاددان در خصوص اوضاع اقتصادي كشور به رئيس جمهور {{اینجا}}، ايشان در جمع منتخبان استان سمنان به انتقاد مستقیم و صریح از نامة اساتيد اقتصاد پرداخته {{اینجا}} و ضمن دفاع از دستور مستقيم خويش مبني بر کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی، از اساتید ميخواهد: "ادعای خود را بهصورت علمی ثابت كنند." به گزارش رسانهها، دكتر احمدينژاد همچنين منتقدان سياستهاي دولت نهم را به "فضاسازی و انتشار اخبار دروغ در جامعه" متهم کرده، ادامه ميدهد: "عدهای با كار مافیایی بعضی مواقع حقایق را دگرگون جلوه میدهند و دیگران را بهجای خود مینشانند و هدف آنها ضربهزدن به دولت است." وي در توضيح اضافه ميكند كه: ایجاد شوك كاذب در بازار مسكن، اخلال در نظام دارویی كشور و واردات بیرویة شكر از جمله اقدامات مافیایی این گروههاست و خاطرنشان كرده "این شبكة مافیایی با دسترسی به منابع قدرت و ثروت، با فضاسازی، خدمات دولت را تخریب میكند." و "این فعالیتهای تخریبی بهگونهای است كه وقتی دولت با افتخار واردات كالا را كاهش و صادرات كالا را افزایش داده، دولت را متهم به افزایش واردات كالا میكنند. این افراد با فضاسازی و انتشار اخبار دروغ در جامعه، اینگونه القاء میكنند كه فعالیتهای عمرانی دولت موجب افزایش تورم در جامعه شده است، این درحالی است كه بیشترین میزان سرمایهگذاری خارجی در سال اخیر در كشور صورت گرفته است."
از اينكه رئيس جمهور محترم خواهان استدلالهاي علمي پيرامون مسائل اقتصادياند، بايد مورد توجه و استقبال قرار گيرد، چرا كه بسياري با نقل قول از رئيس دولت در اين پندارند كه دولت نهم نسبت به مباحث نظري بياعتناست و تنها به دنبال اجراي پروژههاي اجرايي كارشناسي نشده است. اما ايراد اتهامهاي رنگارنگ (كه متأسفانه چنديست عادت شده و پس از انتشار هر نقدي از عملكرد دولت نهم، دامنة تهمتها گستردهتر ميشود) به نكات دلسوزانه و انتقادي اساتيد بيمدعاي دانشگاه كه با بيان واقعيتهاي موجود، تنها به قوت و اصلاح قدمهاي دولت در مسير سازندگي كشور ميانديشند و تنها عشق به وطن در سينه داشته و به استقلال و اقتدار ميهن فكر ميكنند، كاري اخلاقي و پسنديده و در شأن مهرورزي و روحية تحملپذيري دولت نيست. اساتيد هرگز بهدنبال ضربه زدن به دولت نبوده و در هيچ دسته و گروه مافيايي عضو نيستند و واردكردن اين قبيل تهمتها از طرف رئيس دولت، راه را براي كسانيكه دشمني شخصي با برخي اساتيد دارند، هموار كرده، فضاي علمي را آلودة اغراض شخصي نموده و بيتفاوتي را بر فضاهاي آكادميك حاكم ميكند.
درهر صورت، هدف از اين نوشته پرداختن به چنين موضوعاتي نيست و اگر قرار به پاسخگويي باشد، حرف و گله براي گفتن بسيار است و آنرا بايد به فرصت مناسب ديگري وانهاد؛ بلكه در اينجا درصدد تبيين و بررسي يكي از سياستهاي اقتصادي دولت با روشهاي مرسوم علمي هستیم، يعني همان موضوعي كه مورد درخواست رياست محترم جمهوري است، آنجا كه اشاره ميكند: "ما را متهم به شتابزدگی در تصمیمگیری میكنند. "یك نفر" از اقتصاددانانی كه مدعی است و كاهش نرخ سود تسهیلات را به ضرر كشور میداند، بیاید ادعای خود را بهصورت علمی ثابت كند." و سپس ادامه ميدهد: "عدهای كه مخالف موفقیت دولت نهم هستند، میخواهند ما را خسته و وادار به عقبنشینی كنند؛ اما مطمئن باشند موفق نخواهند شد. به هیچ عنوان پذیرفته نیست كه منابع مالی كشور دراختیار عدهای خاص باشد." البته همانطور كه "دكتر احمدينژاد" بايد بدانند، در علم جديد، هيچ فرضيهاي "قابل اثبات" نيست، بلكه فرضيههاي علمي بايد يا با محيط پيراموني سازگاري نشان دهند كه اصطلاحاً گفته ميشود، "عدم ابطال" فرضيه اثبات شده و درغير اينصورت، به دليل اصل "ابطال پذيري" كه از مشخصههاي علم عصر جديد است، فرضيه ابطال ميشود. فرضية استفاده از نرخ سود تسهيلات بانكي نيز بايد در چنين فضايي مورد بررسي قرار گيرد.
قبل از ورود به بحث، ضروري است كه به چند موضوع توجه داشته باشيم:
1- وقتي صحبت از نرخ سود در بانکداری اسلامی ميكنيم، بايد آنرا در چارچوب بانكداري بدون ربا ببينيم كه بر پاية عقود اسلامي است. يعني بانك به نمايندگي از سپردهگذار، در رشتههاي سودآور سرمايهگذاري كرده و با كسر حق عامليت خود، مابقي سود را به سپردهگذار برميگرداند. در اين راستا، نه بانك و نه هيچ مرجع ديگري (از جمله بانك مركزي، شوراي پول و اعتبار يا رئيس دولت) وظيفة تعيين سود را نداشته و تنها بازده سرمايهگذاري در قالب عقود، نرخ سود را تعيين ميكند و اعمال هرگونه سود از پيش تعيينشدهاي موجب ربوي شدن معامله ميشود.
2- يكي از وظايف بسيار مهم بانك مركزي، حفظ ارزش پول است كه افزايش نسبي درصدي سطح عمومي قيمتها (مقايسة تورم در ايران با كشورهاي طرف معامله) و بهبود رشد نسبي اقتصادي (مقايسهاي) ميتواند آنرا بهطور مستقيم تحت تأثير قرار داده، نسبت به اسعار مورد مقايسه، كاهش دهد. حال اگر ارزش پول داخلي با كاهش روبهرو شود، بانك مركزي موظف است با تغيير در نرخ تنزيل، از كاهش ارزش پول ملي جلوگيري كرده، قدرت خريد پول داخلي را حفظ كند. اتفاقي كه در شرايط كنوني كشور، خلاف آن اعمال ميشود.
3- استفاده از ابزار پولي، بايد در اختيار مقامات پولي كشور قرار گيرد. حتي در بانكداري اسلامي نيز، سياستهاي پولي در اختيار بانك مركزي است و دولت يا مجلس، حق دخالت در سياستهاي پولي و چگونگي استفاده از ابزارهاي پولي را ندارند. براي مثال، مجلس حق تعيين عرضة پول (سقف اعتبارات، تسهيلات تكليفي) و رئيس دولت اجازة تعيين نرخ را ندارند كه هر دو فاقد هرگونه منطق اقتصادي است.
4- استفاده از ابزار پولی باید در راستای راهبرد توسعه اقتصادی صورت گرفته و تنها منافع گروه خاصی در اقتصاد را مد نظر قرار ندهد. اگر تغییرات در نرخ سود که از الزامات اقتصاد نئوکلاسیک است، خارج از قواعد اقتصادی انجام شود و عدم تعادل اقتصادی را که گریبانگیر بسیاری از بخشهای اقتصاد ایران شده، شدت بخشد و از طرفی با قواعد اقتصاد اسلامی ناسازگار باشد، در روش شتابزده و غیرکارشناسیشده که از طرف رئیس دولت اجبار شده و مقامات پولی کشور به اکراه تمکین کرده و به کاهش نرخ مبادرت کردهاند، لازم است تجدیدنظر اساسی صورت بگیرد، اگر طرفین واقعاً مصالح کشور را در نظر داشته باشند. جالب است که چگونگی استفاده از ابزارهای پولی توسط مسئولان (بانک مرکزی، مجلس و دولت)، نه با قواعد اقتصاد لیبرالیسم سنخیت داشته و نه از اصول اقتصاد اسلامی بهره میجوید؛ درحالیکه رفتاری مستقل و مجزا از راهبرد اقتصادی و شرایط اقتصادی کشور را دنبال میکند.
با توجه به موارد بالا و خارج از طرح مباحث كلي و روشهاي متدولوژيكي، اين سلسله نوشتهها در "چندين قسمت" از بعد نظري به نقد برخي از آراء موافقان كاهش نرخ سود پرداخته و بعضي از نظرات مخالفان را در شرايط كنوني كشور مورد مداقه قرار خواهد داد تا از اين راه، ضعف و نامعلومی سياستهاي پولي كشور را هويدا سازد. توصیه میشود خوانندگان محترم براي نتيجهگيري نهايي، تمامي قسمتها را كه بهطور مستمر در روزهای آینده خواهد آمد، مطالعه كنند. اين يادداشت را با اميد شيريني به پايان ميرسانم كه نخست، اساتيد ديگر نيز به بررسي نظري ساير موارد ناگفته بپردازند و دوم، رئيس دولت تحمل شنيدن نظرات مخالف را از كف نداده و به ابزار تهمت و برچسبزدن براي پاسخگويي اكتفا نكند.
هميشه سبز و آفتابي باشيد.
