پيام شماره 333
ياران همراه!
اگر گفته شود كه رمز "چگونه بودن" در نوع مبارزهايست كه هر كس در طول زندگاني اتخاذ ميكند، حرفي به گزاف گفته نشده است. كسي كه تمامي زندگيش را مبارزه براي احقاق حقوق خويش و همنوعان شكل ميدهد و شادي و آرامش خود را در شادي و آرامش ديگران جستجو ميكند، هيچ بخشي از زندگي را به قضا و قدر احاله نكرده و هرگز بهدنبال تسليدادن خويش براي اعمالي كه انجام نداده، نيست، چراكه او مسئوليت تمامي اعمالش را ميپذيرد و با اقتدار و سربلندي به آيندهاي كه بهوجود ميآورد، مينگرد. كسيكه از پذيرش مسئوليت هراس دارد، مخالف آزادي و آزادگي است و تن به ذلت و بردگي ميدهد.
هر حقي با مسئوليتي توأم بوده و شخص مسئوليتناپذير، هرگز نميتواند بهدنبال حق خود باشد، چه برسد به احقاق حقوق ديگران، پس به ناچار، بايد از زبان تملق و چاپلوسي و ريا و بردگي براي رسيدن به حقش استفاده كند. آنان كه قادر به قبول مسؤليت نيستند، نياز به آقا بالاسر داشته و هرگز طعم آزادي و دموكراسي را نخواهند چشيد و درواقع، آنان علاقهاي به آزادي ندارند، چون از پذيرش "مسئوليت" در هراسند. كسيكه حق انتخاب دارد، در مقابل خود، خانواده، جامعه و كل بشريت مسئول بوده و نميتواند چنين مسئوليتي را به گردن ديگران انداخته و خود را در مقابل شرايط تحميلي، بياختيار و عاجز دانسته و مجبور به پذيرش شرايط نامطلوب شود.
تمامي زنان و مردان بزرگ در صحنههاي مختلف زندگي، با مبارزهاي بيامان، سهم بهسزايي در ترسيم آيندة بشريت داشتهاند و با خدمات ارزندهاشان، نام خود را براي هميشه در دل تاريخ به يادگار باقي گذاشتهاند. مصاديق در عصر كنوني فراون يافت ميشوند، ازجمله امام خميني كه عمري را به مبارزه در راه هدفي والا گذاشت و با قبول مسئوليت تمامي اعمالش، آيندهاي روشن و غرورآفرين را براي پيروان راهش ترسيم كرد. راهي كه او در آن قدم نهاد، راه حسين (ع) بود كه الگوي مبارزاتي هميشه جاويدي را براي بشريت در تمامي اعصار به ارمغان آورد. مسئوليتپذيري امام خميني برداشت كاملي از مسئوليتپذيري امام حسين در قيام عاشورا بود كه حريت و آزادگي را با تمامي وجود فرياد ميزد. در شرايط كنوني دنيا كه ظلم وستم و خشونت سراسر دنيا بويژه كشورهاي اسلامي را فرا گرفته، الگوي مبارزاتي امام خميني (ره) ميتواند گرهگشاي بسياري از ناهنجاريهاي بهوجودآمده باشد، اگر بهدرستي مورد استفاده قرار گرفته و از مسير مبارزاتي خارج نشود.
امروزه شاگردان امام خميني در اقصاء نقاط گيتي، بويژه كشورهاي اسلامي پراكندهاند و هركدام نطفة مبارزاتي مسئوليتپذيري را در كشورهاي تحت ستم كاشته و مقدمات ظهور حضرت يار را فراهم ميكنند. آنها از فلسطين و لبنان و افغانستان تا قلب آفريقا و آسيا عليه جور و بيعدالتي به مبارزهاي بيامان اهتمام ورزيده و تمامي مساعي خويش را براي سربلندي و اقتدار ملتهاي مسلمان بهكار ميبندند. كسانيكه مسئوليت اعمال خويش را پذيرا هستند، نهتنها توان مقابله با ظلم و ستم را هرگز از كف نميدهند، بلكه بدون هراس يا محافظهكاري به استقبال آزادي رفته، "چگونه بودن" را با نواي دلنشين آزادمنشي تفسير و تأويل ميكنند. ياران امام خميني، آنگونه مبارزهاي را در پيش ميگيرند كه تخم تروريسم و خشونت و سركشي را خشكانده، بهجاي آن نسيم صلح و آزادي را براي همگان به ارمغان آورد. كسانيكه در مكتب خميني آبديده ميشوند، اسلام را از بعد نظري به صحنة عملي آورده و از آن الگويي ميسازند براي بهتر زيستن، بهتر ديدن و بهتر بودن.
سید!
امروز "لبیک یا حسین" را
عاشقانه تفسیر کردهای
با خون پیشانی کودکان
بر پرچم حزبالله
"لبیک یا حسین" را ترسیم کردهای!
مادران مبارز را
درس مادر وهب که دلدادگی است، میدهی
و با پروانههای سرخ سرزمین دلدادگي
"لبیک یا حسین" را نجوی کردهای!
برای خواهران و دختران
آیههای قدرت و صبر زینب را معنی کردهای
و در وسعت مکدر دشت كربلا
كه امروز همه جا كربلاست
"لبیک یا حسین" را نجوی کردهای!
برای پدران و پسران
سروش حبیببن مظاهر و عباس را تفسیر کردهای
و با آتش عشقی که در دل پروانههاست
"لبیک یا حسین" را نجوی کردهای!
*
سید!
امروز همراه پروانهها
و شعلة شمع قلبشان
- در تاریکی دشتی سوگوار
تمامیت دلدادگی را
تمرین میکنی
بذر حزبالله را همهجا پاچیدهای، سید!
ازلبنان تا انگلیس
از فلسطین تا آمریکا
داغ نابودی حزبالله را
بر سینة خصم گذاشتهای
شمشیر مقاومت، قلب ابلیس مست را
نشانه گرفته است
و تو رسته از دنیا
"لبیک یا حسین" را نجوی کردهای!
*
فرزند سادات!
امروز "لبیک یا حسین" را
با تمامیت عشق تفسیر کردهای
در دستهای حزبالله
و نگاه يتيمان
و سینة خونین نینوا
بانگ و خروشی بهوسعت آسمان
همراه شعلهای از چراغ مکتب فاطمه
و برق شمشیر علی
و پیام خون حسین
و کبوتر سپید صلح
- با شاخهای زیتون بر منقار
"لبیک یا حسین" را نجوی کردهای!
*
سید!
امروز تنها نیستی در کشاکش نبرد
صدای رود
شیپور میدانت
بال پرندگان
مرکب یارانت
برگ درختان
تنپوش مجاهدانت
ساقة زیتون
شمشیر دستت
آیههای حق
فانوس راهت
چه بگویم!
دلهای عاشقان
پیش پای توست
ذکر و ثنای حق
انتظار توست
عاشقانه، بر جمال روی معشوق
"لبیک یا حسین" را نجوی کردهای!
*
اما چند سؤال: سيد!
تو در سجادة نماز
مرا چرا در میخانه
رها کردهای؟
در اوج
- تمامیت عشق را تفسیر کردهای
از اوج
من ذرة پوچ را
- نظر کردهای؟
تو نقش خیال را
- خیالی رؤیایی-
در آسمان دل
ترسیم کردهای؟
با من چه کردهای، سید؟
تو زمینی نیستی
به ملکوت اعلی رفتهای
از جام حضورت
کائنات را مست کردهای؟
اما سيد!
آتش "لبیک یا حسین"ات را
چرا بر جان من انداختهای؟
عشق را دیوانه کردهای!
هميشه سبز و آفتابي باشيد.
