پيام شمارة 328
ياران همراه!
در فرآيند بازنويسي و تدوين نوشتههاي پيشين، به مطالب نابي برخورد كردهام كه تذكر مجدد آنها ميتواند راهگشاي بسياري از مشكلات كنوني جامعه باشد. مشكلاتي كه در صورت بيتوجهي به آنها، هزينههاي فراواني را بر جامعه وارد كرده، امنيت و آسايش آحاد را به مخاطره خواهد انداخت. اعتقاد دارم كه مقابله با معضلات اخلاقي و رفتاري كنوني كه گريبانگير جامعة ايراني بويژه جوانان شدهاند، با ابزار پليس و خشونت درمان نميشوند، بلكه ممكن است اثرات معكوس داشته، گرايشهاي نسل جوان را نسبت به نظام و ارزشهاي متعالي آن خدشهدار كرده و فاصله ميان آنها و حاكميت را بيشتر نموده و در آينده با عكسالعمل دستگيرشدگان، اطرافيان و خانوادههايشان روبهرو شده، بر وسعت معضلات بيافزايد، ضمن آنكه روشهاي پليسي اگر بهعنوان تنها راهحل مورد استفاده قرار گرفته، استمرار پيدا كند، امنيت و آرامش جامعه را در هر زمان به مخاطره مياندازد. بنابراين، انديشمندان و رهبران ديني و سياسي جامعه بايد بهفكر ارايه راهحلهاي علمي كه مورد استفادة جوامع موفق قرار گرفته از يكطرف، و درمان فرهنگي معضلات و ناهنجاريهاي جامعه از سوي ديگر باشند و ضمن ريشهيابي مشكلات كنوني، تغيير ساختارهاي نابههنجار فرهنگي را كه ريشه در تربيت و آموزش نامناسب، ناهنجاريهاي اقتصادي و از همه مهمتر، رفتارها و آموزههاي غلط رهبران سياسي دارد، در سرلوحة اقدامات قرار دهند.
********
به نظر شما مهمترین خصوصیت کشورها، ملّتها و انسانهای موفق کدام است؟ عوامل متعددی را میتوان جستجو كرد که یکی از مهمترین آنها، تمسک به یک ((الگوی رفتاری)) مشخص و پافشاری بر ((اصول)) مورد توافق جامعه است. ملّتها و کشورهای تهی و سرگردان، آنهائی هستند که هیچگونه ((اصول اخلاقی)) Principle را رعایت نكرده و برای رسیدن به منافع شخصی از نگرش ((ماکیاولیسم)) تبعیت میکنند. بهطور کلی، رفتار اجتماعی مردم، منبعث از تربيت خانوادگي، آموزش و از همه مهمتر، رفتار رهبران سیاسی جامعه با آنهاست. فیالمثل، اگر رهبران سیاسی با مردم صادق نباشند، حرف و عملشان یکی نباشد و مردم فکر کنند که به آنها دروغ گفته میشود، پس از مدتی کوتاه، رفتار اخلاقي دولت به بدنة جامعه سرايت كرده و گروهي از مردم همان جامعه، در رفتار اجتماعیشان دروغگوئی را پیشه كرده، به هیچ اصول اخلاقی خود را پایبند نمیدانند. بالعكس، اگر گروهي از مردم تحت تأثير منافع و اميال شخصي، به طريق صواب و اصول اخلاقي والايي كه رهبران نيككردار ارايه ميكنند، ارج ننهاده و خود را به هيچ ضابطة قانوني و اخلاقي پايبند ندانند، جامعه را با تلاطمهاي فكري و آشوب و ناهنجاريهاي شديد اخلاقي و رفتاري روبهرو خواهند كرد.
افرادی که حرف و عملشان یکی باشد و به آنچه میگویند، متعهد باشند، در زندگی پیشرفت خواهند کرد. اگر حکومت و ملّتی مایل باشد که در زندگی، پیشرفتی توأم با آرامش و سرور را تجربه کند، باید تلاشش منطبق بر گفتارش باشد. رهبران سیاسی و دینی با رفتارشان، الگوئی عملی برای ملّتهایشان هستند، چنانچه سرپرست خانواده از چنين نقشي براي فرزندان خود برخوردار است. در صورت نهادینهشدن کردار، گفتار و رفتار رهبران در جامعه، كثيري از مردم، طریقة آداب اجتماعی را در مظاهر مختلف منطبق با آن، الگوبرداري خواهند كرد، چنانچه رفتار سرپرست خانواده تأثير يكساني را بر الگوي رفتاري فرزندان در آينده خواهد گذاشت.
هنگامی که سربازان معاویه قرآنها را بر سر نیزه کردند، خوارج که تا پیروزی و رسیدن به موفقیت تنها چند قدم فاصله داشتند، دست از جنگ کشیدند و بی اعتناء به گفتة مولا علی (ع) که به آنها نهیب میزد: ((من خود قرآن ناطقم، دست از مبارزه نکشید و کار را تمام کنید))، به استقبال شکست رفتند. متأسفانه به دلایل سیاسی آنزمان که رفتار كثيري از مردم جامعه منبعث از رفتار چهرههاي سياسي و سه خلیفة آن عصر بود، ((الگوی اخلاقی)) اميرالمؤمنين (ع) نهادینه نشد و بسیاری از مردم (بهجز عدهای اندک) با پیروی از الگوی رفتاری سایر خلفای عصر، طریقة دیگری را آزمون كردند و عاقبت آن شد كه امروز اكثر جوامع اسلامي با آن دست به گريبانند. یا زمانیکه مهاتما گاندی در میان خیل عظیم مردم ميخواست کلکته را توسط قطار ترک کند، در جواب یادداشتِ فردی که از او خواسته بود قبل از ترک آنجا، برای مردم پیامی ارسال كند، به سادگی گفت: ((من خود پیامم)). الگوی رفتاری گاندی، عاقبت هند را از سلطة انگلستان خارج كرد و مردم طعم آزادی و استقلال را چشیدند. کشورهای موفق که مردمشان زندگانی موفق توأم با آرامش را تجربه میکنند، از رهبرانی برخوردارند که در عمل، و نه فقط در بیان، الگوئی عملی برای ملّت خود و بلکه سایر ملل در سراسر جهاناند و از طرف ديگر، اكثريت مردم ضمن آنكه نسبت به قوانين جاري احترام فراواني قائلاند، الگوبرداران خوبي از اصول اخلاقي و ارزشهاي والاي انساني به شمار ميآيند.
چنانچه اشاره شد، رعایت ((اصول اخلاقی)) در سطح نهادهاي "خانواده" و "جامعه"، بهمراتب از اهمیت بالائی برخوردار است که عدم رعایت آن، ناهنجاریهای اخلاقي و رفتاري متعددی را سبب میشود. اجازه دهید که از مثالهای ساده شروع كنم: آیا شما والدینی را میشناسید که وقتی صدای زنگ تلفن را در منزل میشنوند، از فرزند خود میخواهند که بگوید، آنها در منزل نیستند؟ و در مقابل چنین رفتاری، درس صداقت را به فرزندش میدهند و از او میخواهند که هرگز دروغ نگوید! پزشکانی که توصیة پیشگیری از بیماریهای خطرناک ازجمله سرطان، برای بیماران خود میکنند، امّا در مطب، جلوی بیمار سیگار میکشند. رهبرانی که مدعی آزادی و حرّیتاند، امّا هیچگونه صدای مخالفی را برنمیتابند و حتی حکم شکنجه، زندان یا اعدام برای مخالفین خود صادر میکنند. سیاستمدارانی که بهطور مرتب به مردم خود دروغ میگویند و وعدههای توخالی میدهند و در عوض انتظار دارند که مردم به آنها اعتماد كرده، حرفها و وعدههایشان را باور کنند. واقعاً نمونهها فراوانند. وضعيت اخلاقي و رفتاري نظامهاي سیاسی در بسیاری از کشورها نیز اینچنین است. رهبران نظام درحالیکه هرروز دهها دروغ تحویل مردم میدهند، از آنها میخواهند که صادق و درستکار باشند و رفتار اجتماعی صحیحی را نشان دهند. بهراستي مقبولیت و مشروعیت نظام سیاسی در این کشورها در سطح داخلی و بینالمللی با ((راست نگفتن)) و عدم رعایت ((اصول اخلاقی)) زیر سئوال رفتهاست.
باید دانست که عاقبت، تمامی کشورها، ملّتها و تکتکِ افرادي كه حرف و عملشان يكي نباشد، زندگی ناگوار توأم با انواع بيماريهاي رواني، تشويش، افسردگی و تنگدستي را پیش روی خواهند داشت. اگر ما یاد بگیریم که در مقابلِ حتی کوچکترین موضوعاتِ مبتلا به زندگی و جامعة خود، اقدام عملی كرده و تا رسيدن به نتيجه و مقصود، منتظر و با استقامت بمانيم، چهرة دروني و بيروني يا حرف و عملمان یکی باشد، بهتر از آناست که برای مسائل بسیار بزرگ، تنها شعار داده، حرف زده و ايراد بگيريم امّا در مواقع لزوم، از عمل به كوچكترين آنها، عاجز و هراسناک باشیم. اگر بیان و عمل خود را یکی نکنیم، مجبور به تحریف و توجیه واقعیتهای پیرامون خود میشویم و تمامی زندگی خود را با موضوعات غيرواقعي و موهوم، سرگرم كرده، همیشه در تشویش و سردرگمی باقی خواهیم ماند. وضعیتی که فعلاً رهبران سیاسی بسیاری از کشورها و بهتبع آن مردم، با آن روبهرو هستند. بدانيم: مهم نیست که خواستة ما چقدر بزرگ و با اهمیت باشد؛ مهم آنست که برای رسیدن به خواستة خود، چقدر تلاش و پشتکار و صبر از خود به نمایش گذاشتهایم و حرف و عمل ما چقدر با هم مطابقت داشتهاند. به نظر من رمز موفقیتِ توأم با آرامش برای همة افراد و حتی حکومتهای سیاسی، پافشاری بر اصول اخلاقی و ارزشهاي والاي انساني بوده كه متأسفانه چندي است ميان ملتها مغفول مانده است. (پیام شماره 175- (30/1/1385))
هميشه سبز و آفتابي باشيد.
