پيام شمارة 323
ياران همراه!
كسانيكه سعادت زيارت خانة خدا نصيبشان شده، ميدانند كه هر شوط پيرامون كعبه، حال و هواي خاصي داشته و دنياي خاصي را پيشروي چشمان طوافكنندگان باز ميكند؛ دنياي متفاوتي كه در آن، چهرهها، صداها، حركات، رفتار و.... با شوط قبلي يكسان نيستند كه رمز و راز فراواني در آن است! اما وقتي به گذر زمان ميانديشم كه مملو از لحظههاي خاص و بديع است و پنجرههاي متفاوتي را به روي ما بازميكند كه هر پنجره به دنياي ديگري گشوده ميشود، حديث دلدادگي طواف خانة معبود را از نظر عبور داده كه چگونه براي انسانهاي هوشيار ميتواند تذكر و آئينهاي باشد از رفتار دنيوي تا شايد پس از آن، اعمال و كردار و نيت خويش را بازسازي كنند. اكنون كه از مرز پنجاه سالگي عبور كردهام و پنجاه و يكمين شمع زندگيم روشن شده است، احساس دگرگوني روحي عجيبي سراسر وجودم را فراگرفته و انگار كه تمامي مظاهر دنيا برايم رنگ و بوي ديگري پيدا كردهاند. نميدانم كه اگر بتوانم شمعهاي ديگري از عمرم را در آينده روشن كنم، چنين احساسي را دوباره ميتوانم آزمون كنم؟ اما بهراستي چنين آرزويي را در سر ندارم و در آرزوي فهم دنياهاي ديگري هستم كه فعلاً از دركشان عاجزم. اما دنياي كنوني كه ذهنم را احاطه كرده، اميد و آرزوهاي رنگارنگي را در خود جاي داده است. بهترين آرزويي كه ميتوانم در اين روزهاي بهاري طربانگيز و بانشاط كه با روز معلم نيز مصادف شدهاند، داشته باشم، خوشبختي و نيكبختي ديگران است. بهقول "لرد تنيسون": "راز خوشبختى در اين استكه بدانيد ديگران دليل خوشبختى شما هستند." و بهتعبير "بودا": "اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي كردن، بهترين خوشبختيهاست." امروز هم آرزوي چنين انديشهاي را درسر ميپرورانم و عبارات و واژههاي اين نوشته را با چنين نيتي آذينبندي ميكنم:
آرزو ميكنم كه عظمت ايران دوباره احيا شود و كسانيكه در صندلي رهبري جامعه قرار گرفته و توفيق خدمت به مردم را پيدا كردهاند، تنها به چنين آرزويي انديشه كرده و براي رسيدن به آن، از هيچ كوششي دريغ نكنند. رهبران بايد بدانند كه تنها با راستگويي به مردم و سخاوت ميتوانند نيكبختي و سعادت را براي جامعه به ارمغان آورند و به گفتة "بزرگمهر حكيم": "آنكه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار بهراستي؛ در اين جهان نيكبخت است."
آرزو ميكنم كه سليقه و ارادة شخصي رهبران سياسي – مذهبي بر سرنوشت كشور حاكم نشده و هيچگاه فضاي كنترلي و دستوري بر كشور حاكم نشود. مردم زماني طعم سعادت و آرامش و صلح را خواهند چشيد كه بهدرستي ببينند رهبرانشان بر "قدرت عشق" به مردم تكيه زدهاند و خواهان برقراري نظامي مردمسالارانهاند و نه بر "عشق به قدرت" به مردم كه تنها از طريق نظام كنترلي قابل دستيابي است. فشار و كنترل هرگز نخواهد توانست دوستي و مودت بههمراه آورد،بلكه تنفر و جدايي را شدت خواهد بخشيد. بهقول "گاندي": "هيچوقت نميتوانيد با مشت گرهكرده دست كسي را به گرمي بفشاريد."
آرزو ميكنم كه اسلام بازيچة دست عدهاي قرار نگرفته تا از آن پلي براي رسيدن به اهداف شخصي، آرماني و ايدئولوژيكي خود بسازند. درحاليكه اكثر علماي اسلام استفادة ابزاري از دين را مردود اعلام كرده و به صراحت گفتهاند كه: "استفاده ابزاري از دين در امور سياسي و اجتماعي امري خلاف است. مسوولين بهجاي پرداختن به بازيهاي سياسي، عزم خود را براي حل مشكلات بهكار بندند." اما هنوز استفاده ابزاري از دين در بسياري از زمينهها مورد استفادة مسئولين سياسي قرار ميگيرد كه باورهاي ديني مردم را به چالش كشانده است.
آرزو ميكنم فرهنگ صحيح اسلام دوباره احيا شده، خرافات، جزمانديشي و يكسو نگري نسبت به انديشههاي ديني كه بخش اعظم آنرا متوليان سياسي دامن ميزنند، براي هميشه از جامعه رخت بربندد و نسل جوان با تمامي وجود، درك كند كه در پناه قرآن و اهل بيت ميتواند مسير پيشرفت و تعالي را طي كرده و توشة مناسبي براي آخرت ذخيره كند. گل اسلام داراي آنچنان عطري است كه فضاي عالم را عطرآگين كرده و برفرض پاگذاشتن بر گل با شيوع خرافات و انديشههاي باطل، هرگز عطر آن از بين نرفته و همچنان فضاي عالم با آن خوشبو و معطر شده است. بهتعبير "ولتر": "شما ممكن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال كنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد."
آرزو ميكنم كه فرهنگ عشق و مودت جايگزين تفكر تقابل و جدايي قرار گرفته و تمامي افراد جامعه در كنار هم به ساختن ايراني آباد، قدرتمند، عزتمند، پيشرفته و سربلند اهتمام ورزند. نبايد تنها در انديشة خود بود و بايد از صميم قلب درك كنيم كه پيشرفت و خوشبختي ما در گرو پيشرفت و خوشبختي ديگران است. رمز موفقيت و تعالي يك جامعه، مشاركت و همدلي همه آحاد است و به تعبير پرمعني "ماري كوري": "نميتوانيد به ساختن دنياي بهتر اميد داشته باشيد؛ مگر آنكه تكتك افراد اجتماع، پيشرفت كنند. بهاين منظور، هر يك از ما بايد علاوه بر اينكه به پيشرفت خود بيانديشيم، در برابر عموم افراد بشر نيز احساس مسؤليت كنيم. وظيفة ما اين استكه براي كسانيكه ميتوانيم؛ مفيد واقع شويم."
آرزو ميكنم كه انديشة بيتفاوتي و لاقيدي از ميان جوانان ازميان رفته و ديو فساد و افيون كه قاطبه كثيري از جوانان اين مرز و بوم را تهديد ميكند، بهكلي زايل شده و جوانان ايراني با عزمي راسخ و ارادهاي پولادين، به خودآگاهي و خودشناسي ملي- ديني رسيده و با انديشهاي پويا در تمامي صحنههاي اجتماعي- اقتصادي- سياسي- فرهنگي و.... مشاركت كنند. ما ميتوانيم جوانان را به فراگيري دانش رهنمون كنيم، اما هرگز نخواهيم توانست آنها را وادار به انديشيدن، تأمل و كسب خودآگاهي نمائيم. جوانان بايد خود بهپا خيزند و خويشتن حقيقي خويش را بهدست آورند و با عزمي راسخ، به ساختن دنيايي جديد و متعالي بپردازند. به تعبير "گوته": "كسيكه داراي عزمي راسخ است، جهان را مطابق ميل خويش عوض ميكند."
آرزو ميكنم كه عقل سياسي دستگاه ديپلماسي كشور فزوني يافته و حفظ منافع ملي، يگانه شاخص براي تصميمسازيهاي سياست خارجي باشد.
آرزو ميكنم كه عقل اقتصادي دولت بر ارادة مردمي استوار شده و ساية شوم اقتصاد دولتسالار براي هميشه از سر اقتصاد كشور برداشته شود.
آرزو ميكنم كه شادي و سرور، دوباره به خانوادههاي ايراني برگردد و همه با دلي خوش و رواني شاد، روزگار بگذرانند.
آرزو ميكنم كه تحمل دولت، گروههاي سياسي و قاطبة مردم در مواجه شدن با مخالفان و انديشههاي متفاوت فزوني يابد و همه دركنار هم، بدون بغض و كينه در فكر ساختن ايراني آباد و سربلند باشند. دولت هم بايد بداند كه از مردم بيشتر نميداند و بهقول آن ضربالمثل مشهور: "مشکل بسیاری از حکومتهای جهان در این استکه ضریب هوشیشان از ضریب هوشی مردم پایین تر است." پس، دولت بايد تحمل شنيدن صداهاي مخالف را داشته باشد تا بتواند به مردم خدمت كند.
آرزو ميكنم كه سانسور و تحديد آزاديهاي اجتماعي- سياسي، براي هميشه از فرهنگ سياسي اين مرز و بوم حذف شده و همه بتوانند در پناه قانون زندگي توأم با آرامش و دور از التهاب و تشويش را سپري كنند.
آرزو ميكنم كه مقدمات ظهور يار فراهم شود و دنياي زيباي عدل و داد براي همه صلحجويان و آزاديطلبان و آزادانديشان فراهم شود.
و دهها آرزو و اميد زيباي ديگر براي مردم و ايران عزيز، هديه از معلمي در روز تولدش كه برف سپيدي محاسنش را پوشانده است. اما بهخوبي ميدانم كه چنين آرزوهايي، آرزوي تمامي ايرانيان از خرد و كلان است و همه در تمامي سنين بهدنبال رسيدن به آنها هستند. من خود نيز از همان دوران نوجواني و جواني به اميد چنين آرزوهايي روزگار ميگذراندم و هنوز در حسرت رسيدن به آنها روز را به شب ميرسانم. اما چرا اينها را بهمناسبت ورود به دنياي پنجاه و يكسالگي انگاشتم، شايد دليلش شوق اشتياق فراوان براي ديدن آنهاست كه ميدانم وقت تنگ است و نميخواهم با حسرت نديدن آرزوهايم، چشم فرو بندم. اين روزها، دايم در فكر سفر و ديدن يارم و آنقدر دستپاچة رسيدن به معبودم كه ميخواهم همة حرفهايم را تا دير نشده، بزنم تا دنياي امروزم را رنگين كنم و به اميد دنيايي بهتر، فردا را صدا زده و گلهاي نيايش را يكبهيك در گلداني بلورين گذاشته و به نسل آينده پيشكش نمايم. بسيار سخت است كه تصور كنيم، در آينده با دنيايي بهتر روبهرو نيستيم و به اميد رسيدن به جهاني بدون وحشت و ترس و ظلم و ستم و جنگ و خونريزي و اختناق، روزشماري كرده تا بلكه آرزوهامان تعبير شده، درختان پائيزي پنجرة خانهامان برگ دهند و شكوفههاي وجودمان بهبار نشيند. آيا آرزوها و رؤياهاي شيرين مرغ مهتاب دلهاي عاشق بالاخره تعبير خواهند شد و ساية شاخههاي شكستة افكار پوسيده براي هميشه محو ميشوند تا آرامش ابدي بر دلها حاكم شود؟ نميخواهيم فرصتهاي خوب را از كف بدهيم و تنها با رؤياهاي شيرين، دلمشغولي كنيم، چرا كه لحظهها بهسرعت از پي لحظهها ميگذرند و بهزودي بايد شمعي ديگر را براي خود روشن كنيم، شمعي كه ميتواند "كيك تولد" را روشن كند يا "سنگ قبر" را كه اگر تغييري در اوضاع نباشد، بهراستي چه فرقي خواهد كرد آن شمع كجا روشن شود؟ همچنين نميخواهيم به قول "جين كاكتيو" از تاريخ حقيقتى بسازيم كه سرانجام به افسانه منتهي شده و افسانه هم دروغى باشد كه سرانجام به تاريخ بپيوندد، بلكه ميخواهيم بار ديگر متولد شده و دنيايي سرشار از آرامش و نيكبختي براي همنوعان خود بسازيم. اگر شمعي براي تولد دوبارهامان روشن ميكنيم به اميد پيروزي و رسيدن به آرزوهاي بزرگ باشد، هرچند در راه رسيدن به آنها نابود شويم. بهقول "ارنست همينگوي": "انسان براي پيروزي آفريده شده است، او را ميتوان نابود كرد ولي نميتوان شكست داد." در طواف و مبارزة بيامان زندگي، دنياهاي بهتر را بايد تجربه كرد و آرزوهاي شيرين از سرشاخههاي اميد چيد. شايد راز رؤيت دنياهاي متفاوت پيرامون طواف كعبه، تفكر و تعمق در كار دنيا باشد كه سرگردان نباشيم، پشت "ديوار دانايي اردو بزنيم "، "پي آواز حقيقت بدويم" و خوشبختي و نيكبختي ديگران را آرزو كنيم.
هميشه سبز و آفتابي باشيد.
