پيام شمارة 320
یاران همراه!
دل در لحظاتی غبار غربت میگیرد، بیقرار میشود و سر را بهسوی خود میکشاند تا آرام گیرد. نباید دل را بهحال خود رها کرد که مصیبتها بهدنبال میآورد و اگر با امید رسیدن به کوی یار و نسیم ولایت اهل بیت نوازش داده نشود، از آرامش واقعی لبریز نمیشود. سرگردانی سر از بیقراری دل است که بهدنبال خم ابروی یار به هر کوی و برزن میرود و میدود و میجوید و اگر نشانی درست نداشته باشد، تا ابد سرگردان و حیران در وادی نفس باقی خواهد ماند.
"در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد."
سر در جستجوی منطق است و دل، احساس را فریاد میزند اما هیچکدام فراق یار نمیخواهند و هجران را برنمیتابند. فراق یار و درد هجران را با چه زبان و کلامی میتوان گفت که گفتنی نیست و حتی قویترین واژهها و عبارتهای ادبی، توان بیان ندارند و تنها دل باید آنرا بفهمد و با ممارست و توسل به معصوم، نشانی پیدا کند و اگر راه غیر رود و آدرس اشتباه پیدا کرده و دنیا را بهجای کوی یار بگیرد و در احوال آن غرق شود، پریشان احوال، روزگار سپری کند.
"شنیدهام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
فراق یار نه آن میکند که بتوان گفت
نشان یار سفر کرده از که پرسم باز
که هرچه گفت برید صبا پریشان گفت."
شفای درد روزگار، بوی وصال یار است که در هوای دل باید جست و آواز بلبل مست است که با گوش جان باید شنید. اگر غبار دنیا بر دل باشد، از تن برون باید کرد و اگر حجاب غرور بر گوش جان افتد، از جان برون باید کرد تا دنیا و غرور نفس، دیوار بلندی بر سر راه پرواز روح نباشد برای رسیدن به کوی یار که وقت تنگ است و زمان بهتندی باد میگذرد، پس امروز را باید مغتنم شمرد و خود را از درد هجران و غیبت خلاص کرد که یار حاضر و منتظر است که ما از حجاب غفلت برون آئیم.
امروز
در هواي شرجي دل عاشق قدم بردار
تا غرورت خيس شود
و چشمهايت را بهسوي آسمان دل منتظر پرتاب كن
تا نگاهت بياموزد پرواز را
شايد امروز
روز ديگري باشد، شقايق را
در دشت بيكران آرزو
تا ديرتر پرپر شود
و پروانه را
در آرزوي لبخند شمع
تا ديگر اشكش نبيند
و شكوفههاي بهاري را
بر تن درختان مست از رگبار
تا آسوده بمانند
شايد امروز
روز ديگري باشد، درد را
در رؤياي قامت زمان
تا آرام گيرد
و مردان خسته را
در انديشة رهايي از آوار زندگي
تا کمر راست کنند
و زنان نالان را
در آرزوی شبی بی درد
تا از ناف سیاهی بچینند
شاید امروز
هواي دل با نفس یار گرم شود
و چشمها، مژههای بلند ستارهها را ببینند
و دل بر بال نور
به کوی یار پرواز کند
شاید امروز
روز دیگری باشد
روز خلاصی از درد
روز گذر از هجران
روز دیدن یار
شاید امروز
روز دیگری باشد.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
