تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - راز ماندگاری مردان بزرگ سیاست: گفتگو و تعامل

 

پیام شماره 316

 

یاران همراه!

 

"چارلی چاپلین" به زیرکی می‏گوید: "دنیا آن‏قدر وسیع است که برای همة مخلوقات جایی هست، پس به جای این‏که جای کسی را بگیرید تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید." اما ظاهراً در دنیای سیاست، همه معتقد به آن نیستند. جدایی و افتراقی که میان کشورهای اسلامی بویژه کشورهای اسلامی- خاورمیانه و مسیحی- غربی به‏وجود آمده و روز به‏روز بر ابعادش اضافه می‏شود، ناشی از مؤلفه‏های گوناگونی است که مهمترین آن‏ها، ضعف شناخت طرفین از خصوصیات فکری و تاریخی یکدیگر است. تبلیغات گستردة نومحافظه‏کاران غربی و بنگاه‏های وابسته به صهیونیسم با کمک دستگاه‏های خبری، رسانه‏ای و سینمایی علیه مسلمانان تا به آن‏جا پیش رفته است که تاریخ و تمدن باشکوه و کهن کشورهای اسلامی بویژه ایرانی‏ها دستخوش تحریف و دروغ‏گویی آشکار شده که جفا و ضایعه‏ای‏ست به تاریخ بشریت که متعلق به جامعة جهانی بوده و امروزه سیاست‏مدار غربی برای رسیدن به مطامع مادی به زشت‏ترین صورت آن‏را دامن زده است. جوامع غربی با روبه‏رو شدن تبلیغات مسموم که مشاهده فیلم 300 ازجمله وقیح‏ترین شیوة وهن تاریح و فرهنگ ملتی بزرگ بوده است یا نگارش کتب و طراحی کاریکاتورهای موهن از پیامبر اسلام، همگی سبب دورشدن آن‏ها از فرهنگ و تاریخ باشکوه کشورهای اسلامی شده و شناخت و تصویر نادرستی از مردمان آن جوامع ارایه کرده و همین امر سبب جدایی هرچه بیشتر غربی‏‏ها از ملت‏های اسلامی شده است؛ به‏گونه‏ای مسلمانانی را که پیام‏آور صلح و آرامش در تمامی ادوار تاریخ بویژه دورة تاریکی و قرون وسطی جوامع اروپایی بودند و یکی از مؤلفه‏های تأثیرگذار رنسانس و پیدایی دورة عصر جدید در غرب به‏شمار می‏آمدند و ایرانی‏ها که شعار صلح طلبی‏شان بر سر در سازمان ملل حک شده است، باید "تروریست" و وحشی خوانده شوند و جایگاهی در دنیای روبه‏پیشرفت کنونی نداشته باشند. ملتی که از دیرباز مورد تهاجم زیاده‏خواهان خارجی قرار می‏گرفت، اما جوانمردی و صلح‏طلبی خود را کمتر فراموش می‏کرد. به تعبیر "نادر شاه افشار": "فتح هند افتخاری نبود برای من؛ دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند. اگر به‏دنبال افتخار بودم، سلاطین اروپا را به بردگی می‏گرفتم، که آن‏هم از جوانمردی و خوی ایرانی من به‏دور بود." سیاست‏مداران غربی اگر به نرم‏خویی، میهمان نوازی، جوانمردی، امانت‏داری، سابقة دیرینة علمی و فرهنگی، نبوغ و هوش سرشار مسلمانان اعتماد بیشتری نشان می‏دادند و حقیقتاً باور می‏کردند که همکاری صادقانه با آن‏ها به رشد و تعالی تمدن و فرهنگ بشری خواهد انجامید و ضامن صلح و آرامش برای تمامی جوامع خواهد بود، آن‏گاه از برخوردهای گزینشی و خصمانه با ملت‏های مسلمان اجتناب می‏کردند، اما اتخاذ تدابیر تبعیض‏آمیز و سلطه‏گرانه‏ای که از سوی غرب علیه منافع جوامع اسلامی اتخاذ شده، آن‏ها را به یک رویارویی مستقیم با غربی‏ها وادار کرده است. "ویل دورانت" در کتاب "تاریخ تمدن" در بررسی نتایج جنگ‏های صلیبی (عصر ایمان: صص 16-815) اضافه می‏کند: "تمدن اسلامی عملاً نشان داده بود که از نظر آراستگی، آسایش، فرهنگ و نظامی به‏مراتب بر تمدن مسیحی برتری دارد." هم‏او عناصر "تمدن" را در هشت عنصر کار، حکومت، اخلاق، دین، علم، فلسفه، ادب و هنر خلاصه کرده و معتقد است که تمامی آن‏ها از مشرق زمین به اروپا آورده شده‏اند. (مشرق زمین: صص 93-990). نقل‏ها فراوانند که در اکثر نوشته‏‏های تاریخی به‏چشم می‏خورند و به روشنی نشان می‏دهند که تمدن و فرهنگ و علم تمامی جوامع در دنیای امروز زنجیره‏ای به‏هم وابسته و پیوسته‏‏اند و فضیلت انسان امروزین، در گسترش و تعالی بخشیدن آن‏ها برای بهبود رفاه، آسایش و پیشرفت بشریت ‏است نه در جهت استفادة ابزاری برای سلطه بر بشریت و ایجاد تبعیض و محرومیت میان جوامعی که به دلایلی از گسترش علم و فن‏آوری بی‏بهره مانده‏اند. چقدر زیبا "فردریش نیچه" می‏گوید: "انديشه‏های ما، آری و نه گفتن‏های ما، و اگر و اما گفتن‏های ما، همه با همان ضرورتي از درون ما رشد می‏كنند كه ميوه از دل درخت، به هم مربوط و با هم خويشاوندند، و همه از يك اراده، يك وضع جسماني، يك خاك، و يك خورشيد نشان دارند." با این‏همه، ملت‏های مسلمان باید در مقابل سیاست‏های تهاجمی غرب حالت تدافعی پیشه کرده و با سخت‏ترین شرایط دست و پنجه نرم کنند و حداکثر به سابقة دیرینة افتخارآمیز خود دلخوش باشند. سابقاً رسم بر آن بود که مبارزان علیه حکومت‏های ظالم و مستبد داخلی می‏جنگیدند تا استقلال و آزادی را نصیب ملت‏های خویش کنند، اما شرایط عصر جدید به‏گونه‏ای رقم خورده است که ملت‏ها هم باید با حکومت‏های ظالم داخلی دست و پنچه نرم کرده و هم با سلطة خارجی مبارزه کنند، ‏مبارزه‏ای که از نظر بعض غربی‏ها به تروریسم تعبیر شده و ماهیت آزادی‏خواهی آن‏را زیر سؤال می‏برند که استمرار این روند، جدایی میان دو فرهنگ و تمدن غربی و شرقی بیشتر شده و نفرت و سوءظن میان آن‏ها عمیق‏تر می‏شود.

روی دیگر سکه نشان می‏دهد که برخی از افراد در کشورهای اسلامی در مقابل ممکن است واکنش‏های منفی و افراطی‏گرایانه نسبت به تمدن غربی که آغشته به بعض واقعیت‏هاست (واقعیت‏هایی که در کشورهای غیرغربی نیز امکان دیدنشان فراوان است) از خود بروز دهند. برخی اعتقاد دارند که آن‏چه ما به ظاهر در کشورهای غربی مشاهده می‏کنیم، پوستة آرایش شده‏ای است که هستة آن متعفن و در حال انهدام کامل است. به اعتقاد آن‏ها زندگی غربی بدون مذهب و معنویت، اهمیت فطری خود را از دست داده و پیشرفت علم و تکنولوژی به انسان غربی کمک کرده است تا از ارزش‏های انسانی و فطری فاصلة بیشتری بگیرد و با تکیة تمام عیار به نیازهای نفس اماره، مسیر انهدام فکری و معنوی خود را هموار سازد. انسان غربی نیازمند معنویت و مذهبی است که بتواند مسیر تکاملی به سوی انسان بهتر شدن را هموار کند. به اعتقاد آن‏ها، تمامی فجایعی که در سراسر دنیا صورت می‏گیرد، انسان‏های بیشماری که در اقصاء نقاط دنیا قتل عام شده و ثروت‏ها و منابع طبیعی‏شان به تاراج می‏رود؛ ناشی از تفکر لیبرالیسم و دموکراسی غربی است که ابزار تعداد معدودی در جوامع سرمایه‏داری غربی قرار گرفته است و البته تمامی آن‏ها نشأت‏گرفته از بی‏هویتی بشر غربی، بیگانگی وی با معنویت و مذهب و گندیدگی هسته‏ای است که تمامیت او را تشکیل داده است. پس نگرش غالب این دسته افراد مبتنی بر آن‏ست که دلخوشی به تفکر انسان غربی در بُعد سیاسی که دموکراسیِ فردگرایانة بشر محور ِ غربی را نوید می‏دهد و در بُعد اجتماعی و فرهنگی که اباحیت و بی‏قیدی و زندگی حیوانی را ارائه می‏کند، عبث و بیهوده است. خلط واقعیت در برخی از نکات بالا با واکنش‏های افراطی سبب شده است که از یک‏طرف ویژگی‏های مثبت فرهنگ و تمدن غربی نادیده گرفته شده و از طرفی دیگر، بسیاری از نابسامانی‏های اقتصادی- اجتماعی و سوءمدیریت و بی‏کفایتی‏ها در کنار نقاط ضعف اخلاقی موجود در کشورهای اسلامی نادیده انگاشته شده و عامل خارجی را مسبب آن‏ها معرفی کنند. غالباً  کمتر تصور می‏شود که بسیاری از اندیشمندان و مصلحین غربی با تفکر استبدادی، متعصبانه و نژادپرستانه در کشورهای غربی درستیزند، درحالی‏که آن‏ها در همین جوامع غربی زندگی کرده و از مواهب مادی و فن‏گرایانة بیشمار آن که مورد درخواست اکثر انسان‏ها در جوامع شرقی است، برخوردارند. مردم در جوامع شرقی کمتر به این نکته می‏اندیشند که انسان‏های فراوانی در غرب هستند که از دیرباز با اخلاق و معنویت زندگی کرده و بر اصول اخلاقی پافشاری می‏کنند. مردم در جوامع غربی کمتر دروغ می‏گویند، امانت‏دارند، به عهد و پیمان خود وفادارند، سخت‏کوش و فعالند و به کار اهمیت زیادی می‏دهند، به آزادی عمل و گفتار انسان‏ها ارج فراوان می‏نهند، در مجموع خانواده دوست‏اند و خیانت به خانواده را گناه بزرگی می‏دانند و بسیاری از ممیزه‏های دیگری که برخواسته از اصول مذهبی و اخلاقی است. همچنین انتقال علوم و فن‏آوری جدید که در انحصار غرب قرار گرفته به سایر کشورها، می‏تواند گره‏گشای بسیاری از مشکلات تمامی انسان‏ها باشد و کمک فراوانی به افزایش رفاه و بهتر زیستن جوامع بکند. به‏علاوه، باید دانست که مبارزه علیه ظلم و ستم و تلاش برای ساختن جامعه‏ای آزاد و مستقل با تکیه بر "وجدان پاک انسانی" و "تعالیم ارادة برتر" حد و مرز و نژاد و ملیت نمی‏شناسد و مبارزان و آزادی‏خواهان فراوانی در غرب، علیه ظلم و ستم و بی‏عدالتی قیام و مبارزه کرده‏اند که برخی از آن‏ها الگو و سرمشق مبارزان راه آزادی در شرق و کشورهای اسلامی قرار گرفته‏اند. پس همان‏طور که به‏طور اجمال گفته شد، اصول اولیة تمدن در غرب و شرق از خواستگاه یکسانی برخوردار بوده و بنابراین مؤلفه‏های انتظار ایجاد جامعه‏ای آزاد و برخوردار از عدالت، آسایش و رفاه در دو کرانه یکسان است. اما افراطیون، زیاده‏خواهان و سلطه‏گران در غرب با استفاده از ثروت و تکنولوژی، اسباب جدایی این‏دو را فراهم کرده و افراطیون در شرق نیز بر آن دامن زده‏اند تا هم ملت‏های غربی از مظاهر عظیم تمدن شرقی جدا مانده و هم جوامع شرقی از علم و فن‏آوری جدید دور بمانند و درعوض، دشمنی و تخاصم و کینه و رودرویی جای تعامل و آشتی و صلح و سازش و آرامش را بگیرد.

"تئوری متهم کردن طرف مقابل" که به‏طور مرتب مورد استفاده هر دو سو قرار گرفته و هرکدام دیگری را مقصر تمامی خطاها قلمداد می‏کند، هرگز نخواهد توانست صلح و امنیت و آرامش را به خیمه‏گاه طرف‏های درگیر بازگرداند و پرواضح است که هر طرف هرگز قصد نخواهد داشت از "تئوری عقب‏نشینی" استفاده کند، پس، باید به‏دنبال راه‏حل منطقی دیگری بود که متضمن صلح و امنیت دائمی برای همه باشد، اقدام بزرگی که تنها مردان بزرگ قادر به انجام آن خواهند بود و به قول "سیسرون": "هرگز نمی‏توان با آدم‏های کوچک کارهای بزرگ انجام داد." پس، از هر دو کرانه باید مردان بزرگی پیدا شوند تا صلح و امنیت دائمی را برای طرفین به ارمغان آورند، کسانی‏که با رفتار و گفتارشان، صلح و امنیت ملت خود را به خطر نیاندازند و "قدرت" را تنها برای انجام کارهای بزرگ آرزو می‏کنند نه برای حفظ منصب و موقعیت سیاسی. به نظر می‏رسد تنها راه نجات بشریت، بهره‏برداری از "نظریة انتقادى گفتمان و تعامل" بوده که در فرآیند آن، آشتی و تعامل دو دنیای غرب مسیحی و شرق اسلامی محقق شده و در سایه‏اش، تمامی ملت‏ها در آسایش و نیک‏بختی روزگار بگذرانند و یک‏بار دیگر عناصر تمدن، مسیر تعالی و پیشرفت را برای رفاه و خوشبختی بشریت طی کند. باید دانست حتی سرسپرده‏ترین حکومت‏ها، بقا و منافع ملی مردم خود را فدا نکرده و از آن صرف‏نظر نمی‏کنند چه برسد به حکومت‏هایی که شعار مردم‏سالاری و مردمی بودنشان، گوش فلک را کر کرده است. به‏قول "ژان پل سارتر" فلیسوف فرانسوی: "در مورد یک حکومت سرسپرده، این قابل تصور است که برای حفظ بقای خود به اطاعت از ننگین‏ترین خواسته‏های ابرقدرت‏ها تن‏ دردهد، اما هیچ‏گاه قابل تصور نیست که به‏خاطر اطاعت از کوچک‏ترین درخواست‏های همان قدرت یا قدرت‏ها، از بقا و منافع عمومی ملت و مردم خود صرف‏نظر کند." پس اگر می‏توان با گفتمان و تعامل، منافع ملی ملتی را محقق ساخت، چرا باید از آن چشم‏پوشی کرده و بر اعتقادات قبلی پافشرد؟ مردان بزرگ سیاست، هیچ‏گاه برای گفتگو و تعامل، مانعی ایجاد نمی‏کنند و با تمام وجود به پیشواز آن می‏روند. در فرآیند تعامل و گفتمان، بسیاری از موضوعات سامان پيدا کرده و با استفاده از نگاهی نقادانه به مسایل مورد علاقه از طریق فرآیندهای تعاملی، ارتباطی و منعطفانه، سازمان یافته می‏شوند. در فرآیند گفتمان، لازم نیست که دو طرف، از اعتقادات یکسانی برخوردار باشند، بلکه به‏قول "فیركلاف Fairclugh"، جايگاه افراد نه با يك ايدئولوژى یکسان، بلكه با ايدئولوژى‏هاى متفاوت و حتى رقيب، ساخته و بازساخته مى‏شود. تكثير و شيوع ايدئولوژى‏ها و گفتمان‏های متفاوت، نوعى عدم قطعيت و عدم صراحت را برای طرفین پديد مى‏آورد و بنابراین، تنها راه پيش روى طرف‏های مذاکره، سعى در آگاه شدن و آگاهى‏دادن است. در چنین نظام چندگانه و چندپاره‏اى، تنها مشاركت مورد توجه خواهد بود و ايدئولوژى یا اعتقادات و حتی متن از پیش طراحی شدة گفتمان هر طرف، اهمیت خود را از دست می‏دهند. به‏عبارت دیگر، گفتمان و تعامل، آميزش و هم‏زیستی پديد آورده، قدرت‏ها تنوع پیدا کرده و مقابله جای خود را به همکاری و مشارکت می‏دهد و درنهایت، ثبات و اطمینان و آرامش از قوام بیشتری برخوردار خواهد شد. مباحث نظری "گفتمان و تعامل" توسط اندیشمندان متعددی ازجمله: لاكلائو، موفه، فوكو، هابرماس، يورگنسن، ون دايك و فيليپس مورد بررسی قرار گرفته و ابعاد مختلف آن، کنکاش علمی شده است. نتایج مطالعات حاکی از آنست که: "نظریة انتقادى گفتمان و تعامل" که چارچوب مشخصی هم ندارد، نه‏تنها درپی آگاهی‏بخشی و شناخت خصوصیات فکری و تاریخی طرفین بدون تحمیل اعتقادات به یکدیگر است بلکه به گره‏گشايى، پرسشگرى و ایجاد زمینه‏های مشارکت پرداخته تا محیطی امن برای همکاری‏های بلندمدت و بادوام میان طرفینی که قبلاً با یکدیگر مقابله می‏کردند، بسازد و این امکان‏پذیر نخواهد بود مگر با گفتمان برای آگاه‏شدن(awareness)  و آگاهى دادن که همان شناخت خصوصیات فکری و تاریخی طرفین است. از طرفی، زمانی‏که راهبرد گفتمان و تعامل در کشوری به‏منصه ظهور برسد و مشکلات و معضلات داخلی و خارجی توسط آن چاره‏جویی شود، حاکمیت مجبور نخواهد بود برای حفظ آرامش داخلی و کاهش تنش در روابط خارجی، متوسل به سانسور، تحدید حقوق بشر، مقابلة تند و خشن با افراد و گروه‏های دگراندیش، کاهش یا بستن فعالیت سازمان‏های غیردولتی، روزنامه‏ها و رسانه‏های منتقد، احزاب و گروه‏های سیاسی، انجمن‏های دانشجویی و....، بزرگ‏نمایی دشمن خارجی و مواردی از این قبیل شود. در عوض، با ایجاد فضایی آرام، مطمئن و بانشاط، امکان مشارکت فعال تمامی آحاد مردم را در فعالیت‏های سیاسی- اجتماعی- فرهنگی و... بدون ترس از ‏بازشدن جبهه‏ای که قصد تضعیف یا براندازی نظام را داشته باشد، فراهم می‏سازد. بنابراین، راهبرد گفتمان و تعامل، روابط خارجی و داخلی را به‏طور همزمان به‏سامان خواهد کرد و مردم طعم واقعی آزادی‏ و رفاه را خواهند چشید و این هدف غایی را مردان بزرگ سیاست که خصوصیات فکری و تاریخی خود و غیرحود را به‏خوبی می‏شناسند، می‏توانند به سر منزل مقصود برسانند اگر به جای پافشردن بر اندیشه‏های یک‏سونگر و خودخواهانه، عشق به بشریت و وطن و سربلندی آن‏را در سینه داشته باشند.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید.

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS