پیام شماره 313
یاران همراه!
ظواهر دنیا آنچنان ما را احاطه و بهخود مشغول کردهاند که همه را واقعی میپنداریم و اعتقاد پیدا کردهایم که همه چیز آنطورند که ما میبینیم، میشنویم و لمس میکنیم. اما آیا تاکنون زیبائیهای آنسوی واقعیتهای ظاهری را دیدهایم و نور و انرژیی که هرکدام از خود ساطع کرده و بسیاری از پدیدههای عالم را محصور و شیفتة خود میکنند، رؤیت کردهایم؟ برای مثال، گوش بر "اشک" نهادهایم، صدایش را شنیدهایم و بر چشمش خیره شدهایم و اندیشیدهایم که اشک میتواند "لبخند" آب باشد بر ریگهای شناور جوی کوچه باغهای دل پروانة چشمان همیشه منتظر؟ از چشم همیشه برای دیدن ظواهر بیرونی استفاده میکنیم، اما آیا حقیقت باطن را بر شبکیة چشم انداخته و بر اعصاب بینایی دستور رؤیت بواطن را دادهایم تا بخشی از اصرار خلقت را فهمیده و رهرو عاشق مسیر عشق شویم؟
به دلم خندیدم
خواهش رفتن داشت
چشم را خیره شدم
میل نوشیدن داشت
گوش از سوز کلام
شوق پوشیدن داشت
چه عجیب است چه عجیب
شعرم از بهت قلم
عشوة خوابیدن داشت
افراد روزانه ممکن است با اشخاص مختلفی ملاقات و گفتگو داشته باشند که تعدادی از آنها را میشناسند، با معدودی طرح دوستی جدید میریزند و از کنار بسیاری نیز بدون توجه میگذرند و احتمالاً توقف کوتاهی با آنها برای رفع نیازهای روزانه یا به دلایل دیگر خواهند داشت. اما آیا در طول روز، هفته، ماه یا حتی سال، با خودمان ملاقاتی کوتاه داشتهایم؟ آیا هیچگاه به خانهتکانی خود پرداختهایم و غبار کینه و حسد و فریب و ریا و دروغ و خیانت را از تار و پود سینه زدودهایم؟
چاه نفس پرخون شد
حیرتم افزون شد
محتسب مجنون شد
چشم سر هم کور شد
چشم دل بینا شد
خاطرم بیرون شد
آتشم خاموش شد
سینهام گلگون شد
اینهمه وسوسه و تشویش در دنیایی که درازایش بهاندازة یک چشم بههمزدن نمیرسد، از کجا سرچشمه میگیرند؟ در دهلیز قلب بنشینیم و زیباترین شعر زندگی را با نوای پرندههای دشت لالههای واژگون و شقایقهای وحشی، شبنم مهتاب، حضور دل عاشق منتظر، عشوة نیلوفر تالاب مرغان مهاجر، بوی بیابانهای بیکس و تنها، عطر پیالة میفروش مهر و محبت، و عطش کلام طفلی گنگ بسرائیم، آنگاه خواهیم دید که دنیا رنگ و بوی دیگری پیدا خواهد کرد و عشق از حجاب بیرون آمده و رخ مینماید. باید از خود رهید تا عشق را دید.
شاهد از غیب رسید
محتسب دیر رسید
مرغ عشق زود رسید
دوست از راه رسید
انتظار آخر رسید
نغمة آواز رسید
گل به گلزار رسید
دل من آرام شد
شوق روئیدن داشت.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
