تبليغاتX
یادداشت‏های دکتر رحیمی بروجردی - طرح روسیه ادامه تجاوزات گذشته این کشور به خاک ایران است.

 

پیام شمارة ۱۵۵

 

یاران همراه!

 

پرونده هسته‏ای ایران قرار است ظرف امروز و فردا در شورای حکام آژانس بین‏المللی انرژی اتمی، برای چندمین بار بررسی گردد و درخصوص ارجاع یا عدم ارجاع آن به شورای امنیت سازمان ملل متحد، تصمیم‏گیری شود. در ماه‏های گذشته، چندین مطلب را اختصاص به موضوع پروندة هسته‏ای ایران دادم که علاقمندان با مراجعه به آرشیو یا پیام‏های ۸۴، می‏توانند از آن‏ها بهره‏مند شوند. متأسفانه فعلاً پروندة هسته‏ای ایران به "طرح روسیه" که ابعاد آن شاید برای بسیاری روشن نباشد، گره خورده است و مسئولین پروندة هسته‏ای، در گفته‏ها و مصاحبه‏های خود علاقمندی خود را نسبت به آن ابراز نموده‏اند، ضمن آن‏که طرف‏های روسی به‏شدت علاقه‏مندند از قِبَل آن، به قراردادهای سودآور هنگفتی با ایران دست پیدا کنند. جوانان این مرز و بوم شاید با جنایت‏هائی که روس‏ها طی سالیان پیش در حقّ ایران روا داشته‏اند، آشنائی چندانی نداشته باشند،بنابراین برای هشدار مسئولین که اجازة ((تکرار تاریخ)) را در جمهوری اسلامی ایران ندهند، شایسته است که به‏طور خلاصه، برخی از دخالت‏های همسایة شمالی را در ایران مرور نمائیم:

 ایران در سال ۱۱۷۶ هجری شمسی مورد تهاجم قوای روسیه قرار گرفت و پس از ده سال غارت و تجاوز در خاک ایران، عاقبت در سال ۱۱۸۶ هجری شمسی قرارداد تحمیلی "گلستان" را به حکومت وقت تحمیل نمود که بر اساس آن، شهرهای شیروان، دربند، باکو، قراباغ، گنجه و استان‏های پهناور گرجستان و داغستان از ایران جدا شدند و به اشغال روس‏ها درآمدند. تهاجم روس‏ها به خاک ایران با معاهدة گلستان پایان نپذیرفت بلکه بر حرص و طمع آن‏ها افزود که اصولاً روس‏ها چنین خصلتی دارند، یعنی به‏محض روبه‏روشدن با ضعف دولتی، خوی استکباری و تجاوزگری آن‏ها طغیان می‏کند و همین امر، منجر به معاهدة تحمیلی دیگری به دولت ایران در سال ۱۱۹۹ هجری شمسی گردید که به دنبال آن، شهرهای ایروان، نخجوان و طالش به اشغال روس‏ها درآمد. روس‏ها یکبار دیگر در زمان محمد علی‏شاه در سال ۱۲۸۳ هجری شمسی به ایران حمله کردند و در همین زمان بود که مجلس مشروطه‏خواهان توسط آن‏ها به‏توپ بسته شد. بعد از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ میلادی، شوروی توسط عوامل خود در ایران به قلع و قمع انقلابیون پرداخت و به امید برقراری یک حکومت کمونیستی در ایران، به تشکیل حزب توده مبادرت ورزید. رهبران حزب توده در ایران، سال‏ها چشم و گوش بسته در خدمت اربابان کمونیست خود بودند و بارها به قیام و نهضت ملی ایران خیانت کردند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی، توده‏ای‏ها استراتژی خود را تغییر دادند و با نفوذ در دستگاه‏های اجرائی، به خیانت از درون همت گماشتند. هنوز هم ممکن است بسیاری از طرفداران حزب توده در جای‏جای کشور مشغول به‏فعالیت باشند. بعد از انقلاب، شوروی سابق دوشادوش آمریکا به دنبال دست‏یابی به اهداف اقتصادی – سیاسی و از همه مهمتر دست‏رسی به آب‏های گرم می‏باشد که از آرزوهای دیرینة خرس سفید است. شایان ذکر است که خیانت و تجاوز روس‏ها تنها محدود به ایران نمی‏باشد بلکه دخالت و خیانت این کشور به کشورهای کوبا، السالوادور، آلبانی، شبه‏جزیرة کره، افغانستان، سوئد، فنلاند، اطریش، چکسلواکی، مجارستان، رومانی، لهستان و آلمان شرقی نمونه‏هائی از تجاوز و خوی استکباری این کشور به‏حساب می‏آید. با این توضیحات، واقعاً کدام کشوری دوباره می‏تواند به روسیه اعتماد کند، ضمن آن‏که بی‏اعتمادی به روسیه یکی از ضرب‏المثل‏های رایج بالخصوص در کشورهای اروپای شرقی و بالکان است.

 اگر انقلاب اسلامی طی سالیان گذشته فرصت می‏یافت تا به اقتدار اقتصادی و سیاسی دست پیدا کند، لازم بود که در وهلة نخست، - مثل بسیاری از کشورهای دیگر که در مواقعی بخشی از خاک خود را از دست می‏دادند،-  سرزمین‏های از دست رفته را دوباره به دامن ایران بزرگ برمی‏گرداند و حیثیت از دست‏رفتة کشور را دوباره اعاده می‏کرد که متأسفانه هنوز چنین تفکری در برنامة هیچ‏کدام از دولت‏های پس از انقلاب نبوده است و نه‏تنها کوچکترین اشاره‏ای به این امر خطیر نشده است، بلکه با قراردادهای رنگارنگ اقتصادی سودآور به نظر می‏رسد که از متجاوزین به شرف و آبروی کشور دلجوئی می‏نمائیم که این امر به اعتقاد من، به‏گونه‏ای ضعف در مقابل همسایة شمالی را تداعی می‏نماید. باید توجه داشت که شیوة دخالت‏های متجاوزین در عصر نوین با عصر گذشته تفاوت‏های بسیاری کرده است و دیگر کشورهائی که از خوی استکباری برخوردارند، الزاماً از تهاجم نظامی برای رسیدن به اهداف استکباری خود، بهره نمی‏جویند؛ بلکه آن‏ها امیدوارند با استفاده از شیوه‏های نوین، طوق سلطه و وابستگی بلندمدت را بر گردن کشورها بیاویزند و این دقیقاً همان کاری است که روسیه طی سالیان گذشته با انعقاد قراردادهای مختلف با ایران انجام داده است که "طرح اخیر"، عالیترین مرحلة آن به‏شمار می‏آید، کاری که حتی توده‏ای‏های نفوذی، قادر به انجام آن نبوده‏اند. به‏راستی چرا پروندة هسته‏ای کشور چنین سرانجامی پیدا کرده است؟ بالاخره ((آقایان)) باید در پیشگاه ملّت ایران بابت هر تصمیمی که می‏گیرند، پاسخگو باشند. من به‏عنوان یکی از فرزندان انقلاب، نمی‏خواهم شاهد تکرار تاریخ امّا این‏بار به دست یاران و فرزندان انقلاب باشم که خدا چنین روزی را نیاورد.

 

همیشه سبز و آفتابی باشید!

 


 

 

نوشته شده توسط <دكتر رحيمي بروجردي >    

    | لینک  |  

Balatarin

  RSS