پیام شماره 303
یاران همراه!
ایام پیروزی انقلاب اسلامی است و ضرورت دارد جوانان با برخی از گروههای سیاسی قبل از انقلاب آشنا شده تا به کموکیف و محتوی انقلاب اسلامی پی برده و درک واقعبینانهای نسبت به گروههای سیاسی پیدا کنند. برخی از گروههای فعال قبل از انقلاب را گروههای "چپ" با ایدئولوژی مارکسیستی تشکیل میدادند که اینها هرگز نتوانستند اعتماد ملت ایران را جلب کرده یا جایگاهی دائمی در جامعه برای خود پیدا کنند. متأسفانه اینروزها مشاهده میشود که باقیماندة برخی از آن گروهها در دانشگاهها و مراکز فرهنگی، سعی بر جذب و آموزش جوانان کرده و با ترویج افکار الحادی و واپسگرانة خود، به یارگیری از میان جوانان این مرز و بوم که آشنایی چندانی با سابقة آنها ندارند، مبادرت میکنند. از طرفی دیگر، دستگاه فرهنگی کشور آنچنان سرگرم درگیریهای سیاسی است که خطر گمراهی جوانان را درک نکرده و کمتر مشاهده میشود حساسیتی نسبت به این روند روبهگسترش از خود نشان دهد، مضافاً بر آنکه همنشینی و دوستی غیرطبیعی روبهفزایندة رهبران سیاسی کشور با رهبران سیاسی کشورهای کمونیستی- سوسیالیستی ممکن است خطر واردشدن جوانان به اندیشههای الحادی را فزونی دهد که این مورد اخیر هم مورد غفلت مسئولان فرهنگی واقع شده است. احزاب و گروههای سیاسی چپ متعددی با افکار و روشهای مبارزاتی متفاوت در داخل و خارج از کشور به فعالیت مشغول بودند، اما هیچکدام نتوانستند راه صحیح مبارزاتی را برای نسل جوان آشکار کنند که درنهایت، جوانان دستخوش دلزدگی، بیتفاوتی و دلسردی نسبت به مبارزه شدند و پوچی افکار آنها بر همگان مشخص شد. درادامه به معرفی اجمالی برخی از گروههای خارج از کشور میپردازیم. یکی از احزاب قدیمی، "حزب تودة ایران" بود که با ماهیت مارکسیست – لنینیستی طرفدار روسیه در سال 1330 فعالیت خارج از کشور خود را شروع کرد. حزب مزبور بعدها از کنفدراسیون دانشجویان کنارهگیری (اخراج) و با چاپ نشریات متفاوتی از جمله "مردم"، "دنیا"، "پیکار" و "مسائل بینالمللی"، بدون اعتقاد به مبارزه مسلحانه به جذب دانشجویان و ایرانیان خارج از کشور، اهتمام میورزد. در کنار آن، "سازمان انقلابی حزب توده ایران" بود که بخش اعظمی از ((جناح خط راست)) کنفدراسیون دانشجویان را تشکیل میداد و با چاپ نشریة "توده" و بدون اعتقاد به مبارزة مسلحانه، به ترویج ایدئولوژی مارکسیسم – لنینیسم طرفدار چین کمونیست، میپرداخت. پس از مدتی، "سازمان طوفان" از سازمان مزبور منشعب میشود و با انتشار "نشریة طوفان" بخش دیگری از جناح خط راست کنفدراسیون دانشجویان را تشکیل میدهد. ماهیت ایدئولوژیکی سازمان مزبور، مارکسیسم- لنینیسم چینی بود. ((کادرها)) یکی دیگر از جناحهای خط راست کنفدراسیون دانشجویان بود و با ایدئولوژی مشابه، نشریة "ستارة سرخ" را منتشر میکرد. به طور کلی ((خط راست)) کنفدراسیون دانشجویان، طرفدار چین کمونیست، معتقد به شروع مبارزات از روستاها و مبارزات دهقانی و مخالف مبارزات مسلحانه بود. در مقابلِ ((خط راست))، گروههای دیگری قرار داشتند که شاخصترینشان ((خط میانه)) بود. "سازمان انقلابی کمونیست" با انتشار نشریة "کمونیست" به خط میانه یا پاندولی کنفدراسیون دانشجویان مشهور شد. تساهل و تسامح بیش از حد طرفدران این جناح در برابر جریانهای سیاسی، آنها را به این نام معروف کرده بود. ماهیت ایدئولوژیکی جناح مزبور، مارکسیسم – لنینیسم بود. طرفداران "چریکهای فدائی خلق" در "جبهة ملی دوم" گرد آمدند و با انتشار نشریاتی از جمله ایران آزاد، باختر امروز و 19 بهمن و با ماهیت ایدئولوژیکی مارکسیسم – لنینیسم، ((خط چپ)) کنفدراسیون دانشجویان را تشکیل دادند. "نبرد خلق" که از طرف "ارگان چریکهای فدائی خلق" منتشر میشد توسط گروه مزبور پخش میگردید. مخالفین کنفدراسیون دانشجویان، گروه "تروتسکیستها" و "جبهة ملی سوم" بودند. گروه نخست که از کنفدراسیون دانشجویان اخراج میشود، از ماهیت ایدئولوژیکی مارکسیسم برخوردار بود، و با چاپ نشریات "پیام دانشجو" و "کندوکاو" و مخالفت با مبارزة مسلحانه، طرفداران زیادی را در خارج از کشور پیدا میکند. "جبهه ملی سوم" از ماهیت ایدئولوژیکی مشخصی برخوردار نبود ولی مسلمانان بدنة اصلی آنرا تشکیل میدادند. از شاخصترین چهرههای گروه مزبور ابوالحسن بنیصدر بود که با انتشار نشریة "خبرنامه" و موافقت با مبارزة مسلحانه، طرفداران زیادی را حتی در داخل انجمن اسلامی دانشجویان پیدا کرده بود. از آنجمله، یکی از دبیرهای انجمن اسلامی که بعدها داماد بنیصدر شد و انتشار و توزیع کتب بنی صدر در خارج از کشور و ارتباط بنی صدر با انجمن اسلامی دانشجویان نیز از طرف وی انجام میشد. سازمانهای کوچک و موازی دیگری که از طرفداران زیادی هم برخوردار نبودند، در کنار گروههای مزبور مشغول فعالیت سیاسی بودند. از جمله: جامعة سوسیالیستها (بخش انگلستان) که نشریة نبرد را منتشر میکرد، سوسیالیستهای اروپا که نشریة سوسیالیسم را انتشار میداد، سازمان جوانان ملی کارگران ایران که نشریههای پان ایرانیسم و ناسیونالیسم را منتشر مینمود، جوانان سوسیالیست نهضت ملی ایران که به انتشار نشریة سوگند اهتمام میورزید. سازمان دانشجویان ایرانی در آمریکا (کنفدراسیون) طرفداران زیادی میان دانشجویان ایرانی داشت و نشریههای متعددی از جمله "ماهنامة دانشجو"، "بولتن خبری"، "16 آذر" و "پیمان" را منتشر میکرد. برخی از طرفداران کنفدراسیون در اروپا و آمریکا نیز نشریات مستقلی را بهچاپ میرسانیدند. بالاخره، یکی از گروههای فعال خارج از کشور، "نهضت آزادی ایران در خارج از کشور" بود که با حمایت همهجانبه از "سازمان مجاهدین خلق ایران" و انتشار نشریة "پیام مجاهد" طرفداران زیادی را میان دانشجویان مسلمان پیدا کرده بود. اکثر رهبران نهضت آزادی ازجمله ابراهیم یزدی در انجمن اسلامی دانشجویان فعالیت میکردند و درواقع بدنة اصلی انجمن اسلامی آمریکا را تشکیل میدادند. نهضت آزادی با تمسک به نهضت مقاومت ملی و روحانیون مبارز، پل ارتباطی مبارزات دانشجویان مسلمان با روحانیت، ازجمله آیتالله طالقانی و رهبری آن امام خمینی بود. بسیاری از اختلافات درونی انجمن اسلامی آمریکا، میان رهبران نهضت آزادی و دانشجویانی که با ((عقاید سیاسی)) نهضت موافق نبودند، صورت میگرفت. جدائی میان این دو گروه در انجمن اسلامی کاملاً محسوس بود. درمجموع، به نظر میرسید که انجمن اسلامی دانشجویان در میان گروههای موجود در خارج از کشور، سالمترین و مطمئنترین محل برای مبارزات دانشجوئی باشد. عضوگیری در انجمن به سختی و با وسواس زیاد صورت میگرفت و افرادی هم که جذب بدنة انجمن میشدند، توانائیهای بالائی را در مسیر حرکت مبارزات دانشجوئی از خود به نمایش میگذاشتند. هرچند مطالبات تعدادی از این افراد پس از انقلاب اسلامی در ساختار سیاسی نظام بسیار فراگیر بود اما شاید آن ضرورتی بود که به واسطة قلّت نیروهای شناختهشده و مطمئن برای ادارة جامعه در اوان انقلاب احساس میشد. میان انجمن اسلامی و گروههای خارج از کشور (به جز نهضت آزادی، جبهة ملی سوم، روحانیون مبارز) بالخصوص گروههائی که از ماهیت مارکسیستی برخوردار بودند، ارتباطی نبود و در بسیاری از مواقع نوعی رقابت و دشمنی نیز میان آنها مشاهده میشد. خطکشیهای این دوران که خود نیز تحت تأثیر مبارزات سیاسی داخل ایران بود، در چگونگی جهتدهی مبارزات سیاسی در داخل کشور، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و استقرار نظام اسلامی تأثیرات تعیین کنندهای داشت. گروههای سیاسی چپ در خارج از کشور همچون گروههای مشابه خود در داخل، نتوانستند توفیق زیادی را در هدایت نسل جوان ایفا کنند و عملکرد سازمانی آنها درمجموع به دلسردی و بیتفاوتی یا سرسپردگی نسل جوان به کشورهای کمونیستی و افکار الحادی آنها میانجامید. درحالیکه بهنظر میرسید تاریخ مصرف گروههای چپ در دانشگاهها بهپایان رسیده است، ازسرگیری دوبارة فعالیت غیررسمی این گروهها در دانشگاهها میتواند آثار سوء فراوانی بر افکار نسل جوان که متاسفانه شناخت دقیقی هم از ایدئولوژی مترقی اسلامی ندارد، باقی گذارد. نسل جوان باید بداند که خیل وسیع گروههای چپ قبل از انقلاب چه در داخل یا خارج از کشور، هرگز نتوانست راه سعادت و تعالی را برای جامعة ایرانی به ارمغان آورد، بالعکس با انتشار افکار الحادی و ترویج تفکر وابستگی به کشورهای کمونیستی، زمینة پسروی جامعة ایرانی را فراهم کرد که نمونههای آن در ابعاد سیاستگذاری و چگونگی نگرش نسبت به تحولات اجتماعی- سیاسی و فرهنگی، هنوز در جامعه ایرانی مشاهده میشود که درواقع یکی از معضلات اساسی جامعه را تشکیل میدهد.
همیشه سبز و آفتابی باشید.
